3 دقیقه
نیویورک، دهه ۱۹۸۰. چرک و خشونت در جویهای کنار خیابان. وفاداری با خون سنجیده میشود. سریال وستیز شما را به هلز کیچن میبرد و بابت این تیرگی و خشونت عذرخواهی نمیکند.
ایده اصلی ساده و پرتنش است: دو دوست دوران کودکی راههایی کاملا متفاوت در پیش میگیرند. یکی پلیس میشود، گلن کینان با بازی تایتوس ولیور. دیگری آرامآرام وارد مدار خشن گروه وستیز میشود؛ گروهی به رهبری ایمون سوئینی که جی.کی. سیمونز به آن جان داده است. امجیام پلاس در این سریال جنایی مافیایی سراغ سازوکارهای کلاسیک دنیای تبهکاری میرود: لطفهایی که بدهی میآورند، خیانتهایی که خون میطلبند و پوسیدگی تدریجی محلهای که همچنان به هویت خود چنگ زده است.
واکنش منتقدان در مجموع مثبت بوده، هرچند یکدست و بیاختلاف نیست. در راتن تومیتوز، این سریال بر اساس ۱۴ نقد امتیاز ۷۱ درصد دارد. در متاکریتیک نیز بر پایه ۱۱ نقد، میانگین امتیاز آن حدود ۶۱ از ۱۰۰ است. خلاصه اینکه بازیها و فضاسازی تحسین شدهاند، اما درباره تازگی داستان و عمق احساسی آن تردیدهایی وجود دارد.
نظرها درباره سریال از تحسین تا ناامیدی ملایم در نوسان است. ریچارد روپر از راجرایبرت داتکام با امتیاز ۷۵ از ۱۰۰، وستیز را شبیه نسخهای جمعوجورتر و کمهزینهتر از سینمای اسکورسیزی میداند؛ اثری که با بازیهای پرانرژی سیمونز و ولیور بالا کشیده میشود. کیت فیپس از تیوی گاید با امتیاز ۷۰ از ۱۰۰، جلوههای بصری و بازیها را میستاید، اما معتقد است سریال بهندرت از سطح ظاهری خود فراتر میرود. اسکرین رنت نیز با امتیاز ۷۰ از ۱۰۰ به گروه بازیگرانی اشاره میکند که تجربهای غوطهورکننده، هرچند خفه و بسته، میسازند.

برخی نگاهها سردتر است. کولایدر با امتیاز ۶۰ از ۱۰۰ مینویسد تماشاگرانی که بهدنبال یک داستان جنایی تندتر و تحریکآمیزتر هستند، ممکن است دست خالی برگردند. گاردین نیز با امتیاز ۶۰ از ۱۰۰ همین حس را بازتاب میدهد: اثری قابل قبول، اما متعارف. هالیوود ریپورتر با امتیاز ۵۰ از ۱۰۰، کلیشههای ساختاری آشنا را در آن پررنگ میبیند، در حالی که ورایتی با امتیاز ۴۰ از ۱۰۰، ضعف سریال را در نبود شخصیتهای مرکزی واقعا گیراتر میداند.
نقطه برجسته سریال روشن است: جی.کی. سیمونز با حضوری کاریزماتیک، فرسوده و سنگین، بار اصلی اثر را به دوش میکشد. تایتوس ولیور نیز نقطه مقابل آرام، سرسخت و پیگیر اوست. هر زمان این دو با هم در قاب قرار میگیرند، صحنهها جان میگیرند. جایی که سریال میلغزد، اتکای بیش از حد آن به نشانههای آماده ژانر است؛ همان الگوهای فرسوده زندگی مافیایی، به جای کندوکاوی عمیقتر در شخصیتها و پیامدهای انتخابهایشان.
اگر دنبال راویان مخملیصدا یا بازآفرینیهای رادیکال از حماسه جنایی هستید، وستیز شاید برایتان آشنا به نظر برسد. اما اگر برای بازیهای محکم، طراحی تولید تیره و پرجزئیات، و کشمکشی اخلاقی در هلز کیچنی زنده و ملموس ارزش قائلید، سریال وستیز آنقدر توان دارد که شما را پای تماشا نگه دارد. طرفت را انتخاب کن. وقتی مرز میان قانون و بیقانونی محو میشود، دلتان با کدام طرف است؟
.avif)



نظر بگذارید
نظرات (2)
امتیازها رو که دیدم تعجب کردم؛ ورایتی ۴۰ ؟ واقعا شخصیتپردازی اینقدر ضعیفه یا منتقدا دنبال چیز دیگهان؟ من فکر نمیکنم همه چی بد باشه، ولی سوال دارم...
وااای، واقعاً حس هلز کیچن منتقل شد؛ تایتوس و سیمونز هر صحنه رو میکوبن. با این حال بعضی جاها داستان تکراریه، کاش عمق بیشتری داشت... ولی منو نگه داشت، کنجکاوم فصل بعد چی میشه