3 دقیقه
تصور کنید: یک سگ رباتیک آبی، ذهن آپلودشده یک دانشجوی دانشگاه و ناگهان، رقابت برای شهرداری. عجیب است؟ قطعا. جذاب است؟ حتی بیشتر.
هاپرز، موفقیت غافلگیرکننده پیکسار و سیامین فیلم بلند این استودیو، مسیر معمول دنبالهسازی را دنبال نکرد. این انیمیشن در ماه مارس اکران شد، حدود ۳۷۲ میلیون دلار در سراسر جهان فروخت و هم منتقدان و هم تماشاگران را شیفته خود کرد. چنین موفقیتی به طور طبیعی یک پرسش را پیش میکشد: بعدش چه میشود؟
بابی موینیهان، صداپیشه جورج، در گفتوگویی با اسکرین رنت به این کنجکاوی دامن زد. او میگوید ایدهاش در ده دقیقه به ذهنش رسیده و شاید کاملا عجیب به نظر برسد. با این حال، طرح پیشنهادی او روشن و تماشایی است: فرضیه فیلم اول را برعکس کنید. اگر در نسخه اصلی، دانشجوی دانشگاهی به نام میبل ذهنش را در یک سگ رباتیک آبی آپلود کرد، دنباله باید مسیر را وارونه کند و جورج را درون یک بدن انسانی قرار دهد.
به ترکیبهای کمدی چنین موقعیتی فکر کنید. میبل که در برابر شهردار فعلی، جری، نامزد انتخابات شده، به یک مدیر کمپین نیاز دارد. چرا جورج نه؟ آشوب شروع میشود. شوخیهای هویتی. نمایش سیاسی. و البته احساس. پایپر کوردا، صداپیشه میبل تاناکا، خیلی سریع از این ایده استقبال کرد؛ او این مفهوم را همان دردسری دانست که این شخصیتها در آن شکوفا میشوند و قول داد اگر داستان به حضورش نیاز داشته باشد، بازخواهد گشت.

موینیهان به همینجا هم بسنده نکرد. او امکانهای گستردهتری را هم ترسیم کرد: یک سریال دیزنی پلاس با عنوان قوانین برکه، یک اسپینآف پرسرعت به سبک سریع و خشن که در آن خودروهای موضوعی و فناوری سگ آبی وارد بدلکاریهای دیوانهوار میشوند، حتی یک درام جنایی بر پایه بدبیاریهای این دو شخصیت. اینها ایدهپردازیهایی بازیگوشانهاند؛ از همان جنس صحبتهایی که از پشت صحنه و زمان استراحت شروع میشوند و گاهی آرامآرام به چیزی واقعی تبدیل میشوند.
موضع پیکسار همچنان ثابت است: ایدههای عالی از سرعت عمل مهمترند. دنیل چانگ، کارگردان فیلم، گفته دوست دارد دوباره به دنیای هاپرز برگردد، اما فقط اگر داستانی وجود داشته باشد که واقعا شایسته یک دنباله باشد. نیکول پارادیس گریندل، تهیهکنندهای که در شکلگیری مجموعههایی مانند شگفتانگیزان و داستان اسباببازی نقش داشته، نیز موافق است که ادامه دادن این مسیر ممکن است، اما هنوز با تصمیم قطعی فاصله زیادی دارد.
تاریخچه پیکسار هم از این خوشبینی محتاطانه حمایت میکند. این استودیو سابقهای طولانی در گسترش آثار موفق خود به دنبالهها و سریالهای تلویزیونی دارد؛ داستان اسباببازی، ماشینها، شرکت هیولاها، درون و بیرون و در جستوجوی نمو نمونههایی روشناند. با این حال، پیکسار به ندرت بلافاصله چراغ سبز یک دنباله را صادر میکند. در بخشهای دیگر هم پروژههایی در جریان است: شگفتانگیزان ۳ برای سال ۲۰۲۸ برنامهریزی شده و دنباله کوکو نیز در فهرست قرار دارد، هرچند تاریخ آن هنوز مشخص نشده است. واقعبینانه اگر نگاه کنیم، یک فیلم دیگر از هاپرز، در صورت ساخته شدن، احتمالا چند سال با ما فاصله دارد.
پس فعلا باید منتظر بمانیم. تا آن زمان، ایدهها در ذهن میچرخند: مناظرههای شهرداری، جابهجایی بدنها، شیطنتهای خودرویی و معماهای جنایی سریالی. همینها یادآوری میکنند چرا داستانها ما را درگیر و پیگیر میکنند: چون از ما دعوت میکنند جسورانهترین قدم بعدی را تصور کنیم.














نظر بگذارید
نظرات (3)
جالبه ولی حس میکنم این همه ایدهپردازی پشت هم، بیشتر شبیه شوخی پشت صحنهاس تا برنامهریزی جدی. اگه داستان محکم باشه برمیگردم، فعلا صبر میکنم
این ایدهها جذابن اما پیکسار معمولا عجله نمیکنه، پس واقعاً قراره جورج بره تو یه بدن انسان؟ میتونه موفق باشه یا تبدیل میشه به یه لطیفه بد؟
واقعا؟ سگ رباتیک آبی + ذهن آپلود شده، حالا شهرداری؟! خیلی عجیب و خندهدار، ولی دلم میخواد ببینم جورج چطور تو سیاست میچرخه... هیجان زدهم، البته کمی نگرانم