6 دقیقه
تصور کنید در یک دستورالعمل ۲٫۸ میلیاردحرفی، تنها یک حرف تعیین کند که جنین نر شود یا ماده. در مجموعهای تازه از آزمایشها، همین تغییر بسیار کوچک، یعنی یک باز دیانای، کافی بود تا مسیر رشد جنسی در موشها معکوس شود.
ویرایشی میکروسکوپی با پیامدهایی بزرگ
پژوهشگران دانشگاه بار-ایلان با استفاده از کریسپر، تغییراتی بسیار کوچک را در یک توالی تنظیمی به نام Enh13 ایجاد کردند؛ بخشی غیرکدکننده از دیانای که فعالیت Sox9 را کنترل میکند، ژنی که محرک اصلی تشکیل بیضه است. وقتی تعادل طبیعی Enh13 با درج تنها یک جفتباز بر هم خورد، موشهای XX که در حالت معمول ماده میشدند، بهجای آن بیضه و آناتومی نرانه پیدا کردند.
این جهش درون یک ژن کدکننده پروتئین قرار نداشت. محل آن در دیانای تنظیمی بود، یعنی مدارهای ژنومی که به ژنها میگویند چه زمانی و در کجا روشن شوند. برای دههها، بخشهای بزرگی از این چشمانداز تنظیمی بهعنوان «ماده تاریک» ژنوم نادیده گرفته میشد. این آزمایشها نشان میدهد نواحی غیرکدکننده میتوانند مانند کلیدهای حیاتی عمل کنند: تغییرات بسیار کوچک، نتایجی بسیار بزرگ به همراه دارند.
در رشد نرانه، عوامل تقویتکننده تشکیل بیضه به Enh13 متصل میشوند و فعالیت Sox9 را افزایش میدهند. در رشد مادینه، عوامل مخالف به همان ناحیه متصل میشوند و Sox9 را خاموش نگه میدارند تا تخمدانها شکل بگیرند. گروه بار-ایلان نشان داد که برهمزدن این سرکوب، ترمز Sox9 را در جنینهای XX آزاد میکند و برنامه رشد بیضهها آغاز میشود.

این شکل، ناحیه تنظیمی Enh13 را در کنار ژن Sox9 بهعنوان یک «میدان نبرد» میان دو جنس نشان میدهد. عوامل تقویتکننده مسیر مادینه با اتصال به Enh13، Sox9 را سرکوب میکنند، در حالی که عوامل تقویتکننده مسیر نرانه آن را فعال میسازند. تعادل میان این نیروهای متضاد در نهایت تعیین میکند که رشد نرانه رخ دهد یا مادینه.
چگونه رابطه علت و معلولی را اثبات کردند
این گروه با ویرایش هدفمند ژنوم، تغییرات دقیق یکبازی و سهبازی را در Enh13 ایجاد کرد و سپس پیامدها را در جانوران زنده دنبال کرد. هم درج یک باز و هم حذف سه باز، نتیجهای شگفتانگیز و مشابه ایجاد کردند: موشهای XX بیضه و ویژگیهای خارجی نرانه پیدا کردند. آزمونهای گزارشگر مبتنی بر سلول به توضیح سازوکار کمک کرد: این تغییرات کوچک نحوه اتصال پروتئینهای تنظیمی به توالی Enh13 را تغییر دادند و کشمکش مولکولی را به سود فعالشدن Sox9 جابهجا کردند.
این یافتهها بر پژوهش پیشین همین تیم در سال ۲۰۲۴ استوار است؛ پژوهشی که نشان داده بود جهشهای کوچک دیگری در Enh13 میتوانند رشد را به سمت مخالف ببرند و باعث شوند جانوران XY بهصورت ماده رشد کنند. در کنار هم، این دو مطالعه Enh13 را نه یک کلید یکطرفه، بلکه یک مرکز کنترل دوسویه نشان میدهند که برای تعیین طبیعی جنسیت باید با دقت بسیار تنظیم شود.
دکتر نیتزان گونن از دانشکده گودمن و مؤسسه نانوفناوری و مواد پیشرفته دانشگاه بار-ایلان میگوید این نتیجه تأکید میکند که دیانای تنظیمی میتواند پیامدهای عمیقی برای رشد و بیماری داشته باشد. الیشوا ابرباک، پژوهشگر اصلی دوره دکتری، تأکید میکند که تمرکز صرف بر ژنهای کدکننده پروتئین باعث میشود بسیاری از علتهای بالقوه تفاوتهای رشد جنسی از دید پنهان بمانند.
پیامدهای بالینی و علمی
تفاوتهای رشد جنسی، یا دیاسدی، در سراسر جهان تقریبا در ۱ مورد از هر ۴۰۰۰ تولد رخ میدهد. پزشکان در بسیاری از موارد میتوانند با توالییابی نواحی کدکننده پروتئین، علت ژنتیکی را شناسایی کنند، اما بیش از نیمی از موارد دیاسدی همچنان بدون توضیح باقی میمانند. این مطالعه نشان میدهد جهشهای تنظیمی که در دیانای غیرکدکننده پنهاناند، ممکن است بخشی از این معماها را توضیح دهند.
از نظر کاربردی، این پژوهش مسیرهای تشخیصی تازهای را مطرح میکند: توالییابی ژنوم که عناصر تنظیمی غیرکدکننده را نیز در بر بگیرد، آزمونهای عملکردی برای بررسی واریانتهای مشکوک، و نقشههای دقیق از تقویتکنندههایی مانند Enh13 که بر ژنهای کلیدی رشد اثر میگذارند. از سوی دیگر، در حوزه پژوهش، دانشمندان احتمالا جستوجو برای واریانتهای تنظیمی اثرگذار بر سایر مسیرهای رشد را گسترش خواهند داد.
در کنار اینها، چالشهای اخلاقی و ارتباطی نیز وجود دارد. شناسایی تشخیصی یک جهش تنظیمی، پرسشهایی درباره پیشآگهی، مشاوره ژنتیک و حدود مداخله ایجاد میکند. وجود یک واریانت در ناحیه تنظیمی همیشه شدت یا فنوتیپ دقیق را پیشبینی نمیکند؛ زمینه زیستی و ژنتیکی اهمیت دارد.
دیدگاه کارشناس
دکتر لنا کواچ، متخصص فرضی ژنتیک تکوینی که بهعنوان مفسر مستقل صحبت میکند، میگوید: «این نمونهای روشن از آن است که نواحی کنترل ژنوم چگونه میتوانند در طول رشد به نقاط تصمیمگیری تبدیل شوند. زمانی تصور میکردیم ژنها تمام ماجرا هستند. اکنون میبینیم کلیدهای پیرامونی، یعنی تقویتکنندهها و خاموشکنندهها، میتوانند با تغییر تنها یک باز سرنوشت تکوینی را عوض کنند. این موضوع نگاه ما به تشخیص ژنتیکی را بازنویسی میکند و معیار اعتبارسنجی عملکردی واریانتهای بالینی را بالاتر میبرد.»
در ادامه، این تیم قصد دارد تقویتکنندههای بیشتری را که بر تعیین جنسیت اثر میگذارند، نقشهبرداری کند و بررسی کند که واریانتهای انسانی طبیعی در نواحی مشابه چگونه ممکن است در دیاسدی نقش داشته باشند. درس بزرگتر روشن است: معماری کنترل ژنوم شایسته همان دقت و موشکافی است که مدتها به ژنهای کدکننده پروتئین اختصاص دادهایم.
جمعبندی
یک جفتباز، یک تصمیم. یافتههای بار-ایلان بهروشنی نشان میدهد دیانای تنظیمی صدای پسزمینه نیست، بلکه نیرویی است که میتواند مسیر رشد را بازشکل دهد. برای پژوهشگران و پزشکان، این مطالعه یادآور آن است که هنگام جستوجوی ریشه بیماریهای مادرزادی، باید فراتر از ژنها را دید.
منبع: scitechdaily
ارسال نظر