3 دقیقه
جودی فاستر همان لحظهای که روی صحنه آسپن قدم گذاشت، پرسشی کوچک اما نگرانکننده مطرح کرد: آیا واقعا میتوانیم هوش مصنوعی را همیشه مهار کنیم؟ این جمله مثل سنگریزهای در آب افتاد و موجهایش خیلی زود پخش شد.
او در گفتوگویی با مایکل لینتون، مدیر پیشین سونی، از پیامدهای دوران همهگیری تا تغییرات ناشی از اعتصابها و دگرگونی عادتهای تماشاگران سخن گفت. اما موضوعی که توجه حاضران را بیش از همه به خود جلب کرد، هوش مصنوعی بود؛ نه به عنوان مفهومی دور در آینده، بلکه به عنوان نیرویی حاضر که همین حالا شیوه ساخت فیلمها را تغییر میدهد.
فاستر گفت: «اگر همیشه بتوانیم هوش مصنوعی را کنترل کنیم، بله، میتوانیم چیزهایی بسازیم که بازتابدهنده ما باشند و شاید حتی آنها را بهتر کنیم. اما آیا میتوانیم این فناوری را بیش از چند سال مهار کنیم؟» جملهای کوتاه، تیز و انسانی؛ نگرانیای که شبیه یادداشت یک کارگردان بیان شد.
وقتی لینتون پرسید آیا هوش مصنوعی میتواند جای نویسندگان یا بازیگران را بگیرد، فاستر طفره نرفت. او به اپلیکیشنهای امروزی تعویض چهره و ابزارهای دیجیتال روی تلفنهای همراه اشاره کرد و سپس از نمونههای پیچیدهتری گفت که در صحنههای فیلمبرداری استفاده میشوند. او توضیح داد: «ما همین حالا هم این کار را برای بازیگران انجام میدهیم. فناوری دیپفیکی که در دست یک کاربر معمولی میبینید، در صحنه فیلمبرداری با حضور متخصصان و تجهیزات سنگین چندین برابر قدرتمندتر میشود.»

بعد نمونهای را مطرح کرد که همه را به دقت واداشت: فیلم «فرمول یک» ساخته جوزف کوشینسکی. فاستر توضیح داد که قصد ندارد این تولید را متهم کند که واقعا توسط یک ماشین ساخته شده است. منظور او بیشتر ریتم و ساختار فیلم بود؛ نظمی که به شکلی عجیب آشنا به نظر میرسد، همان معماری تمیز و آکادمیک سینمایی که گاهی حس میشود از پیش برنامهریزی شده است. او گفت: «نمیخواهم ارزش آن را کم کنم، این فیلم میلیونها دلار فروش داشت، اما گاهی فیلمی را میبینم و با خودم فکر میکنم انگار یک الگوریتم آن را به هم دوخته است. بازیگران دیالوگها را طوری ادا میکنند که انگار از یک کد دقیق پیروی میکنند. فناوری آنقدر خوب مسلط شده که میتواند چیزی عظیم و زیبا بسازد و تکههایی از اطلاعات را از جاهای دیگر کنار هم بگذارد.»
این شیوه بیان، تحریککننده و بحثبرانگیز است. فیلم «فرمول یک» کوشینسکی هم یک موفقیت بزرگ در گیشه بود و هم مدعی جوایز سینمایی؛ با چهار نامزدی اسکار و دریافت جایزه بهترین صدا. یادداشتهای تولید و گزارشهای پشت صحنه بر علاقه فیلمسازان به جلوههای عملی تاکید دارند و استفاده از ابزارهای دیجیتال را محدود به لحظاتی مشخص میدانند. با این حال، اظهارنظر فاستر به نگرانی گستردهتری اشاره میکند: وقتی تدوین، جلوههای ویژه و حتی ثبت اجرای بازیگر سریعتر و خودکارتر میشود، آیا فیلم هنوز میتواند آن رد انسانی نامرتب، پیشبینیناپذیر و زنده را با خود داشته باشد؟
فیلمسازی همیشه آمیزهای از مهارت و هوشمندی، هنر و تکنیک بوده است. پرسش امروز این است که آیا این تعادل آنقدر به سمت بخش فنی میلغزد که فیلمها به جای تجربههای زیسته، شبیه الگوهایی دقیق و خوشاجرا به نظر برسند؟ آیا تماشاگران متوجه این تغییر خواهند شد؟ آیا خالقان سینما با روشهای ملموستر و دستیتر در برابر آن میایستند؟ یا صنعت سینما دستور زبان تازهای را میپذیرد که بینقص به نظر میرسد، اما به شکلی عجیب آشنا و قابل پیشبینی حس میشود؟
در هر صورت، مشاهده فاستر یادآوری میکند که تسلط فناورانه بحث درباره مولف بودن، خلاقیت انسانی و آینده سینما را از بین نمیبرد؛ فقط آن را تیزتر و جدیتر میکند.
.avif)



نظر بگذارید
نظرات (3)
من تو یه پروژه کوچک دیپ فیک دیدم، سرعت کار رو بالا میبره، ولی یعنی خلاقیت رو میکشه؟ بعضی چیزا باید دست ساز بمونن، جدا.
واقعا میشه الگوریتم ریتم و اجرا رو بسازه طوری که تماشاگر نفهمه؟ یا داریم زیادی فرضیات علمی میسازیم؟ سوالای زیادی هست.
جملش مثل یه سنگ خورد تو سرم، ترسناک و در عین حال واقعی. فیلمایی که انگار توسط کد بافته شدن، دلم برا اون خطای انسانی تنگ شد...