5 دقیقه
تصور کنید بدون هیچ برنامهای در محوطه یک جشنواره قدم میزنید و فقط از کنار یک صحنه اجرا به سمت یک کامیون غذافروشی میروید. آیا بیشتر به چپ متمایل میشوید تا راست؟ به نظر میرسد احتمالا همینطور است؛ آن هم نه از روی اتفاق.
پژوهشگرانی که در اسپانیا و ژاپن فعالیت میکردند، تصمیم گرفتند پرسشی را بررسی کنند که ابتدا در جریان مطالعات فاصلهگذاری اجتماعی دوران همهگیری مطرح شده بود: وقتی انسانها آزادانه در فضا حرکت میکنند، آیا ترجیح جهتگیری خاصی از خود نشان میدهند؟ پاسخ، بارها و به شکلی آرام اما روشن، مثبت بود. یک گرایش خفیف اما قابل اندازهگیری به حرکت خلاف جهت عقربههای ساعت، بارها در نتایج دیده شد.
این گروه پژوهشی آزمایشها را در محیطهای مختلف و با افراد گوناگون انجام داد. سالنهای بسته، میدانهای باز، گروهها و عابران تنها؛ الگو همچنان پابرجا ماند. در یکی از آزمایشهای قابل توجه، ۲۰۹ داوطلب درون محوطهای ششضلعی که با صندلی و میز ساخته شده بود قرار گرفتند و فقط از آنها خواسته شد هر طور که میخواهند راه بروند. حتی در شرایطی که افراد از جمعیت جدا بودند، تمایل به حرکت به سمت چپ آشکار شد.

آزمایشها در کشورهای مختلف، با افراد متفاوت و در محیطهای گوناگون انجام شد و سوگیری خلاف جهت عقربههای ساعت (نقطههای بالای خط صفر) به طور پیوسته دیده شد.
این پدیده با توضیحهای معمول قابل توجیه نبود. دست یا پای غالب؟ اثری نداشت. جنسیت زیستی؟ اثری نداشت. حتی با پوشاندن یک چشم نیز این سوگیری باقی ماند. سن تا حدی اهمیت داشت؛ شرکتکنندگان جوانتر بیشتر به چپ میچرخیدند، اما از آنجا که در این مطالعه افراد زیادی بالاتر از میانه دهه سی زندگی حضور نداشتند، هنوز مشخص نیست این ویژگی با افزایش سن چگونه تغییر میکند.
کلادیو فلیچیانی، که در زمان حضور در دانشگاه توکیو هدایت بخش مهندسی این کار را بر عهده داشت، میگوید: «وقتی مردم بدون مقصد راه میروند، انتظار دارید رفتارشان تصادفی باشد. اما ما در شرایط گوناگون یک سوگیری قابل اندازهگیری به حرکت خلاف جهت عقربههای ساعت پیدا کردیم.»
چرا چپ؟ این گروه پژوهشی نیروهای فیزیکی بزرگمقیاس مانند اثر کوریولیس یا میدان مغناطیسی زمین را به عنوان عاملهای محتمل کنار گذاشت. در عوض، شواهد به نوعی نامتقارنی درونی اشاره میکنند؛ شاید نامتقارنی زیستمکانیکی یا عصبی. به زبان سادهتر: بدن یا مغز ما ممکن است به شکلی ظریف ما را به ترجیح یک جهت چرخش نسبت به جهت دیگر سوق دهد.

آزمایشهای فردی نیز دوباره سوگیری خلاف جهت عقربههای ساعت را نشان دادند (نمودارهایی که در سمت راستِ نقطه صفر خنثی متمرکز شدهاند)
این کشش به سمت چپ، هرچند خفیف است، اما پیوستگی آن از وجود نوعی نامتقارنی زیربنایی در حرکت انسان خبر میدهد.
این کشف شاید در نگاه اول کماهمیت به نظر برسد، اما وقتی کاربردهای عملی آن را در نظر بگیرید، اهمیتش روشنتر میشود. معماران و برنامهریزان شرایط اضطراری، جریان حرکت افراد را در فرودگاهها، ورزشگاهها، ایستگاههای قطار و مراکز خرید طراحی میکنند؛ هر سوگیری کوچک میتواند بر شکلگیری جمعیت و سرعت تخلیه فضاها در زمان بحران اثر بگذارد. حتی سنتهای ورزشی، مانند بسیاری از پیستهای دو و مسابقه که خلاف جهت عقربههای ساعت طراحی شدهاند، ممکن است بازتاب همین گرایش انسانی باشند یا آن را تقویت کنند.
گامهای بعدی نیز از هماکنون مطرح شدهاند. این گروه انجام آزمایشهای واقعیت مجازی را برای جدا کردن ورودیهای حسی پیشنهاد میکند، همچنین مطالعه روی سالمندان و افرادی با تفاوتهای حرکتی، و نیز پژوهشهای مقایسهای در حیوانات. چند مطالعه روی حشرات نشانههایی از گرایشهای جهتدار را نشان دادهاند، اما پستانداران و پرندگان در این زمینه هنوز تا حد زیادی بررسی نشدهاند.
این مطالعه که در نشریه نیچر کامیونیکیشنز منتشر شده، یک کنش روزمره، یعنی انتخاب ساده مسیر چرخش، را به دریچهای برای شناخت حرکت انسان تبدیل میکند. سوگیریهای کوچک و پایدار میتوانند الگوهای زیستی عمیق را آشکار کنند. بنابراین دفعه بعد که در میان جمعیت ناخودآگاه به چپ متمایل شدید، آن را فقط یک عادت ندانید؛ شاید این رفتار پژواک ظریفی از شیوهای باشد که بدن ما برای حرکت بر اساس آن ساخته شده است.
منبع: sciencealert
نظرات
لابکور
تو یه کنسرت کوچک منم دیدم مردم بدون اینکه بخوان، حول صحنه سمت چپ حرکت میکردن. خب این میتونه تو طراحی خروجی و فضا خیلی مهم باشه، مخصوصا برای سالمندا. جالبه واقعا
حسام
مگه میشه اینقدر پیوسته؟ آیا نمونهها کافیه یا روشها مشکل داشته...؟ من کمی شک دارم, مخصوصا با جمعیتهای متفاوت
رودکس
وای! یعنی ناخودآگاه همه میریم سمت چپ؟ عجیب ولی جذابه... فکر کنم دفعه بعد تو جشن میشه خنده دار، نکنه همیشه تقصیر من باشه؟
ارسال نظر