5 دقیقه
آیا تا به حال به چشمهای کسی نگاه کردهاید و احساس کردهاید که داستانی برای گفتن دارند؟ پژوهشگران اکنون در حال شنیدن زبان ظریفتری از چشم هستند: تغییرات بسیار کوچک در اندازه مردمک که بالا و پایین رفتن توجه را بازتاب میدهد.
گروهی در مؤسسه فناوری اطلاعات ایندراپراستا دهلی، دادههای ردیابی چشم ۵۰ کودک در شیلی را دوباره بررسی کردند تا به پرسشی مشخص پاسخ دهند: آیا مردمک چشم میتواند نشانهای از تفاوتهای توجه در کودکان مبتلا به اختلال کمتوجهی بیشفعالی را در خود داشته باشد؟ این مجموعه داده شامل ۲۸ کودک با تشخیص نوع ترکیبی اختلال کمتوجهی بیشفعالی و ۲۲ کودک همسال بدون مشکلات رشد عصبی بود. سن کودکان بین ۱۰ تا ۱۲ سال قرار داشت.
این آزمایش هیچ شباهتی به یک مصاحبه بالینی نداشت. کودکان روی صفحه نمایش یک بازی حافظه انجام میدادند: نقطههایی روی یک شبکه ظاهر میشدند، سپس تصویری حواسپرتکننده جریان کار را قطع میکرد و بعد نقطه دیگری نمایش داده میشد. این تکلیف که ۱۶۰ بار تکرار شد، شرکتکنندگان را وادار میکرد اطلاعات را نگه دارند، عامل مزاحم را نادیده بگیرند و تصمیم بگیرند. همزمان، دستگاه ردیابی چشم قطر مردمک را با سرعت ۱۰۰۰ نمونه در ثانیه ثبت میکرد. چشمها فقط نور را دنبال نمیکردند؛ آنها تلاش ذهنی، برانگیختگی و افتوخیزهای بسیار ریز توجه را نیز آشکار میساختند.

سائومیا یاداو، تحلیلگر اصلی پژوهش، و همکارانش به جای میانگین گرفتن از اندازه مردمک در کل جلسه، بررسی کردند که مردمکها از یک آزمون به آزمون بعدی و درون هر آزمون چگونه تغییر میکنند. همین تغییر ظریف در زاویه نگاه اهمیت زیادی داشت. پس از کنترل سن، بهره هوشی و دشواری تکلیف، مدل آنها برآورد کرد که در گروه کودکان مبتلا به اختلال کمتوجهی بیشفعالی که دارو مصرف نکرده بودند، تغییرپذیری بین آزمونها در مقایسه با گروه کنترل حدود ۲۳ درصد بیشتر بود. به زبان ساده: کودکان دارای اختلال کمتوجهی بیشفعالی از یک دور بازی تا دور بعد، نوسان بیشتری در پاسخهای مردمک چشم نشان دادند.
اما ماجرا ساده و تکبعدی نبود. درون آزمونهای جداگانه، همان کودکان بدون دارو نوسانهای لحظهبهلحظه کمتری نشان دادند. به نظر میرسد دو نوع متفاوت از تغییرپذیری، یعنی تغییرپذیری بین آزمونها و تغییرپذیری درون آزمونها، پویاییهای متفاوتی از مردمک و در نتیجه توجه را ثبت میکنند.
این تیم با پیوند دادن فیزیولوژی به عملکرد دریافت که در گروه کودکان مبتلا به اختلال کمتوجهی بیشفعالی بدون دارو، تغییرپذیری بیشتر مردمک بین آزمونها معمولاً با دقت پایینتر در انجام تکلیف همراه بود. گویی مردمکها لغزشها یا جابهجاییهای درگیری ذهنی را بازتاب میدادند. با این حال، اندازه مردمک یک نشانگر غیرمستقیم است. این شاخص وضعیتهای درونی زیادی مانند خستگی، غافلگیری و بار شناختی را منعکس میکند و نمیتوان آن را معیاری یکبهیک برای توجه دانست.

تغییرپذیری از یک آزمون تا آزمون بعدی در گروه اختلال کمتوجهی بیشفعالی بدون دارو بیشتر بود، در حالی که تغییرپذیری درون هر آزمون کمتر دیده شد.
لایه دیگری از این مطالعه هر برداشت سریع و قطعی را پیچیدهتر میکند. هفده کودک مبتلا به اختلال کمتوجهی بیشفعالی این تکلیف را دو بار انجام دادند: یک بار پس از حدود ۲۴ ساعت قطع دارو و یک بار هنگام مصرف متیلفنیدیت همیشگی خود. زمانی که کودکان دارو مصرف کرده بودند، پاسخهای مردمک در طول تکلیف قویتر شد و تغییرپذیری بین دورهای بازی کاهش یافت؛ الگوی پاسخ آنها به گروه کنترل شباهت بیشتری پیدا کرد. آیا وسوسهانگیز است که این وضعیت را اثر عادیسازی بنامیم؟ نویسندگان از چنین برچسبی پرهیز میکنند.
متیلفنیدیت بر سامانههای فیزیولوژیکی اثر میگذارد که اندازه مردمک را تحت تأثیر قرار میدهند؛ بنابراین این تغییرات میتواند بازتاب اثرات مستقیم جسمی دارو، بهبودهای شناختی، یا هر دو باشد. پژوهشگران همچنین دادهای درباره دوز دقیق داروها و نوع فرمولاسیون آنها در اختیار نداشتند و دو جلسه آزمایش با فاصلهای نزدیک به شش ماه انجام شده بود. تمرین، رشد طبیعی یا عوامل دیگری که به گذر زمان مربوطاند نیز ممکن است در این نتایج نقش داشته باشند.
احتیاط آماری در سراسر نتایج دیده میشود. مدلی که هزاران آزمون را تحلیل کرد، افزایش تغییرپذیری را نشان داد؛ اما مقایسه مستقیم فردبهفرد پس از اصلاح برای آزمونهای متعدد، اندکی پایینتر از آستانه معناداری آماری قرار گرفت. همچنین اگرچه تغییرپذیری بیشتر مردمک با دقت پایینتر در میان کودکان مبتلا به اختلال کمتوجهی بیشفعالی بدون دارو همبستگی داشت، این رابطه به شکل معناداری قویتر از الگویی نبود که در گروه کنترل دیده شد.
جمعبندی اصلی تیم پژوهشی محتاطانه است: این پویاییهای مردمک یک سرنخ ظریفاند، نه یک آزمون بالینی. این مطالعه کوچک، آزمایشگاهی و مبتنی بر دادههایی بود که پیشتر گردآوری شده بودند. کلاسهای درس با سر و صدا و غیرقابلپیشبینی بودن خود، سیگنالی بسیار آشفتهتر ایجاد میکنند. پیش از آنکه ردیابی چشم به عنوان ابزار کمکتشخیصی یا روش پایش پیشنهاد شود، مطالعات بزرگتر، مستقل و بلندمدت باید تأیید کنند که این الگوها در محیطها و مراحل رشدی گوناگون پایدار میمانند.
با این حال، این ایده از نظر کاربردی جذاب است. ردیابی چشم جایگزین مصاحبه، مشاهده بالینی یا ارزیابیهای رفتاری نخواهد شد. اما میتواند به یک ابزار مکمل غیرتهاجمی تبدیل شود؛ ابزاری که نشان میدهد توجه هر فرد در طول زمان چگونه نوسان میکند یا در پاسخ به درمان، با جزئیات عینی و زمانمند چه تغییری نشان میدهد.
این مطالعه که در نشریه ساینتیفیک ریپورتس منتشر شده، دریچهای آرام به ریتم توجه باز میکند: نه یک تشخیص قطعی، بلکه راهی برای ترسیم اینکه توجه چگونه منحرف میشود، بازمیگردد و پاسخ میدهد؛ هر بار با یک تغییر بسیار کوچک در مردمک چشم.
.avif)




نظر بگذارید
نظرات (4)
عجب، یه ابزار کمکی احتمالی اما احساس میکنم که زیاد بزرگش کردن بیجا ست، بدون اطلاعات دوز و بازه زمانی نمیشه گفت، اگر...
تحلیل ظریف و محافظهکار، خوب که نگاه میکنی مردمک فقط یه سرنخه نه حکم قطعی. مطالعات طولانیتر و مستقل لازمه
من با بچههای کلاس خودم هم دیدم که بعضی روزا انگار توجهشون پرت میشه، این نتایج شبیه تجربهمونه، کنجکاو شدم که دارو چقدر موثره
واقعاً میشه با یه تغییرِ کوچیکِ مردمک، چیز مشخصی دربارهٔ توجه گفت؟ شک دارم... اما ایده جالبه، باید نمونههای بیشتر باشن