5 دقیقه
این موقعیت را تصور کنید: بعد از یک روز طولانی و فرساینده، آشفته به خانه برمیگردید و انتظار دارید آرامش آشنای خرخر کردن گربهتان تنش را از شما دور کند. اما در عوض، همان تعامل، نوازش کردن، دلجویی یا حتی یک میوی طلبکارانه، انگار کلافگیتان را بیشتر میکند. عجیب است؟ طبق یک مطالعه رفتاری تازه، چندان هم عجیب نیست.
پژوهشگران دانشگاه آزاد هلند با استفاده از ارزیابی لحظهای بومشناختی، فراز و فرودهای احساسی روزمره ۱۸۸ صاحب حیوان خانگی را دنبال کردند. در این روش، افراد چند بار در روز یادآوری دریافت میکنند تا گزارش دهند چه احساسی دارند و مشغول چه کاری هستند. هدف تیم پژوهش این بود که بفهمد آیا تعاملهای خودبهخودی با گربهها و سگها واقعا در همان لحظه سپری در برابر استرس ایجاد میکند یا تصویر رایج «حیوان خانگی آرامبخش» بیشتر افسانه است تا سازوکاری قابل اعتماد.
یافته اصلی، روایتهای صرفا دلگرمکننده را کنار میزند: لحظههای پرتنش و شدید با گربهها گاهی باعث میشد صاحبان مضطرب احساس بدتری داشته باشند. تعاملهایی که درگیرانهتر بودند، مانند نوازش طولانی، تلاش برای آرام کردن حیوان یا هر نوع ارتباط پرفشارتر، در صاحبان گربه با پیوند قویتری میان استرس و احساسات منفی همراه بود. در مقابل، سگها در گزارشهای لحظهای نه به شکل قابل اعتماد استرس را کاهش دادند و نه آن را بدتر کردند.
چرا ممکن است گربهها از نظر عاطفی مانند یک عامل غیرقابل پیشبینی عمل کنند؟ یک توضیح این است که بسیاری از تعاملهای روزمره با گربهها در حالت عادی منفعلانهاند، مثلا گربه نزدیک شما مینشیند، چرت میزند یا فقط حضور دارد. وقتی صاحب حیوان ناگهان شدت تعامل را بالا میبرد، رابطه بار عاطفی بیشتری پیدا میکند و شاید با چیزی که فرد تحت استرس در همان لحظه واقعا نیاز دارد هماهنگ نباشد. خلاصه اینکه تلاش نمایشیتر برای ارتباط گرفتن، وقتی نیاز اصلی آرامش بیصدا و اطمینانبخش است نه اقدام بیشتر، میتواند نتیجه معکوس بدهد.

البته این به معنای بیفایده بودن حیوانات خانگی برای سلامت روان نیست. در مجموع، این مطالعه نشان داد زمانی که افراد با گربهها و سگها میگذرانند، به طور کلی با احساسات مثبت بیشتر و احساسات منفی کمتر همراه است. لحظههای همراهی معمولا حالوهوا را بهتر میکرد. بنابراین حیوانات خانگی به بهبود رفاه عاطفی کمک میکنند، اما نه همیشه از راه خاموش کردن فوری جهشهای ناگهانی استرس در همان لحظه.
چند نکته احتیاطی هم باید در نظر گرفته شود. پژوهشگران هزاران داده ثبت کردند، اما تعداد صاحبان گربه کمتر از صاحبان سگ بود و همین موضوع میتواند الگوها را جابهجا کند. همچنین این مطالعه شدت تعامل را اندازه گرفت، بیآنکه مشخص کند تعامل خوشایند بوده است، مانند یک بغل کردن گرم و آرام، یا استرسزا، مانند دنبال کردن گربهای که برای حمام کردن تقلا میکند. این ظرافت اهمیت زیادی دارد.
به نظر میرسد حیوانات خانگی خلقوخوی عمومی را بهتر میکنند، اما لزوما در هر لحظه مانند خاموشکننده مطمئن استرس عمل نمیکنند.
شواهد گستردهتر همچنان از فواید نگهداری حیوانات خانگی حمایت میکند: پژوهشهای دیگر ارتباط همراهی بلندمدت با حیوانات را با کاهش خطر افت شناختی در سالمندان و همچنین مزیتهای اجتماعی و ایجاد روال روزانه که به سلامت روان کمک میکند، نشان دادهاند. ارزش افزوده این پژوهش تازه، نگاه دقیقتر به پویاییهای عاطفی در زمان واقعی است؛ نگاهی که نشان میدهد تصویر آرامشبخشِ حیوان خانگی که فورا استرس را تسکین میدهد، نیاز به بازنگری دارد.
پس صاحب حیوانی که دچار استرس است چه باید بکند؟ شاید بهتر باشد رویکرد فوریِ «هرچه زودتر بغلش کنم» را کنار بگذارد و راهبردهای آرامتری را امتحان کند، یعنی به جای بالا بردن شدت تعامل، از حضور آرام حیوان خانگی کمک بگیرد. برای دانشمندان هم گام بعدی روشن است: تفکیک نوع تماس از شدت آن، جذب نمونههای متوازنتر از صاحبان گربه و سگ، و بررسی اینکه آیا شخصیت حیوان خانگی یا خلقوخوی صاحب آن تعیین میکند تماس در لحظههای داغ استرس کمککننده است یا مزاحم.
تا آن زمان، از همراهیشان لذت ببرید. حیوانات خانگی از راههای زیادی به ما کمک میکنند، حتی اگر همیشه نتوانند به فرمان ما شعله ناگهانی استرس را خاموش کنند.
منبع: sciencealert
ارسال نظر