چرا مردم برای سلامت روان به هوش مصنوعی پناه می برند؟

نظرسنجی جهانی تازه نشان می‌دهد استفاده از چت‌بات‌ها برای پرسش‌های سلامت روان رو به افزایش است، اما کارشناسان درباره خطر جایگزین شدن هوش مصنوعی با مراقبت تخصصی هشدار می‌دهند.

3 نظرات
چرا مردم برای سلامت روان به هوش مصنوعی پناه می برند؟

5 دقیقه

نیمه‌شب، وقتی تنهایی بی‌دعوت از راه می‌رسد، افراد بیشتری به جای تماس با یک متخصص درمان، در پنجره گفت‌وگو با چت‌بات تایپ می‌کنند. این تغییر اتفاقی نیست: یک نظرسنجی جهانی تازه نشان می‌دهد که اکنون بیش از ۶۰ درصد بزرگسالان برای پرسش‌های مربوط به سلامت روان با هوش مصنوعی مشورت می‌کنند، حتی وقتی نگران‌اند پاسخ‌ها به اندازه کافی دقیق و قابل اتکا نباشند.

این یافته‌ها از گزارش سلامت ذهن آکسا و ایپسوس به دست آمده است؛ گزارشی که بر پایه مصاحبه با ۱۹ هزار بزرگسال ۱۸ تا ۷۵ ساله در ۱۸ کشور، بین ۱۲ ژانویه تا ۱۶ فوریه ۲۰۲۶ تهیه شده است. تصویر به دست آمده نگران‌کننده است. نزدیک به هفت نفر از هر ده پاسخ‌دهنده، یعنی ۶۸ درصد، می‌گویند به شکلی با اضطراب، استرس یا افسردگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در میان جوانان ۱۸ تا ۲۴ ساله، این رقم به ۸۵ درصد می‌رسد.

شدت این وضعیت به نگرانی رو به رشدی تبدیل شده است. پژوهشگران گزارش می‌دهند که ۴۶ درصد افراد با مشکلات جدی سلامت روان روبه‌رو هستند و ۶۵ درصد نیز اخیرا احساس افت خلق پایدار را تجربه کرده‌اند. جوانان به‌ویژه آسیب‌پذیرتر به نظر می‌رسند: حدود ۴۳ درصد از افراد ۱۸ تا ۲۴ ساله علائم شدید را گزارش کرده‌اند، رقمی که تقریبا دو برابر میانگین جهانی ۲۶ درصد است.

چرا این همه افراد به هوش مصنوعی روی می‌آورند؟ موانع عملی نقش مهمی دارند. هزینه، زمان و دسترسی، دریافت مراقبت حرفه‌ای را دشوار می‌کند: ۴۳ درصد از افرادی که با مشکلات سلامت روان مواجه‌اند می‌گویند در سال گذشته هیچ کمک تخصصی دریافت نکرده‌اند و بیش از یک‌چهارم نیز تصور می‌کردند پیگیری پزشکی ضرورتی ندارد. در همین فاصله، راهکارهای خودمراقبتی مانند ورزش، گفت‌وگو با خانواده و دستیارهای مکالمه‌ای بخشی از این خلأ را پر کرده‌اند. ۶۳ درصد گزارش کرده‌اند که روش‌های خودمدیریتی را امتحان کرده‌اند و چت‌بات‌هایی مانند چت جی‌پی‌تی یا جمینای اکنون به نخستین مقصد آشنای بسیاری از افراد تبدیل شده‌اند.

اعتماد و ناامیدی هم‌زمان وجود دارند. ۴۵ درصد کاربران چت‌بات‌ها می‌گویند توصیه‌ای که دریافت کرده‌اند رضایت‌بخش نبوده است، با این حال ۳۸ درصد اذعان می‌کنند که به پلتفرم‌های هوش مصنوعی بیش از متخصصان سلامت روان اعتماد دارند. این تناقض از واقعیتی گسترده‌تر خبر می‌دهد: گاهی دسترسی آسان بر دقت غلبه می‌کند. وقتی کمک رایگان است و ساعت ۳ بامداد فورا در دسترس قرار دارد، شبیه کمک واقعی به نظر می‌رسد، بدون نوبت، بدون صورت‌حساب. اما این راحتی بی‌هزینه نیست.

کارشناسان خواستار احتیاط هستند. خالد الشرانی، رئیس بخش سلامت و پیشگیری در آکسا، می‌گوید سلامت روان جوانان امروز باید با دقت بیشتری زیر نظر گرفته شود. او استفاده سنگین از صفحه‌نمایش و وابستگی به فناوری را از عواملی می‌داند که انزوا را تشدید می‌کنند. سوفی مورین از ایپسوس نیز می‌افزاید که بیش از یک‌سوم پاسخ‌دهندگان، زمان استفاده از صفحه‌نمایش را با افزایش کناره‌گیری اجتماعی خود مرتبط می‌دانند.

این نظرسنجی لایه دیگری را نیز آشکار می‌کند: میانگین زمان روزانه استفاده از صفحه‌نمایش، خارج از کار، تحصیل و فعالیت‌های آخر هفته، ۵.۱ ساعت است. در تایلند و فیلیپین این عدد بالاتر است، حدود ۶.۴ ساعت، در حالی که ژاپن و سوئیس حدود ۴.۱ تا ۴.۲ ساعت را ثبت کرده‌اند. دو سوم افراد گزارش می‌دهند که عادت‌های مرتبط با صفحه‌نمایش به خواب، تمرکز و فعالیت بدنی آن‌ها آسیب می‌زند؛ ۳۹ درصد می‌گویند این اثرات شدید است.

وقتی هوش مصنوعی عمومی جایگزین قضاوت بالینی می‌شود، خطر مشخصی به وجود می‌آید. این مدل‌ها برای درمانگر بودن آموزش ندیده‌اند. الشرانی پرسیدن درباره علائم حمله پانیک از یک چت‌بات بدون فیلتر را به مشورت با دوستی نگران تشبیه می‌کند که می‌تواند فهرستی از همه بدترین تشخیص‌های ممکن را ردیف کند؛ پاسخی که ممکن است اضطراب را بیشتر کند، نه آرام‌تر. به باور او، چیزی که کمبودش احساس می‌شود، چارچوب‌های ایمنی است: سامانه‌های خودکاری که نشانه‌های هشدار را تشخیص دهند و در صورت نیاز کاربران را به متخصصان واجد صلاحیت ارجاع دهند.

اقدام‌های عملی می‌تواند کمک‌کننده باشد. پلتفرم‌های هوش مصنوعی را می‌توان با لایه‌های ایمنی بهبود داد تا علائم شدید را علامت‌گذاری کنند، ابزارهای مقابله‌ای مبتنی بر شواهد ارائه دهند و افراد را به دریافت مراقبت حرفه‌ای تشویق کنند. این پلتفرم‌ها همچنین باید درباره محدودیت‌های خود شفاف باشند، تا مردم بدانند چه زمانی یک پاسخ دوستانه فقط همان است و ارزیابی بالینی محسوب نمی‌شود.

برای میلیون‌ها نفر، جذابیت داشتن یک خط شنونده که هر زمان بتوان به آن دسترسی داشت، مقاومت‌ناپذیر است. برای متخصصان درمان و سیاست‌گذاران، چالش این است که این دسترسی حفظ شود، بی‌آنکه راحتی جای مراقبتی را بگیرد که آگاهانه، پاسخ‌گو و ایمن است.

منبع: smarti

ارسال نظر

نظرات

نورراه

دسترسی مهمه ولی نذاریم راحتی جای درمان رو بگیره. پلتفرم‌ها باید علامت‌گذاری کنن، هشدار بدن و وقتی لازم بود ارجاع بدن... و شفاف باشن

امین

این درصدها واقعیه؟ مگه یه مدل زبانی می‌تونه قضاوت بالینی کنه؟ شواهد کجاس، یا فقط دنبال یه گوش شنوا هستیم، نه درمان واقعی

لابکور

وای... آمار واقعاً ترسناکه، مخصوصاً میان جوونا. نیمه‌شب با چت بات صحبت کردن حس تنهایی رو بیشتر میکنه، ما باید چارچوب ایمنی داشته باشیم

مطالب مرتبط