4 دقیقه
بعضی فیلمها اسطورهها را بازگو میکنند، اما اودیسه کریستوفر نولان فیلمی است که اصرار دارد همانقدر که دیده میشود، احساس هم شود. یک نمایش عظیم روی پرده بزرگ؟ بله. تأملی درباره انتخابها، سرنوشت و بهای بازگشت به خانه؟ قطعا. این فیلم با گروهی از بازیگران از راه میرسد که فهرستشان شبیه گردهمایی چهرههای برجسته سینمای معاصر است.
نولان نویسندگی و کارگردانی این اقتباس گسترده از حماسه کهن هومر را بر عهده دارد و مت دیمون را در هیبت خسته و رنجدیده اودیسئوس قرار میدهد؛ در کنار او، آن هاتاوی در نقش پنهلوپه، تکیهگاه صبور ایتاکا، حضور دارد. پیرامون آنها تام هالند، رابرت پتینسون، لوپیتا نیونگو، سامانتا مورتون، زندیا و شارلیز ترون میچرخند؛ هرکدام در لحظاتی ظاهر میشوند که از انسانی و آرام تا اسطورهای و باشکوه نوسان دارد. مسیر داستان روی کاغذ آشناست؛ پادشاهی که میکوشد پس از جنگ تروا به خانه بازگردد. اما نولان همین آشنایی را به اضطراری نفسگیر تبدیل میکند.

اودیسه با مدتزمان ۱۷۲ دقیقه در آیمکس، بزرگتر از زمان نمایش خود احساس میشود. تدوین تیز و دقیق جنیفر لیم، همان تدوینگری که پشت اوپنهایمر بود، ریتم فیلم را محکم و زنده نگه میدارد؛ صحنهها بهنوبت ضربه میزنند و مجال نفسکشیدن میدهند. نولان راوی سنتی را کنار میگذارد و در عوض، تجربه را از دل جزئیات نزدیک، انسانی و گاه بیرحمانه لایهلایه میسازد. نتیجه، اثری غوطهورکننده است: شما این سفر را با شخصیتها زندگی میکنید، نه اینکه صرفا شاهد بازشدن چند اپیزود باشید.
جلوههای بصری؟ باشکوه و پرزرقوبرق. طراحی صدا؟ کوبنده، آن هم به بهترین شکل ممکن. بازیها؟ مت دیمون با وقاری آمیخته به فرسودگی، ستون اصلی فیلم است و قطعات سوررئالتر را روی زمین واقعیت نگه میدارد. دوربین نولان با اسطوره مثل آبوهوا رفتار میکند؛ فراگیر، بیامان و گاهی مهربان. فیلم میپرسد: برای بازپسگرفتن زندگی پس از ویرانی، چه چیزی لازم است؟ پاسخ در انتخابهایی روایت میشود که زیر فشار گرفته میشوند، در همان کنشهای کوچکی که جهانی ازهمگسیخته را دوباره به هم میدوزند.
واکنش منتقدان
منتقدان تا حد زیادی از فیلم استقبال کردهاند. در راتن تومیتوز، اودیسه بر اساس ۱۹۷ نقد امتیاز ۹۶ درصد را دارد؛ متاکریتیک نیز در حال حاضر بر پایه نظر ۵۴ منتقد، امتیاز ۸۸ را ثبت کرده است. تحسینها از ستایش جاهطلبی نولان تا تقدیر از هنرمندانی گسترده میشود که روایتی باستانی را به شعر سینمایی مدرن تبدیل کردهاند. راجر ایبرت دات کام به فیلم امتیاز کامل داده و آن را مطالعهای درباره «تصادف و تقدیر» خوانده است؛ اثری که به لطف تدوین لیم، هرگز سنگینی زمان کامل خود را احساس نمیکند. گاردین نیز آن را «سرابی عظیم و خیرهکننده» توصیف کرده است؛ چشماندازی سهساعته که حاضر نیست از مقیاس خود عقبنشینی کند.
اسکرین رنت و امپایر نیز به جمع ستایشگران پرشور پیوستهاند و از تماشاگران میخواهند فیلم را روی بزرگترین پرده ممکن ببینند. ایندیوایر بر معماری اخلاقی فیلم دست میگذارد: حتی در جهانی که مسیرهای آینده از پیش تعیینشده به نظر میرسند، اختیار انسان و سرسختی او همچنان در مرکز قرار دارند. کلایدر نیز جسارت نولان را در بازگشت به اسطورهپردازی روایی، آن هم در مقیاسی که کمتر کارگردان مدرنی به سراغش میرود، تحسین میکند.

البته همه واکنشها ستایش بیقیدوشرط نیست. آیجیان آن را تجربهای تماشایی و استثنایی میداند، اما به کاستیهایی هم اشاره میکند؛ هالیوود ریپورتر و ورایتی فیلم را در مقایسه با اوپنهایمر اخیر نولان کمنوسانتر نمیبینند و گروه بازیگران کاریزماتیک را عامل حفظ انرژی اثر میدانند. نیویورکر پیشنهاد میکند که فیلم برای برخی مخاطبان، بیش از آنکه به پالایش عاطفی برسد، بر درک حسی تکیه دارد. تایم یکی از تندترین دیدگاهها را مطرح کرده و استدلال میکند که هیاهوی پیرامون فیلم از تجربه واقعی تماشای آن در سینما پیشی میگیرد. همین اختلافنظرها نشان میدهد قمار نولان تا چه اندازه برانگیزاننده است: فیلمی که به همان اندازه که تشویق میطلبد، بحث و جدل هم دعوت میکند.
پس مخاطب در نهایت با چه چیزی روبهروست؟ با اثری سینمایی که همزمان حرمتگذار و بازنگر است؛ داستانی باستانی که برای اضطرابهای عصر آیمکس دوباره قالبریزی شده و سرسختی انسان را بهعنوان شکلی از قهرمانی در مرکز خود میگذارد. دنبال شکوه بصری هستید؟ نصیبتان میشود. میخواهید اسطوره را در سینهتان حس کنید؟ آن هم در این تجربه هست. اودیسه سینمایی آرام و نجواگر نیست. کمین میکند. پرسش میسازد. و جرئت میکند شما را به عرشه دعوت کند تا خودتان تصمیم بگیرید آیا این سفر ارزش بهایش را داشته است یا نه.
.avif)




نظر بگذارید
نظرات (3)
فیلم پرشور و جاهطلبه، اما بعضی جاهاش شعاری میشه و ریتم تیکهتیکه؛ مت دیمون عالیه ولی انتظار معجزهٔ تمامعیار نداشته باشین
واقعیه؟ همه این تحسینها فقط برای آیمکس و صدابرداری کوبندهست یا نولان واقعا احساس و انتخاب رو تازه کرده؟ من دو دلم
نولان باز هم ریسک کرده، تصویراش وحشی و خیرهکنندهست اما بیشتر از دیدن، میخواد حس کنی... تو سالن نفسها قطع میشه گاهی