4 دقیقه
دیسی در کامیککان سندیگو سطح رقابت را بالاتر برد. بدون هیاهو و بدون حرکتهای نیمهکاره، این ناشر پنج کمیک جدید را زیر چتر ابتکار «نکست لول» معرفی کرد؛ آثاری که هرکدام بهعنوان نقطه ورود تازهای برای خوانندگان طراحی شدهاند، اما همچنان به جهان گسترده دیسی پیوند دارند.
ویکسن با صدایی بازمیگردد که میخواهد با معیارهای خودش شنیده شود. استفانی ویلیامز و خاری رندالف هدایت این مجموعه را بر عهده دارند و ویلیامز میگوید ایده آن سالها در ذهنش پرورده شده است. نخستین طرح پیشنهادی بهزحمت به ۲۰ صفحه میرسید. او دو سال آن را نگه داشت تا سرانجام دیسی چراغ سبز پروژه را صادر کرد. این داستان، فهرستی از حضورهای کوتاه نیست که فقط مری مککیب را کنار لیگ عدالت قرار دهد. این یک روایت بازپسگیری هویت است. مری میخواهد خودش را تعریف کند، نه اینکه در چارچوب برداشتهای دیگران محصور شود. باید منتظر قهرمانی مطمئنبهنفس و برجسته بود که در میان سروصداها برای استقلال و هویت خود مسیر تازهای میسازد.

استاتیک همان بازتنظیمی را دریافت میکند که شایستهاش بود. کودی زیگلر و دیگو اولورتگی، ویرجیل هاوکینز را دوباره به نقشی پررنگ بازمیگردانند، نه بهعنوان حضوری نوستالژیک و گذرا. تیم خلاق با این اثر مثل یک آغاز دوباره واقعی برخورد میکند: کنار زدن گردوغبار گذشته، پاسخ دادن به پرسشهای باقیمانده و فراهم کردن نقطه شروعی شفاف و جذاب برای طرفداران قدیمی و خوانندگان تازه. وقت آن رسیده است که استاتیک دوباره در میان چهرههای مهم کمیکهای دیسی زیر نورافکن قرار بگیرد.

سایه خفاش از سطح خیابان شروع میکند و عمیق ضربه میزند. دنیز کمپ و خاویر رودریگز پس از همکاری خود در «شکارچی مریخی مطلق» دوباره کنار هم قرار گرفتهاند تا تصویری از بروس وین ارائه دهند که با زخمهای شخصی و شهری دوخته شده است. محرک اصلی داستان، انفجار فاجعهبار یک کارخانه شیمیایی است که گاتهام را در شوک فرو میبرد. نهادها از کار میافتند. آسیب روانی در محلهها موج میزند. بتمن در این روایت کمتر یک نگهبان بینقص است و بیشتر مردی است که با زخمها روبهرو میشود؛ هم زخمهای خودش و هم زخمهای شهر. ایده اثر بیشتر شبیه یک نوآر روانشناختی است که بر درد جمعی بنا شده، نه یک داستان کارآگاهی استاندارد دیگر.

دیمون انرژی خالص یک فیلم هیولایی را از صافی اسطوره و تراژدی عبور میدهد. جیمز هرن هم نویسندگی و هم تصویرگری اثر را بر عهده دارد و داستان جیسون بلاد را دنبال میکند؛ مردی که زندگیاش با سرنوشت و حضور اهریمنی سایهافکنده بر او از هم گسسته است. جیسون تلاش میکند جهان را از تهدیدهای فراطبیعی محافظت کند، در حالی که با بهای سنگین این محافظت دستوپنجه نرم میکند. شماره نخست در ۷ اکتبر منتشر میشود؛ با جلد اصلی اثر هرن و جلدهای جایگزین با حضور دنیل وارن جانسون، مایکل والش، هایدن شرمن و جان مککریا.

جونا هکس و سایه مرگ ژانر را به سمت وحشت فولکلور میچرخاند. مایکل والش، که با آثار ژانری ناآرامکننده شناخته میشود، نویسندگی و طراحی این مینیسری ششقسمتی را انجام میدهد. بیش از یک دهه از زمانی میگذرد که جونا هکس عنوان اختصاصی ادامهدار خودش را در اختیار داشت و این شخصیت در این سالها میان وسترنها، مسیرهای فرعی علمیتخیلی و ماجراجوییهای پیچیده با زمان سرگردان بوده است. اینجا، هکس میخواهد کاری تقریبا ناممکن برای یک یاغی انجام دهد: شروعی پاک به دست آورد. او در شهری کوچک در مرز ساکن میشود و مصمم است، شاید کمی خوشبینانه، برای همیشه اسلحههایش را کنار بگذارد. قابل پیشبینی است؟ نه اگر والش حرفی برای گفتن داشته باشد.

در همه اینها یک طراحی آگاهانه دیده میشود. نکست لول قرار نیست پیوستگی داستانی را قطع کند؛ هدفش باز کردن درهای تازه است. از نویسندگان و هنرمندان خواسته شده مجموعههایشان را دسترسپذیر بسازند، برای خوانندگان جدید جای پای محکمی فراهم کنند و در عین حال نشانههایی باقی بگذارند که به بافت بزرگتر جهان دیسی وصل میشود. کنجکاوید کدام عنوان بیشترین مخاطب را پیدا میکند؟ به شیوه نگارش شمارههای نخست نگاه کنید: قلابهای داستانی شخصیتمحور، خطرهایی که ریشه عاطفی دارند و دعوتی روشن برای ماندن در این مسیر.
اکتبر ماه تعیینکنندهای خواهد بود. فعلا پرسش ساده است: کدامیک از این شروعهای تازه گفتوگو درباره آینده دیسی را تغییر خواهد داد؟
.avif)




نظر بگذارید
نظرات (3)
واقعاً میشه همه اینا رو در عین سادگی برای تازهواردان انجام داد؟ اگه بیشتر به پیوستگی اشاره کنن، تازهها گیج میشن، یا نه؟
بهم میاد این بازتنظیما برای ورود تازهخوانها مفیده، اما امیدوارم کیفیت داستان و ریتم رو از دست ندن.
وای، دیسی این بار جدیه! نکست لول واقعاً خوبِ؛ ویکسن با صدای خودش برگشته. استاتیک هم باید دوباره بدرخشه، کنجکاوم کدومش مخاطبجذب میکنه؟