4 دقیقه
او با سرگیجه، تعریق و در حالی که دردی را که از نزدیکی کتف شروع شده و به بازوی چپش کشیده بود در خود نگه میداشت، وارد بخش اورژانس شد. نتیجه آزمایشها «طبیعی» بود. او را به خانه فرستادند. تا شب بعد، باربارا کولورا دچار سکته قلبی شده بود.
داستان باربارا شخصی است، اما در عین حال الگویی است که در سراسر جهان دیده میشود. در نظامهای سلامت ثروتمند، کارشناسان برآورد میکنند که کاهش شکاف جنسیتی در مراقبتهای قلبی میتواند از مرگ ناشی از سکته قلبی در زنان، تا حدود یک مورد از هر پنج مورد، پیشگیری کند. در ایالات متحده، زنان جوان زیر ۵۵ سال هفت برابر بیشتر از مردان احتمال دارد بدون انجام آزمایشهای قلبی نجاتبخش، از اورژانس مرخص شوند.
چرا چنین اتفاقی میافتد؟ یک واژه سهحرفی در زبان انگلیسی بخش بزرگی از آسیب را ایجاد کرده است: «غیرمعمول». دهههاست که پزشکان علائم سکته قلبی در زنان را «غیرمعمول» مینامند، زیرا این علائم همیشه با تصویر نمایشی و آشنای در دست گرفتن قفسه سینه که انتظار داریم مطابقت ندارد. اما وقتی نیمی از جمعیت علائم را به شکلی متفاوت نشان میدهند، این واژه گمراهکننده میشود. نشانه اصلی، یعنی درد قفسه سینه، همچنان در هر دو جنس شایع است. مطالعات نشان میدهند بیش از ۹۰ درصد افرادی که دچار حمله قلبی میشوند، نوعی ناراحتی در قفسه سینه را گزارش میکنند.

تفاوت واقعی در علائمی است که همراه درد قفسه سینه ظاهر میشوند. زنان بیشتر احتمال دارد در کنار درد شدید قفسه سینه، یا حتی به جای آن، تهوع، تنگی نفس، خستگی، درد فک یا درد بین کتفها را گزارش کنند. همین علائم اضافه میتوانند تشخیص را مبهم کنند. الگویی که «غیرعادی» نامگذاری میشود، ممکن است در ذهن پزشک به «احتمالا قلبی نیست» تبدیل شود، و این برداشت میتواند مرگبار باشد.
پزشکی برای مدت طولانی بدن مردانه را معیار پیشفرض خود قرار داده است. این سوگیری در قلب و عروق نامی شناختهشده دارد: سندرم ینتل، اصطلاحی که برنادین هیلی در سال ۱۹۹۱ برای توصیف این واقعیت به کار برد که زنان اغلب باید شبیه مردان به نظر برسند تا مراقبت برابر دریافت کنند. سه دهه بعد، نشانههایی از این سندرم همچنان باقی است. بسیاری از کارآزماییهای مهم عمدتا با حضور مردان انجام شدهاند و دستورالعملها، از مصرف آسپرین و آستانههای تریاژ گرفته تا ماشینحسابهای خطر، هنوز بازتابدهنده همان پیشینهاند. عوامل خطر اختصاصی زنان مانند یائسگی، اختلالات متابولیک و چندغدهای تخمدان و عوارض مرتبط با بارداری گاهی در ارزیابیهای استاندارد جایی ندارند.

پیامدها کاملا ملموساند. زنان دارای علائم سکته قلبی در مقایسه با مردان، کمتر احتمال دارد آسپرین دریافت کنند، در صورت نیاز احیا شوند یا با فوریت توسط آمبولانس منتقل شوند. زبان اهمیت دارد. وقتی پزشکان یک الگوی علامتی را «غیرمعمول» مینامند، مسیر مراقبت تغییر میکند. متخصصان برجسته قلب خواستار تغییر در شیوه توصیف، آموزش و واکنش به علائم قلبی زنان هستند. پیشرفت در حال رخ دادن است، اما کند.
یک تصور نادرست عمومی نیز وجود دارد که سکته قلبی همیشه شبیه صحنههای سینمایی است: ناگهانی، کوبنده و کاملا آشکار. در واقع، بسیاری از حملههای قلبی آرام از راه میرسند. ممکن است با فشاری مبهم شروع شوند که میآید و میرود. ممکن است هنگام خواب یا در حالت استراحت رخ دهند. زنان بیش از مردان احتمال دارد احساساتی ظریفتر و پراکندهتر را توصیف کنند؛ احساساتی که هم از دید بیمار و هم از نگاه پزشک پنهان میمانند.

تشخیص باربارا تنها پس از سومین مراجعه انجام شد؛ شریان او ۹۹ درصد مسدود بود. روند بهبودی، او را به یک کنشگر آگاهیبخش تبدیل کرده است. پیام او ساده است: به حس درونی خود اعتماد کنید. اگر با ناراحتی تازه و بیدلیل در قفسه سینه، تنگی نفس یا مجموعهای از علائم عجیب و نامفهوم روبهرو شدید، فوری به دنبال مراقبت پزشکی باشید. احتیاط بهتر است. اگر به سکته قلبی مشکوک هستید، خودتان رانندگی نکنید؛ با اورژانس تماس بگیرید.
تغییر نتایج به افزایش آگاهی عمومی و بازتنظیم نگاه بالینی نیاز دارد: آموزشهای بهروز، حضور بهتر زنان در پژوهشها و مسیرهای تشخیصی که تنوع علائم را به رسمیت بشناسند، نه اینکه آن را نادیده بگیرند. تا زمانی که این تغییرها کامل رخ ندهد، بیماران باید با صدای بلند از علائم خود بگویند و پزشکان باید به شکلی متفاوت گوش دهند، زیرا بیماری قلبی زنان را به همان اندازه مردان میکشد و هر تشخیص از دسترفته قابل پیشگیری است.
.avif)




نظر بگذارید
نظرات (3)
منم مادرم نزدیک داشت، وقتی گفتن 'غیرمعمول' فرستادن خونه... تا شب سکته. از اون روز هر جا میرم با اصرار میگم علائم رو گزارش کنید، جدی بگیرن
واقعاً؟ یعنی تو سیستمهای پیشرفته هم زنها اینقدر دستکم گرفته میشن؟ منابع علمی و آموزش باید عوض شه، فورا. اما آیا دادهها بهروزن؟
وای، این داستانها قلبم رو میفشاره. واقعا ۹۹ درصد مسدودی بعد از سه بار مراجعه؟ پزشکی باید گوش بده، نه اینکه بگه «غیرمعمول»... عجیب و غمانگیز