3 دقیقه
یک شیوع ویروسی، هیولاهای جهشیافته و در مرکز همه این آشوب، نه یک جنگجوی کارکشته، بلکه مردی کاملا معمولی را تصور کنید. این همان ریسکی است که زک کریگر، کارگردان فیلم جدید رزیدنت اویل، روی آن حساب باز کرده است؛ رویکردی که عجیبتر از همه، خودش آن را با آغاز ارباب حلقهها مقایسه میکند.
کریگر در گفتوگویی تازه با امپایر توضیح داد که فیلم او عامدانه از الگوی همیشگی قهرمان اکشن در این فرنچایز فاصله میگیرد. شخصیت اصلی، برایان، با بازی آستین آبرامز، یک مأمور آموزشدیده نیست. او حتی نمیتواند با اطمینان اسلحه به دست بگیرد. دستپاچه میشود. عرق میریزد. انسانی واقعی است. درست به همین دلیل، مسیر او حالوهوایی شبیه یک سفرنامه پیدا میکند: قدمهایی کوچک به سوی جهانی بسیار تاریکتر.
اما چرا اشاره به فرودو؟ چون منطق احساسی ماجرا مشابه است. فرودو در آغاز یک جنگجو نبود. او مسافری مردد بود که باری را حمل میکرد که معنایش را بهطور کامل نمیفهمید. کریگر میگوید تماشای تلاش برایان برای عبور از هرجومرج سرزمین آلودهشده توسط آمبرلا، همان ترکیب ناهماهنگ اما اثرگذار را دارد؛ از او حمایت میکنید، چون ترس، اشتباهها و سرسختیاش برای ادامه دادن را میشناسید.
رزیدنت اویل، البته، کار خود را بهعنوان مجموعهای در ژانر ترس و بقا از کپکام آغاز کرد؛ جایی که بازیکنان با ویروسی مرگبار و هیولاهای مهندسیشده زیستی روبهرو میشوند و همزمان توطئههای شرکتی را کشف میکنند. اقتباسهای لایو اکشن قبلی بیشتر بر نمایشهای پرزرقوبرق و مهارتهای رزمی تکیه داشتند. این فیلم جدید آن الگو را از نو سیمکشی میکند. خط داستانیها تازهاند. شخصیتها جدیدند. خطر همچنان در مقیاس جهانی باقی میماند، اما زاویه دید فشرده و شخصی است: قدمهای کوچک و وحشتزده یک مرد به درون جهانی در حال فروپاشی.

این بازآفرینی، مردی عادی را در مرکز فروپاشیای خارقالعاده قرار میدهد؛ نه سربازی باتجربه، بلکه انسانی معمولی که ناگهان به دل موقعیتی افسانهای و هولناک پرتاب شده است.
کریگر تا آنجا پیش میرود که برایان را در بهترین معنای ممکن، «کمی ابله» مینامد: نه اینکه ذاتا ناتوان باشد، بلکه برای باری که بر دوشش گذاشته شده، عمیقا بیتجربه است. همین آسیبپذیری به موتور همدلی تبدیل میشود. این انتخاب در ژانری که اغلب مهارت و تسلط را میپرستد، پرریسک است و دقیقا همان چیزی است که به فیلم وزن احساسی میدهد.
انتخاب آستین آبرامز برای این نقش نیز همین تصمیم را تقویت میکند. او حضوری آرام، دقیق و مشاهدهگر دارد که به جای میانبری سینمایی برای نشان دادن قهرمانبودن، واقعی به نظر میرسد. وقتی هیولاها ظاهر میشوند، با یک سکانس مبارزه طراحیشده برای خودنمایی طرف نیستید؛ مردی را میبینید که بداهه عمل میکند، شکست میخورد، خود را وفق میدهد و گاهی هم زنده میماند.
اگر مقایسه کریگر با تالکین در نگاه اول عجیب به نظر برسد، نباید چنین باشد. هر دو روایت بر تضاد بنا شدهاند: زندگیهای عادی که ناگهان با نیروهایی عظیم و تقریبا اسطورهای روبهرو میشوند. رزیدنت اویل به جای حاملان حلقه، کابوسهای حامل ویروس را قرار میدهد، اما هسته انسانی ماجرا همان است. انتظار دلهره داشته باشید، بله. انتظار شوک هم داشته باشید. اما در کنار آن، منتظر نوع دیگری از شجاعت باشید؛ شجاعتی که از دل تردید رشد میکند.
این فیلم در تاریخ ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ روی پرده سینماها میرود. قدمهای نخست برایان را زیر نظر داشته باشید؛ شاید همین قدمها نگاه ما به سینمای ترس و بقا را تغییر دهند.
.avif)



نظر بگذارید
نظرات (3)
جای تحسین داره که دنبال آسیبپذیری میرن، اما نگرانم مخاطب عام از کمبود اکشن زده بشه، با این حال منو کنجکاو کرده، موندما
واقعاً میخوان قهرمان معمولی بذارن وسط؟ جذابه ولی نکنه آخرش فقط شعار باشه... اگر درست نوشته باشن شاید کار کنه
وای... فرودو توی رزیدنت اویل؟ ایده عجیب و جذابیِ، مگه میشه این ریسک جواب بده؟ کنجکاوم ببینم.