3 دقیقه
لوکا گوادانینو میگوید زمانی که مشغول ساخت فیلم چلنجرز بود، یک بار بیسروصدا وارد سالن شلوغ نمایش تاپ گان: ماوریک شد. انتظار داشت با همان همهمه معمول پیش از نمایش روبهرو شود. اما آنچه دید، بیشتر شبیه جشنوارهای از شادی بود: تماشاگرانی که تشویق میکردند، پاپکورنهایی که در هوا میپرید و رهایی خالصی که در سالن موج میزد. او این صحنه را بهروشنی به خاطر دارد، نه به این دلیل که فکر میکرد فیلم شایسته چنین ستایشی است.
گوادانینو در جشنواره ایل فوگلیو، این تجربه را بخشی از روندی بزرگتر دانست که آن را «اقتصاد نوستالژی» مینامد. او به فیلمسازانی اشاره کرد که آگاهانه یا ناخودآگاه یاد گرفتهاند خاطره را به کالایی قابل فروش تبدیل کنند. به گفته او، درون و بیرون ۲ و مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست با احساسات آشنا و ارجاعهایی کار کردند که مستقیم به عاطفه مخاطب وصل میشود. فیلمها به ماشین زمان تبدیل میشوند. زمینی امن، آشنا و قابل تشخیص پیش پای تماشاگر میگذارند. مخاطبان واکنش نشان میدهند. صندوقهای فروش گیشه به صدا درمیآیند.
گوادانینو درباره ماوریک بیپرده حرف زد. او این فیلم را از منظر فیلمسازی اثری «بسیار ضعیف» خواند. جملهای کوتاه. ادعایی بزرگ. با این حال، خودش هم اعتراف کرد که میفهمد چرا جمعیت تماشاگران چنین هیجانزده شد. بازگشت به روزهایی که سینما رفتن سادهتر و صمیمیتر به نظر میرسید، لذتی خام و جمعی دارد. نوستالژی میتواند موتور محرک باشد. اما گاهی هم میتواند نقاب باشد.

او حتی از استیون اسپیلبرگ نام برد و تلویحا گفت برخی از چهرههای سنگینوزن هالیوود نیز در این بازار نوستالژیمحور مشارکت داشتهاند، اگر نگوییم به آن دامن زدهاند. گوادانینو پروژههایی مانند روز افشاگری را کاملا ساختهشده از همین اشتیاق توصیف کرد؛ داستانهایی که کنار هم چیده میشوند تا به تماشاگران کمک کنند چیزی را که گمان میکنند از دست دادهاند، «دوباره پیدا کنند». این رویکرد کمتر درباره بازآفرینی است و بیشتر درباره بازگشت و دیدار دوباره.
اما اعداد و ارقام نقد او را پیچیدهتر میکنند. تاپ گان: ماوریک در سال ۲۰۲۲ با تحسین منتقدان و استقبال گسترده مخاطبان اکران شد. با بودجه تولیدی که حدود ۱۷۰ میلیون دلار گزارش شده بود، این فیلم در نهایت بیش از ۱.۵ میلیارد دلار در سراسر جهان فروش کرد. اقتصاد بلاکباسترها بهندرت چیزی را که میفروشد سرزنش میکند.
پس جایگاه کارگردانانی که میخواهند مرزهای سینما را جلو ببرند، نه اینکه آنها را دوباره زنده کنند، کجاست؟ اظهارنظر گوادانینو همانقدر که نوعی تشخیص به نظر میرسد، یک تحریک فکری هم هست: نوستالژی بلیت میفروشد، اما آیا پیشرفت هنری هم میخرد؟ این پرسش در هوا معلق میماند، بلندتر از هر تشویقی در یک سالن سینمای شلوغ.






.webp)







نظر بگذارید
نظرات (2)
وااای این بخش درباره تماشاگرای ماوریک رو حس کردم... هم شادی هست هم یه حس کمرنگ از معامله؛ سینما داره یادها رو میفروشه، افسوس.
نکته جالبیه ولی، واقعا نوستالژی همیشه مترادفِ پیشرفت نیست؟ فروش عالیه ولی آیا هنر رو هم میخره یا فقط حسِ تماشاچی رو؟