4 دقیقه
پس از تماشای لاکی استرایک، سکوت عجیبی باقی میماند. این سکوت از جنس آرامش ماندگار یک فیلم بزرگ در ذهن نیست؛ بیشتر شبیه خاموشی کمجان اثری است که از نظر اجرایی قابل قبول است، اما هرگز واقعا با تماشاگر پیوند برقرار نمیکند.
تازهترین فیلم جنگی راد لوری، اسکات ایستوود را در مرکز یک داستان بقا قرار میدهد؛ روایتی آشنا که در جریان عملیات تهاجمی آردن میگذرد. ایستوود نقش کاپیتان جان کسل را بازی میکند؛ سرباز زخمی آمریکایی که پشت خطوط دشمن گیر افتاده است، نقشی که از الگوی آزمودهشده درامهای جنگی تکقهرمان در برابر همه موانع پیروی میکند. کالین هنکس و اونجانوا الیس-تیلور نیز ترکیب بازیگران را کامل میکنند و ارزشهای تولیدی فیلم، از فیلمبرداری و جزئیات دوره تاریخی گرفته تا بدلکاریها، اغلب آنقدر چشمگیر هستند که شما را قانع کنند در اروپای زمستانزده حوالی سال ۱۹۴۴ حضور دارید.
پس مشکل فیلم کجاست؟ مسئله کمتر به نبود مهارت فنی مربوط است و بیشتر به جرقهای برمیگردد که هرگز زده نمیشود. فیلم هیجانهای منظمی ارائه میدهد: یک تعقیبوگریز اینجا، یک تیراندازی آنجا، لحظاتی که میتوانستند واقعا تکاندهنده باشند. اما موتور احساسی اثر به ندرت روشن میشود. صحنهها اجرا میشوند، اما در ذهن نمیمانند.

واکنش منتقدان هم دوگانه بوده است. در راتن تومیتوز، فیلم بر اساس ۳۸ نقد امتیاز ۵۸ درصد را دارد؛ متاکریتیک میانگین پایینتری ثبت کرده و بر پایه نظر هفت منتقد، امتیاز ۴۶ از ۱۰۰ را نشان میدهد. همین شکاف نکته مهمی را روشن میکند: بسیاری از منتقدان تواناییهای فنی فیلم را میپذیرند، اما معتقدند لاکی استرایک در زیرژانری شلوغ و پررقیب، مسیر تازهای باز نمیکند.
نظر رسانههای مختلف نیز همین دوگانگی را بازتاب میدهد. نیکلاس راپولد از نیویورک تایمز به فیلم امتیاز ۷۰ از ۱۰۰ داده و لاکی استرایک را ترکیبی از تریلر بقا و ادای احترام نوستالژیک به قهرمانیهای زمان جنگ دانسته است؛ اثری قابل تماشا و گاهی برانگیزاننده، اما ریشهدار در حالوهوایی احساساتی که کمی قدیمی به نظر میرسد. اوون گلیبرمن از ورایتی امتیاز ۶۰ را ثبت کرده و کارگردانی لوری را منظم و توانمند توصیف کرده است؛ سکانسهایی دقیق و تمیز که هرگز کاملا گیرا نمیشوند.
از سوی دیگر، فرانک شک از هالیوود ریپورتر با امتیاز ۵۰ از ۱۰۰، ساختار فنی فیلم را ستوده، اما تأکید کرده که اثر هرگز به شتاب روایی لازم دست پیدا نمیکند. منتقدان سختگیرتر، ضربههای سنگینتری زدهاند. الکس هریسون از اسکرین رنت امتیاز ۳۰ را داده و لاکی استرایک را به شکلی عجیب آشنا، تا مرز تقلید، توصیف کرده است؛ فیلمی که فاقد آن جادوی سینمایی است که به آثار تاریخی اجازه میدهد ناباوری تماشاگر را معلق نگه دارند. راجرایبرت دات کام یکی از تندترین دیدگاهها را با امتیاز ۱۲ از ۱۰۰ ارائه کرده و فیلم را بیش از حد میهنپرستانه و از نظر احساسی تهی دانسته است.
خلاصه اینکه: لاکی استرایک ظاهر یک فیلم جنگی درستوحسابی را دارد و گاهی هم به نظر میرسد وظیفهاش را انجام میدهد، اما به ندرت شما را غافلگیر میکند.
همین فاصله میان فرم و احساس، چالش اصلی فیلم است. اگر به دنبال صحنههای جنگی منظم، فضاسازی دورهای و بازی نقش اولی هستید که عزم و آرامشی خاموش را با خود حمل میکند، لاکی استرایک میتواند رضایت شما را جلب کند. اما اگر از روایتهای جنگ جهانی دوم زاویهای تازه میخواهید، چیزی که آشناها را به تجربهای غریب یا افشاگرانه تبدیل کند، ممکن است سالن سینما را با حس کمبود ترک کنید.
در هر صورت، این فیلم برای علاقهمندان ژانر جنگی و تماشاگرانی که مسیر حرفهای آرام و پیوسته اسکات ایستوود را دنبال میکنند، ارزش یک بار دیدن را دارد. همچنین برای هرکسی که کنجکاو است بداند فیلمسازان امروز چگونه دوباره به قهرمانیهای میانه قرن بیستم سر میزنند، لاکی استرایک افزودهای مرتب، هرچند در نهایت کمادعا، به این گفتوگو است.
آیا این فیلم به یکی از محبوبهای پنهان تبدیل میشود یا فقط یادداشتی دیگر در حاشیه سینمای جنگ؟ پاسخ احتمالا به انتظاری بستگی دارد که از یک فیلم جنگی دارید: آرامش و مهارت در اجرا، یا تکانی از چیزی تازه.
.avif)




نظر بگذارید
نظرات (3)
نقد منطقیه، جنبههای فنی قابل قبوله اما اگه دنبال تازگیای، شاید ناامید شی. ارزش یه بار دیدن رو داره، نه بیشتر.
واقعا فیلم فقط باید تکنیک داشته باشه تا قبول کنیم؟ سریع میگم، صحنهها خوبن اما دل نمیلرزه، ایستوود خوبه ولی چرا نمیشینه تو ذهن؟
بعد از خوندن این نقد هنوز دلم میخواست چیزی بیشتر از قاب خوب ببینم... سکوت فیلم اذیتم کرد، احساس نگرفت، انگار جا موند. نه راستراست، نه بد فقط خنثی.