چگونه رد شدن اسپیلبرگ از جیمز باند ایندیانا جونز را ساخت

استیون اسپیلبرگ بارها خواست فیلمی از جیمز باند بسازد، اما هر بار رد شد. همان پاسخ منفی، با ایده جورج لوکاس، مسیر تولد ایندیانا جونز و یکی از مهم‌ترین فرنچایزهای سینما را ساخت.

2 دیدگاه
چگونه رد شدن اسپیلبرگ از جیمز باند ایندیانا جونز را ساخت

2 دقیقه

تصور کنید استیون اسپیلبرگ، درست پس از آرواره‌ها، درِ خانواده جیمز باند را می‌زند. جمله‌ای کوتاه. جاه‌طلبی‌ای بزرگ. او می‌گوید می‌خواست وارد این جهان شود. آن هم نه سرسری، چون از همان لحظه‌ای که دکتر نو را دید، یک فیلم باند را در ذهنش مجسم کرده بود.

چنین روایت‌هایی سینمایی به نظر می‌رسند، چون تقریبا همین‌طورند. اسپیلبرگ به‌تازگی در پادکست «باقی‌اش سرگرمی است» این ماجرا را تعریف کرد: او بارها پیشنهاد داد کارگردانی یک فیلم ۰۰۷ را بر عهده بگیرد و هر بار جواب رد شنید. پس از آرواره‌ها، با کابی بروکلی، تهیه‌کننده افسانه‌ای جیمز باند، تماس گرفت و داوطلب شد. پاسخ منفی بود. سال‌ها بعد، پس از برخورد نزدیک از نوع سوم، دوباره تلاش کرد. این بار حتی وارد نوعی معامله کوچک شد. بروکلی خواست در مون‌ریکر از یکی از ملودی‌های برخورد نزدیک استفاده کند. اسپیلبرگ گفت بله، اما با یک شرط: بگذارید یک فیلم باند را کارگردانی کنم. باز هم پاسخ منفی بود. هنوز هم توضیحی در کار نبود.

رد شدن تلخ است. اما می‌تواند مسیر تاریخ را هم عوض کند. یک لحظه در سال ۱۹۷۷ همه چیز را تغییر داد. اسپیلبرگ همراه جورج لوکاس در هاوایی بود و هر دو با اضطراب منتظر بودند جنگ ستارگان از راه برسد. او ماجرای باند را برای لوکاس تعریف کرد. لوکاس که در ایده‌های به ظاهر ناممکن سریع عمل می‌کرد، پاسخ داد چیزی حتی بهتر دارد: شخصیتی به نام ایندیانا اسمیت. این نام بعدتر به ایندیانا جونز تبدیل شد. اسپیلبرگ بی‌درنگ پذیرفت.

ادامه ماجرا برای دوستداران فرنچایزهای سینمایی آشناست. آن درِ بسته جیمز باند، یک کلاه فدورا را پیش روی اسپیلبرگ باز کرد. او چهار فیلم ایندیانا جونز را کارگردانی کرد و ماجراجویی ساخت که برای دنیای باستان‌شناسی شبیه باند بود، تاب‌خوران، طعنه‌زن و کاملا مستقل. او حتی شوخی کرده بود که اگر امروز باند سراغش بیاید، تهیه‌کنندگان از عهده دستمزدش برنمی‌آیند.

در این روایت، چرخشی طعنه‌آمیز هم وجود دارد: در حالی که اسپیلبرگ هرگز ۰۰۷ خودش را نساخت، این فرنچایز ادامه پیدا کرد و فصل بعدی آن اکنون در دستان دنی ویلنوو است، فیلم‌سازی که به‌تازگی تلماسه را بازآفرینی کرده است. باند با کارگردانی اسپیلبرگ چه شکلی می‌شد؟ هرگز نخواهیم دانست. اما همان پاسخ منفی قدیمی، در عوض به شکل‌گیری یک غول سینمایی دیگر کمک کرد.

درِ بسته به روی یک کارگردان، به دروازه تعیین‌کننده فرنچایزی دیگر تبدیل شد.

پس شما کدام را انتخاب می‌کنید: برداشت اسپیلبرگ از باند، یا همان فدورایی که بعد از آن از راه رسید؟

نظر بگذارید

نظرات (2)

مهدی

واقعاً؟ اینطور که یه نه باعث ایندیانا شد؟ شایدم نوستالژیک‌سازیِ بیش از حد باشه، یا قصه زیباتر از حقیقت؟

لابکور

وااای، فکر نمی‌کردم رد شدنِ باند این‌قدر نتیجه‌ساز باشه؛ ایندیانا به‌خاطرِ یه نه ساخته شد؟ دنیا چه پیچش‌هایی داره، عجب!