3 دقیقه
تام و جری در قالب یک کمدی رمانتیک. ایده عجیبی است؟ بله. جذاب است؟ حتی بیشتر.
یک فیلم بلند تازه قرار است رقابت دیرینه گربه و موش را به مسیری ببرد که کمتر کسی انتظارش را داشت. در سال ۲۰۲۴، رشیدا جونز، ویل مککورمک و مایکل گوویر برای نوشتن برداشتی تازه از این فرنچایز انتخاب شدند. جونز و مککورمک با کمدیهای تلخ و شیرین بیگانه نیستند؛ کارنامه آنها از «سلست و جسی برای همیشه» تا همکاری در «داستان اسباببازی ۴» را دربر میگیرد و حضورشان در این بازآفرینی، ضربانی انسانی و آشنا به داستان میدهد.
ایده اصلی شبیه یک کمدی رمانتیک جشنوارهای کوچک است که شیطنتهای کارتونی روی آن نشسته است. شخصیتهای انسانی، تام و جری را نجات میدهند و در همین مسیر، دلباخته یکدیگر میشوند. طبیعی است که این دو دردسرساز افسانهای تصمیم بگیرند آن رابطه تازه را خراب کنند. اما چرا باید چنین کاری کنند؟ به گفته مککورمک، پاسخ ساده و به شکل غافلگیرکنندهای لطیف است: آنها خودشان هم میخواهند دوست داشته شوند. او حتی لحن فیلم را با «لا لا لند» مقایسه میکند؛ رمانتیسیسمی براق با حالوهوای موسیقایی و کشمکشهای احساسی جدی.

«عشق ارزش جنگیدن دارد.»
این جمله میتواند فلسفه اصلی فیلم هم باشد. در ظاهر، تام و جری همان چهرههای آشنای خود باقی میمانند؛ سرسخت، ستیزهجو و بیپایان خلاق در تلاش برای غلبه بر دیگری. اما زیر لایه کمدی اسلپاستیک، جستوجویی درباره دلتنگی و دیده شدن جریان دارد: چه اتفاقی میافتد وقتی دو موجود عادتکرده به مرکز توجه بودن، با این حقیقت روبهرو میشوند که خوشبختی صاحبانشان هم اهمیت دارد؟ داستان بهتدریج تمرکز خود را از شوخیهای سریع به سوی لطافتی آرامتر و عجیبتر میبرد؛ لطافتی که گاهی در دل رقابت پنهان میشود.
برای جونز و مککورمک، قلمرو کمدی رمانتیک فضایی آشناست. آنها بهطور مشترک «سلست و جسی برای همیشه» را نوشتند؛ فیلمی که طنز را با موقعیتهای احساسی واقعی ترکیب میکرد، و همچنین فیلمنامه «دعوت» را کار کردند که به ازدواجی در آستانه فروپاشی میپرداخت. قرار دادن تام و جری در چنین بافت احساسی انتخابی جسورانه است، اما اگر مقایسه با «لا لا لند» نشانهای قابل اتکا باشد، فیلمسازان به دنبال اثری پرجلوه و به شکل غیرمنتظرهای صمیمی هستند. خود «لا لا لند» از ۱۴ نامزدی اسکار، ۶ جایزه گرفت و بودجه نسبتا modest ۳۰ میلیون دلاری خود را به فروش جهانی بیش از ۴۴۷ میلیون دلار رساند؛ یادآوری مهمی که ترکیبهای جسورانه لحن و ژانر میتوانند نتیجه بدهند.
ریشههای تام و جری، البته، به انیمیشنهای کوتاه کلاسیک ویلیام هانا و جوزف باربرا برمیگردد؛ میراثی که طی دههها به مجموعهای گسترده از فیلمها و سریالها تبدیل شده است. این فیلم جدید پیچوتاب دیگری به آن میراث اضافه میکند و هرجومرج کارتونی را با مخاطرات عاشقانه پیوند میزند. تازهترین حضور سینمایی این مجموعه، انیمیشن «تام و جری: قطبنمای ممنوعه»، در سال ۲۰۲۵ در جشنواره فیلم شانگهای رونمایی شد و نشان داد این فرنچایز همچنان اشتهای زیادی برای بازآفرینی دارد.
چه بهخاطر نوستالژی سراغ این فیلم بروید، چه برای صحنههای کمدی پرتحرک، یا به امید دیدن قلبی صادقانه در یک کمدی رمانتیک، این اثر یک پرسش ساده مطرح میکند: آیا یک گربه و یک موش میتوانند چیزی درباره عشق به ما یاد بدهند؟ این تجربه تازه را زیر نظر داشته باشید؛ شاید نگاهتان را به صحنه تعقیب و گریز بعدی برای همیشه تغییر دهد.














نظر بگذارید
نظرات (3)
مقایسه با لا لا لند به نظرم یه کم اغراقیه، ولی ایدهی ترکیب کارتونی و رمانتیک جذابه. ممکنه یا بچسبه یا حسابی شکست بخوره
اصلا میشه باور کرد؟ تام و جری حواسشون به عشق باشه؟ شبیه شوخیه اما شاید یه حس نو داشته باشه
وای، ایدهشون عجیب اما خیلی جذابه! تام و جری رمانتیک، فکرشم نمیکردم… کنجکاوم ببینم چیکار میکنن، امیدوارم اغراق نشه