4 دقیقه
مینیونها را با لباسهای فِلَپر و کلاههای بولر تصور کنید که در هالیوود دهه ۱۹۲۰ تلوتلوخوران به دنبال هیولاهای واقعی میگردند. تصویر عجیبی است، بله. اما بیتردید خندهدار است. همین ایده جسورانه، پایه و اساس مینیونها و هیولاها، تازهترین پیشدرآمد دنیای من نفرتانگیز است و پیر کافین، کارگردان فیلم، میگوید شاید این آخرین باری نباشد که دردسرسازهای زردرنگ را در موقعیتهای تاریخی کاملا متفاوت میبینیم.
مینیونها و هیولاها این گروه را وارد یک جستوجوی آشفته با حالوهوای فیلمهای هیولایی میکند که در پسزمینه هالیوود قدیم جریان دارد. مینیونها تصمیم میگیرند یک فیلم ترسناک بسازند و برای واقعیتر شدن آن، سفری پرماجرا در سراسر ایالت آغاز میکنند تا جانوران اصیل پیدا کنند. نتیجه، کمدی فیزیکی تمامعیار است. همزمان، سراسر کالیفرنیا هم دچار آشوب میشود. منتقدان نیز واکنش گرمی نشان دادهاند: فیلم بر اساس ۶۰ نقد، امتیاز ۸۸ درصد را در راتن تومیتوز دارد؛ نشانهای روشن از اینکه تغییر لحن جواب داده است.
کافین، که نهتنها کارگردانی فیلم را بر عهده داشته، بلکه شیطنتهای صوتی مینیونها را هم اجرا میکند، به تاتیانا هلندر از اسکرینرنت گفته هنوز هیچ چراغ سبز رسمی برای دنبالهها صادر نشده است، اما ایده تبدیل قسمتهای بعدی به روایتهایی مستقل و کوتاه او را مجذوب کرده است. چیزی شبیه آستریکس را در نظر بگیرید: همان شخصیتهای اصلی، اما هر جلد در کشور یا دورهای تازه رخ میدهد. ژاپن در دوران قرون وسطی. چین امپراتوری. آیندهای دور. به باور او، ظرفیت کمدی چنین ایدهای بیپایان است.
کافین در این مصاحبه گفته است: «همیشه این داستانها را مثل سفرهایی کوتاه و مستقل تصور میکردم. مینیونها را در لحظههای تاریخی مختلف بگذارید و ببینید چه اتفاقی میافتد. نکته اصلی این است که هر فیلم حس تازگی داشته باشد.» همین انگیزه مسیر مینیونها و هیولاها را شکل داد: کافین میخواست از تکرار یک فرمول آزمودهشده دوری کند، بنابراین شخصیتهای تازهای اضافه کرد و به فضای دهه ۱۹۲۰ تکیه بیشتری داد. گزارش شده کریس ملداندری، تهیهکننده فیلم، آزادی عمل زیادی برای آزمون و خطا به او داده است؛ آزادیای که کافین از آن استقبال کرد.

این ایده از نظر عملی هم منطقی به نظر میرسد. جایگاه مینیونها در این مجموعه از ابتدا انعطافپذیر طراحی شده است: آنها همیشه بهعنوان حضوری تقریبا اسطورهای در تاریخ بشر تصویر شدهاند. همین موضوع به ایلومینیشن و کافین اجازه میدهد آنها را از هر خط زمانی بیرون بکشند و وارد یک زمین بازی فرهنگی تازه کنند. دورههای مختلف، شوخیهای بصری تازه، طنز مبتنی بر لباس و فرصتهایی برای صحنهپردازیهای خیالانگیز به همراه میآورند. این یک جعبه شن خلاقانه با مرزهای بسیار محدود است.
از نظر تجاری نیز این فرنچایز همچنان قدرتمند است. من نفرتانگیز ۴ ثابت کرد که این دنیا هنوز میتواند بازدهی بزرگی داشته باشد، حتی با وجود واکنشهای متفاوت منتقدان، زیرا با بودجه ۱۰۰ میلیون دلاری، ۹۸۶.۷ میلیون دلار در گیشه جهانی فروخت. مینیونها و هیولاها که با بودجهای حدود ۸۵ میلیون دلار ساخته شده، پیش از اکران آمریکا در اول ژوئیه، آغاز بینالمللی سالمی را با ۱۶.۵ میلیون دلار تجربه کرد. نشانههای اولیه از یک فصل سودآور دیگر خبر میدهند و همراهی منتقدان فقط به این شتاب کمک میکند.
نتیجه روشن است: هرچند هنوز مینیونها ۴ بهطور رسمی اعلام نشده، قدرت خلاقانه و مالی این مجموعه احتمال ساخت قسمتهای آینده را بسیار بالا میبرد و نگاه آنتولوژیوار کافین، نقشه راه شفافی برای ادامه این سری ارائه میدهد.
یک مزیت روایی هم وجود دارد: این پیشدرآمدها نشان دادهاند که برند میتواند بدون قرار گرفتن گرو در مرکز داستان هم بدرخشد. مینیونها بهتنهایی میتوانند خنده، کشمکش و جذابیت را حمل کنند. این استقلال، فضایی ایجاد میکند تا داستانهای دیگری در همین جهان بررسی شوند، بیآنکه آنچه در خط اصلی من نفرتانگیز جواب داده، از کار بیفتد.
پس فیلمهای آینده مینیونها طبق برنامه کافین چه شکلی خواهند داشت؟ باید منتظر جهشهایی در زمان و جغرافیا بود؛ هر قسمت متناسب با کلیشهها و زبان سینمایی همان دوره طراحی میشود. ماجرایی در ژاپن قرون وسطی میتواند بر شکوه ساموراییها و شمشیربازی اسلپاستیک تکیه کند. داستانی در عصر اکتشافات میتواند از نقشههای بد تعبیرشده و اختراعات عجیبوغریب شوخی بسازد. ظاهرا تنها قانون این است: لحن باید غیرقابل پیشبینی بماند.
فعلا مخاطبان میتوانند مینیونها و هیولاها را بر اساس ارزشهای خودش قضاوت کنند: یک انحراف بازیگوشانه که به فرنچایزی قدیمی جان تازه میدهد. برای طرفدارانی که منتظر ماجراهای بیشتر هستند، اظهارنظرهای کافین وسوسهانگیزترین وعده تاکنون را پیش رو میگذارد؛ به نظر میرسد مینیونها میتوانند به هر گوشهای از تاریخ سر بزنند، تا وقتی جایی برای خندیدن وجود داشته باشد.
مینیونها در مرحله بعد باید سراغ کدام دوره تاریخی بروند؟ صندوق پیشنهادها باز است.
.avif)




نظر بگذارید
نظرات (3)
خوبه که مینیونها مستقل میشن، اما نگرانم صرفا تبدیل به نشون دادن شوخی بصری بشه؛ باید کلی داستان جذاب هم باشه. گیشه مهمه، ولی هنر چی؟
میشه مینیونها هر دوره تاریخی بیان؟ جذابه ولی سوال: آیا اینکار به داستان اصلی ضربه نمیزنه یا فقط تبدیل میشه به شوخی خالی؟
وای، مینیونها توی هالیوود ۱۹۲۰؟ ترکیب عجیب و واقعا خندهداره. ایدههای ژاپنِ سامورایی یا آینده هم حسابی وسوسهانگیزن، کاش دنباله بسازن اما نکنه زیادهروی کنن؟