درگذشت برندا فریکر، بازیگر اسکاری سینمای ایرلند

برندا فریکر، بازیگر اسکاری ایرلندی و چهره ماندگار فیلم‌های «پای چپ من» و «تنها در خانه ۲»، در ۸۱ سالگی در دوبلین درگذشت؛ مروری بر زندگی و کارنامه او.

.5 دیدگاه
درگذشت برندا فریکر، بازیگر اسکاری سینمای ایرلند

6 دقیقه

دنبال کردن در گوگل

بانوی کبوترها را یادتان هست، نه؟ همان لحظه کوچک و جادویی در «تنها در خانه ۲» که کودکی محتاط روی نیمکتی برفی در نیویورک، دوستی غیرمنتظره پیدا می‌کند. برندا فریکر بود که به آن صحنه معنا داد. او استعدادی کم‌نظیر داشت برای اینکه با اشاره‌هایی کوچک، شخصیت‌هایی فراموش‌نشدنی بسازد.

این بازیگر ایرلندی روز پنجشنبه در دوبلین در ۸۱ سالگی درگذشت؛ نماینده او، فیل بلفیلد، روز جمعه این خبر را برای بی‌بی‌سی تأیید کرد. سخنان بلفیلد ساده و دقیق بود: جهان با رفتن او فقیرتر شده و حضوری یگانه از میان ما رفته است. او از دوستی و افتخار گفت، از اینکه زنی را شناخته، دوست داشته و در کنار او کار کرده که آثارش در دل تماشاگران چند نسل جای گرفته است.

کارنامه او شبیه نقشه‌ای از بازیگری سینمایی و تلویزیونی بریتانیا و ایرلند در اواخر قرن بیستم است: صعودی آرام از نقش‌های کوتاه و بی‌نام تا نقشی که همه‌چیز را تغییر داد. فریکر ۱۷ فوریه ۱۹۴۵ در دوبلین به دنیا آمد و در خانه‌ای بزرگ شد که کلمه و زبان اهمیت داشت. مادرش زبان تدریس می‌کرد. پدرش روزنامه‌نگار آیریش تایمز بود. او زمانی به روزنامه‌نگاری فکر کرده بود و مدت کوتاهی نیز به‌عنوان دستیار در بخش هنرهای همان روزنامه کار کرد، پیش از آنکه به چهره‌ای آشنا در تئاتر، تلویزیون و سینما تبدیل شود.

بازیگری برای او زود آغاز شد. در ۱۹ سالگی، در فیلم «اسارت انسانی» محصول ۱۹۶۴ حضوری کوتاه و بی‌نام داشت و نقشی کوچک هم در سریال ایرلندی «ردیف تولکا» بازی کرد. مسیرش سال‌ها با صبوری پیش رفت: نقش‌های مکمل در تولیدات بی‌بی‌سی و بریتانیا، کارهای پراکنده در مجموعه‌های تلویزیونی و سپس شناخت گسترده‌تری که از دل سریال‌های ماندگار تلویزیونی و تئاتر رپرتوار به دست آمد؛ همان تلاش طولانی و صادقانه‌ای که باعث می‌شد بازی او زیسته به نظر برسد، نه صرفا اجرا شده.

شناخته‌شدن او برای مخاطبان گسترده‌تر به دو نوع نقش متفاوت گره خورده است. در تلویزیون، او از اعضای اصلی گروه بازیگران «اورژانس» در سال ۱۹۸۶ بود و در فصل‌های شکل‌گیری این مجموعه نقش پرستار مگان روچ را بازی کرد و بعدها چند بار نیز به‌عنوان بازیگر مهمان بازگشت؛ همان قسمت‌ها اعتبار او را به‌عنوان بازیگری ریشه‌دار و همدل تثبیت کردند. روی پرده بزرگ، البته «پای چپ من» قرار داشت. فریکر در نقش بریجت فاگان براون، مادر هنرمند دارای معلولیت، کریستی براون، به نقطه‌ای کمیاب رسید که در آن خویشتن‌داری با حقیقت عاطفی پیوند می‌خورد.

او با دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن در اسکار ۱۹۹۰ برای «پای چپ من»، نخستین زن ایرلندی شد که جایزه اسکار را به دست آورد.

جیم شریدن کارگردانی فیلم را بر عهده داشت و دنیل دی لوئیس نقش اصلی را بازی می‌کرد. صداقت بی‌امان فیلم به فریکر اجازه داد همان کاری را انجام دهد که همیشه در آن بهترین بود: چنان کامل در نقش زندگی کند که حضورش بیشتر شبیه خاطره باشد تا اجرا. جمله او هنگام دریافت جایزه، اینکه هر کسی ۲۲ بار زایمان کرده باشد شایسته یک تندیس است، به‌طرز معمول گرم، کمی شیطنت‌آمیز و کاملا متعلق به خود او بود.

آن افتخار درهای تازه‌ای را به رویش گشود. او دوباره با شریدن در «مزرعه» همکاری کرد و سپس، در حرکتی که بسیاری را هم غافلگیر کرد و هم خوشحال، در نقش بانوی کبوترها در «تنها در خانه ۲: گمشده در نیویورک» ظاهر شد. در نگاه اول، این شخصیت می‌توانست نقشی گذرا باشد؛ اما در دستان فریکر به چهره‌ای نگهبان و معجزه‌ای کوچک تبدیل شد، آن هم در مجموعه‌ای که بر کمدی فیزیکی و خیال‌پردازی کودک‌محور بنا شده بود. تضاد میان کارهای آرام‌تر و دراماتیک او با این آثار تجاری بزرگ‌تر نشان می‌داد که چقدر سازگار و منعطف است.

دهه ۱۹۹۰ او را در نقش‌هایی متنوع در برابر چشم مخاطبان نگه داشت: مادر اسکاتلندی عجیب‌وغریب در «پس با یک قاتل تبر به دست ازدواج کردم»، مادرخوانده مهربان در «فرشتگان در زمین بیرونی» و حضوری به‌یادماندنی در «زمانی برای کشتن». او به‌راحتی از کمدی به درام جنایی و سپس به آثار خانوادگی احساس‌برانگیز می‌رفت و همیشه صحنه‌ها را با ترکیبی خاص از شوخ‌طبعی و قلبی گرم استوار می‌کرد.

در دهه‌های بعد، فریکر همچنان پروژه‌هایی را ترجیح داد که ریشه در ایرلند و بریتانیا داشتند. او برای «ورونیکا گرین» (۲۰۰۳)، «درونم می‌رقصم» (۲۰۰۴) و «آلبرت نابس» (۲۰۱۱) چندین نامزدی از آکادمی فیلم و تلویزیون ایرلند دریافت کرد. از دیگر آثار سال‌های پایانی کارنامه او می‌توان به «بستن حلقه» و فیلم مستقل «انفجار ابر» اشاره کرد. او همچنان با تئاتر نیز پیوند داشت، از جمله در تولیدات تئاتر ملی سلطنتی، رویال کورت و گفن پلی‌هاوس، هرچند کارهای سینمایی و تلویزیونی چهره عمومی او را بیشتر شکل می‌دادند.

پس از دوره‌ای آرام‌تر از سال ۲۰۱۵، او با پروژه‌هایی پراکنده به تصویر بازگشت: یک قسمت از سریال کانادایی «پسر وب‌کم» در سال ۲۰۲۱، سریال «نگه داشتن» به تهیه‌کنندگی گراهام نورتون در سال ۲۰۲۲، نقشی در «صید» از شبکه ۵ در سال ۲۰۲۳ و صداپیشگی در فیلم «باشگاه معجزه». حضور او از آن جنس بود که هر فضایی را بهتر می‌کرد؛ کارگردانان او را انتخاب می‌کردند چون وقتی مقابل دوربین بود، صحنه‌ها حس واقعی و زیسته‌تری پیدا می‌کردند.

افتخارها فقط از سوی اسکار به سراغ او نیامدند. در سال ۲۰۰۸، او نخستین دریافت‌کننده جایزه مورین اوهارا در جشنواره فیلم کری شد؛ افتخاری برای قدردانی از زنان برجسته در سینما. آیریش تایمز بعدها نام او را در میان برترین بازیگران تاریخ سینمای ایرلند قرار داد. این‌ها افتخارهایی منظم و محترمانه‌اند. اما آنچه اهمیت بیشتری داشت، شیوه‌ای بود که مخاطبان او را به یاد می‌آوردند: بازیگری که می‌توانست مهربانی را حقیقی جلوه دهد و نقش‌های مکمل را به مرکز عاطفی یک صحنه تبدیل کند.

زندگی شخصی او آرام‌تر از زندگی عمومی‌اش بود. او از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۸ با کارگردان، بری دیویس، ازدواج کرده بود؛ دیویس در سال ۱۹۹۰ درگذشت. فریکر خانواده و جزئیات خصوصی زندگی‌اش را تا حد زیادی از تیترهای زرد دور نگه داشت و معاشرت با همکاران و ریتم سنجیده کار در تئاتر و سینما را ترجیح می‌داد.

با توجه به گستره کاری او، از حضوری کوچک در سال ۱۹۶۴ تا نقش‌هایی در دهه گذشته، مجموعه آثار فریکر درسی است در مهارت، پایداری و ارزش نقش مکمل. او به‌ندرت دنبال نورافکن بود؛ فقط آن را بهتر می‌کرد. حالا که یادبودها و خاطره‌ها در حال انتشارند، باید منتظر داستان‌هایی درباره خنده‌ای نرم و قاطع، ادای دقیق یک جمله و صحنه‌های بی‌شماری بود که به دست بازیگری نجات پیدا کردند که می‌دانست چگونه امر معمولی را ضروری جلوه دهد.

فیلم‌هایش باقی می‌مانند. آن‌ها صدای او را به گوش مخاطبان تازه خواهند رساند. اگر جز همان لحظه در «تنها در خانه» چیز دیگری از کارهایش ندیده‌اید، «پای چپ من» نقطه خوبی برای شروع است. تماشا کنید تا ببینید چرا بازیگری کوچک‌اندام و استوار، رد و اثری چنین بزرگ بر جای گذاشت.

ترانه علوی
من ترانه‌ام، عاشق نوشتن درباره دنیای فیلم و هنر. سعی می‌کنم هر چیزی که به زندگی جذابیت بیشتری بده رو باهات به اشتراک بذارم.

نظر بگذارید

نظرات (5)

نوا_x

شاید کمی خیلی عاشق‌وار نوشته شده اما شانس آوردیم که بازیگری مثل فریکر داشتیم. صداش و فیلم‌هاش باقی میمونن 🙂

پمپزون

یه بار تو تئاتر ملی دیدمش، خنده ش مثل یه نور نرم بود که صحنه رو گرم میکرد. نقش‌های کوچیکشو هرگز فراموش نمیکنم

مهران

واقعا اولین زن ایرلندی بود که اسکار گرفت؟ اگر اینطور باشه چه افتخار بزرگی، اما دلم میخواد بیشتر بخونم راجع بهش

بیونیکس

صادقانه؟ اسکار حقش بود ولی کاش نسل جدید هم «پای چپ من» رو ببینه، فیلمی که بازی‌های مکملو رنگی میکنه

اتمویو

وااای بانوی کبوترها یادم اومد… همون لحظه کوچیک، اما جادویی. برندا واقعاً میدونست چطوری با یه اشاره خاطره بسازه