3 دقیقه
هیچکس واقعا ندید که برنارد از آن آتش بیرون بیاید. نه به معنای واقعی کلمه. قسمت چهارم همه چیزهایی را که تماشاگران فکر میکردند میدانند، زیر و رو میکند: مردی که همه او را مرده میپنداشتند، زنده از آب درمیآید و در جایی به نام دیگر وُید پنهان شده است.
در ابتدا، جولیت نیکولز، با بازی ربکا فرگوسن، خبر هولناکی را میشنود: برنارد هالند، با بازی تیم رابینز، در جریان آتشسوزی اتاق خروج جان باخته است. فلاشبکها اما ماجرا را مبهمتر میکنند: برنارد با سوختگیهای شدید از آن جهنم جان سالم به در میبرد، اما بعدتر به نظر میرسد به دست رابرت سیمز، شخصیتی که کامن نقش او را بازی میکند، کشته شده باشد. سپس قسمت چهارم پیچش اصلی را رو میکند: برنارد زنده است و در اعماق دنیای زیرین سیلو مخفی شده است.
تیم رابینز در گفتوگو با رادیو تایمز، این پیچش داستانی را چیزی فراتر از یک شوک نمایشی میداند. برنارد فقط از بیرون زخم برنداشته است. او از نو ساخته شده. رابینز از مردی حرف میزند که بدن، باورها و زندگی درونیاش به شکلی بنیادین تغییر کردهاند. رازهایی که برنارد با خود حمل میکند، دانشی که هیچکس دیگری در اختیار ندارد، هم ابزار نفوذ او هستند و هم شکنجهاش. این رازها به او قدرت میدهند، بله، اما مثل بدهیای که هرگز نمیتواند ادا کند، بر دوشش سنگینی میکنند.
زنده نگه داشتن برنارد یکی از جسورانهترین فاصلهگیریهای سریال از رمانهای هیو هاوی است. در کتابها، برنارد در اتاق خروج میمیرد و در حد یک آنتاگونیست تکبعدی باقی میماند. اما اقتباس اپل تیوی به او فرصت تغییر، اعتراف و پیش بردن داستان در مسیرهایی را میدهد که خوانندگان هرگز ندیده بودند. همین انتخاب باعث میشود سریال سیلو از برنارد به عنوان یک نقطه اتصال کلیدی استفاده کند: او میتواند خلأهای خاطرات تکهتکه جولیت را پر کند، توطئههای دفنشده را آشکار سازد و اتحاد میان بازیگران اصلی را پیچیدهتر کند.

و همین موضوع دوباره رابرت سیمز را در مرکز توجه قرار میدهد. تصاویری که در پنل اپل تیوی در کامیککان سندیگو نمایش داده شد، تأیید میکند که سیمز در زنده نگه داشتن برنارد نقش داشته است. سیمز همچنین ترتیبی داده بود تا پرستاری به جولیت برسد که به بازیابی تکههایی از حافظه او کمک میکند، گره روایی دیگری که سریال آرامآرام بازش میکند. در همین حال، کامیل سیمز با بازی الکساندریا رایلی به ریاست بخش فناوری اطلاعات میرسد و خود را در قلب قدرت و خطر قرار میدهد.
قلاب اصلی داستان، «رویه حفاظت» است؛ افشاگریای که ایمان برنارد به سیستمی را که تمام عمر از آن دفاع کرده بود، نابود میکند. این رویه به معنای نابودی کامل یک سیلو از طریق رهاسازی همزمان یک عامل کشنده است. وقتی برنارد از این حقیقت آگاه میشود، ناامیدی جای خود را به اراده میدهد. او حالا میخواهد جبران کند، آسیب فرهنگی و اخلاقیای را که در ایجادش نقش داشته ترمیم کند. همین موضوع او را غیرقابل پیشبینی و برای جناحهایی که فراتر از سیلو ۱۸ فعالیت میکنند، خطرناک میسازد.
پس جایگاه جولیت، سیمز و برنارد حالا کجاست؟ آنها در کنار هم محوری نامحتمل را شکل میدهند که توان بیرون کشیدن حقیقتهای مدفون و تحمیل تغییراتی گسترده را دارد. و چون سریال آگاهانه از رمانها فاصله میگیرد، هیچکس، حتی طرفداران کتابها، نمیتواند با اطمینان بگوید برنارد تا چه زمانی در بازی میماند. آیا او تا فصل چهارم احتمالی و پایانی زنده خواهد ماند؟ اگر کامیل یا الگوریتم بفهمند او زنده است، فرصت او ممکن است ناگهان به پایان برسد.
قسمتهای تازه سریال سیلو هر جمعه از اپل تیوی منتشر میشوند. تماشا را ادامه دهید؛ این فصل فقط سرنوشت را بازنویسی نمیکند، بلکه وفاداریها و پیامدها را در جهانی بازترسیم میکند که در آن یک راز میتواند همه چیز را فرو بریزد.
.avif)




نظر بگذارید
نظرات (3)
خوبه که از کتاب فاصله گرفتن، ولی بعضی انتخابا شعاریه و ریتم میافتد گاهی. امیدوارم فصل بعد منطقی تر ادامه بده، نه صرفا شوک.
یعنی واقعاً سیمز تونست برناردو نجات بده؟ منابع متفاوته، خیلی چیزا نامشخصه... شاید دارن لوثش میکنن، یا من اشتباه میکنم؟
وااای؛ برنارد زنده؟! این پیچش خیلی غافلگیرکنندهس، قلبم داشت میپرید... واقعاً نمیدونم خوشحال باشم یا نگران