5 دقیقه
جراحان اغلب با غده تیموس مانند گرد و غبار یک موزه برخورد میکنند، چیزی بیضرر که میتوان آن را برداشت و فراموش کرد. جملهای کوتاه. اما پژوهشهای تازه ما را وادار کردهاند دوباره فکر کنیم. آیا این غده کوچک پشت استخوان جناغ، در سکوت و در تمام طول عمر، کاری انجام میدهد که از ما در برابر سرطان محافظت میکند؟
در دوران کودکی، اهمیت غده تیموس کاملا آشکار است. این غده سلولهای T، سربازان خط مقدم سیستم ایمنی بدن، را آموزش میدهد و به آنها یاد میدهد دوست را از دشمن تشخیص دهند. اگر تیموس در سالهای نخست زندگی برداشته شود، کودک ممکن است در بلندمدت با کاهش سلولهای T و پاسخ ضعیفتر به واکسنها روبهرو شود. سپس دوران بلوغ فرا میرسد و این غده کوچک میشود. بافت آن چربتر و فعالیتش کمتر میشود. همین ظاهر کمتحرک باعث شده است جراحان قلب و قفسه سینه اغلب هنگام عمل قلب باز آن را خارج کنند، زیرا درست در مسیر جراحی قرار دارد.
البته هر تیموسی نادیده گرفته نمیشود. افرادی که تومور تیموس دارند یا به بیماریهای خودایمنی مانند میاستنی گراویس مبتلا هستند، همچنان ممکن است به جراحی برداشت تیموس یا تیمکتومی نیاز داشته باشند. اما یک مطالعه مشاهدهای در سال ۲۰۲۳ در بوستون، درباره برداشت روتین تیموس در بزرگسالان زنگ هشدار را به صدا درآورد. پژوهشگران پیامدهای بیش از ۱۱۰۰ بیماری را که تیموسشان برداشته شده بود با یک گروه کنترل شامل بیش از ۶۰۰۰ نفر که چنین جراحیای نداشتند مقایسه کردند. حتی پس از تعدیل عواملی مانند سن، جنسیت و نژاد و کنار گذاشتن افراد مبتلا به سرطان تیموس یا میاستنی گراویس، گروه تیمکتومی با خطری نزدیک به دو برابر برای مرگ طی پنج سال روبهرو بود. همچنین احتمال ابتلا به سرطان در همین بازه زمانی در آنها حدود دو برابر بیشتر بود و این سرطانها اغلب تهاجمیتر بودند و بیشتر تمایل به عود داشتند.

دیوید اسکادن، انکولوژیست دانشگاه هاروارد، هنگام انتشار این مقاله صریح گفت: «ما دریافتیم که تیموس برای سلامت کاملا ضروری است. اگر این غده وجود نداشته باشد، خطر مرگ و خطر سرطان در افراد دستکم دو برابر میشود.» این سخنان باور رایج را به چالش کشید.
البته نکات احتیاطی مهمی وجود دارد. مطالعه بوستون مشاهدهای است. همبستگی به معنای رابطه علت و معلولی نیست. پژوهشگران نتوانستند ثابت کنند که برداشتن تیموس به طور مستقیم باعث افزایش مرگومیر یا سرطان شده است. با این حال، آنها نشانههای زیستی قابل توجهی یافتند. در بخشی از بیمارانی که تیمکتومی شده بودند، تنوع گیرندههای سلول T کاهش یافته بود؛ موضوعی که میتواند نظارت ایمنی بدن را تضعیف کند و زمینه را برای بروز بدخیمیها یا اختلالات خودایمنی فراهم سازد.
به سال ۲۰۲۵ برسیم. گروهی از دانشگاه ییل، مجموعه دادههای بزرگ ملی، یعنی NCDB و SEER، را که بیماران سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۲ را پوشش میدادند بررسی کردند. تحلیل آنها یافتههای اصلی گروه بوستون را تکرار نکرد. در بزرگسالان مبتلا به تیمومهای کوچک یا موضعی، تیمکتومی با افزایش مرگومیر پنجساله یا مرگ ناشی از سرطان همراه نبود. برداشت آنها این بود که پیش از تغییر گسترده در شیوههای بالینی، به پیگیری طولانیتر و اندازهگیریهای دقیقتر ایمنی نیاز است.

پس این یافتهها جراحان و بیماران را در چه موقعیتی قرار میدهد؟ فعلا ادبیات علمی بیش از آنکه حکم قطعی بدهد، بر عدم قطعیت تأکید دارد. تیموس ممکن است برای برخی بزرگسالان مانند یک نگهبان خاموش عمل کند و سهمی هرچند محدود در تولید سلولهای T تازه و حفظ تعادل ایمنی داشته باشد. یا شاید نتایج بوستون بازتاب ظرافتهایی در انتخاب بیمار، روش جراحی یا عوامل اندازهگیرینشده دیگری باشد که مطالعات مبتنی بر پایگاه دادههای بزرگ از آنها غافل میمانند.
تصمیمهای جراحی به ندرت کاملا دوگانهاند. وقتی تیمکتومی از نظر بالینی ضرورت دارد، بیمار همچنان به آن نیاز خواهد داشت. اما زمانی که تیموس فقط مانعی اتفاقی در مسیر جراحی قفسه سینه است، این مجموعه رو به رشد از پژوهشها نشان میدهد رویکردی محتاطانهتر میتواند منطقی باشد. دانشمندان برای روشن کردن علت و معلول به کارآزماییهای تصادفی، ترسیم دقیقتر پروفایل ایمنی و پیگیری طولانیتر نیاز دارند. تا آن زمان، غده کوچکی که تصور میکردیم قابل چشمپوشی است، بار دیگر بخشی از رازآلودگی خود را بازپس گرفته است و شاید اهمیتش را نیز.
منبع: sciencealert
ارسال نظر