3 دقیقه
آری آستر جملهای گفته که بیتردید طرفداران ژانر وحشت را هوشیار میکند: او پیشدرآمدی برای فیلم موروثی نوشته است. جملهای کوتاه، اما با معنایی بسیار بزرگ.
خبر وجود این فیلمنامه زمانی مطرح شد که گزارشها نام آستر را به فیلم تازهای به نام قربانی بلاگردان پیوند دادند؛ اثری که گفته میشود اسکارلت جوهانسون در آن بازی میکند و قرار است فیلمبرداریاش در ماه نوامبر آغاز شود. جزئیات همچنان مبهم است. آیا فیلم به وحشت روانشناختی نزدیک میشود یا به سمت چیزی غریبتر، شاید حتی علمی تخیلی، میرود؟ آستر درباره یک نکته محتاطانه و دقیق حرف زده است: این پروژه یک پیشدرآمد است، نه ادامه مستقیم.
آستر در نمایش ویژه فیلم موروثی در متروگراف به حاضران گفت: «من پیشدرآمدی برای آن فیلم نوشتم، اما هیچوقت زمان مناسبی برای ساختنش نداشتم. این یک پیشدرآمد است، نه دنباله، بنابراین نمیدانم سرنوشت این پروژه به کجا خواهد رسید.» این حرف مثل افتادن یک کلید روی زمینی آشنا صدا میدهد؛ نشانهای از بازگشت احتمالی به جهانی که او در سال ۲۰۱۸ ساخت، بیآنکه به طرفداران وعده ادامهای مستقیم بدهد.
چرا حالا؟ جدول زمانی پروژههای آینده آستر همیشه شبیه معما بوده است. چند ماه پیش از آنکه قربانی بلاگردان وارد چرخه شایعات سینمایی شود، او گفته بود در حال توسعه سه پروژه متفاوت است: یک فیلم علمی تخیلی، یک دنباله احتمالی برای ادینگتون و یک اثر ترسناک دیگر. قربانی بلاگردان میتواند هر کدام از اینها باشد، یا شاید چیزی که آستر اواخر سال گذشته، وقتی ایدهای رهایش نکرد، خیلی سریع نوشت و به پایان رساند.

در این میان، زمینه گستردهتری هم وجود دارد. آستر از این فرصت استفاده کرد تا از موج تازه استعدادهای مستقل سینمای وحشت تمجید کند. او بهطور مشخص از کین پارسونز و کاری بارکر نام برد و کارهای پارسونز با بلندر را بهعنوان صدایی خلاق و متمایز ستود. آستر گفت: «او بیست ساله است و کاری که با بلندر انجام میدهد، مسیر و نگاه روشنی دارد. مشتاقم ببینم این جریان صداهای تازه به کجا میرسد.» کوتاه، پرشور و حمایتگرانه.
او همچنین به فراز و فرودهای ساخت موروثی اشاره کرد. محبوبیت ماندگار این فیلم مانند شمشیری دولبه است: درها را به روی او باز کرد، اما معیاری ساخت که سایهاش روی هر اثر بعدی افتاده است. آستر اعتراف کرد به پایان رساندن فیلم زیر فشار یک سرمایهگذار دشوار، یکی از تاریکترین دورههای زندگیاش بوده؛ هرچند موفقیت نهایی مسیر حرفهای او را هموارتر کرد. او با شوخی گفت: «واقعاً احساس میکنم به هر فیلم تازهای که میسازم بیشتر افتخار میکنم، اما مدام در واکنشها یک روند نزولی میبینم.» جملهای خودانتقادی، صادقانه و انسانی.
کارنامه سینمایی آستر کوتاه اما پرخطر و ناهموار است: موروثی، میدسامر، بو میترسد و ادینگتون. همه آنها هر کدام به شیوه درخشان خود نابرابرند، اما موروثی همچنان ستاره راهنما باقی مانده است؛ اثری که بسیاری آن را کاملترین و پختهترین بیانیه سینمایی او میدانند. همین معیار هم تحسینبرانگیز است و هم محدودکننده.
فعلاً این خبر بیشتر شبیه یک اشاره وسوسهکننده است: پیشدرآمدی نوشته شده، تولید احتمالی قربانی بلاگردان با حضور اسکارلت جوهانسون در افق دیده میشود و کارگردانی با کنجکاوی بیقرار میان ژانرها حرکت میکند.
آیا آستر به وحشتهای مشخص و تبارهای خونین موروثی بازمیگردد، یا از آن جهان بهعنوان سکوی پرتابی به سوی چیزی کاملاً متفاوت استفاده میکند؟ اگر مردی که میدسامر و بو میترسد را به ما داد چیزی به مخاطبان آموخته باشد، این است که پیچش بعدی هرگز آشکار نیست؛ و دقیقاً به همین دلیل است که بسیاری از ما همچنان منتظریم.






.webp)







نظر بگذارید
نظرات (3)
جالب که آستر از استعدادهای مستقل تعریف میکنه. فشار موفقیت تلخه ولی شاید همین باعث رشد بشه، امیدوارم مسیرش متنوع بمونه
آیا این واقعیه؟ آستر همیشه رمزآلود عمل میکنه، ولی نوشتن پیشدرآمد با اون سابقه... شاید باز هم فقط حرف باشه
وااای پیشدرآمد؟ موروثی رو دوباره ببینم نمیشه، اما اگه جوهانسون باشه احتمالا کلی کنجکاوم... این یعنی برگشت؟