3 دقیقه
سی سال پس از آنکه مخمصه مایکل مان به الگوی تریلرهای جنایی مدرن تبدیل شد، این داستان بیسروصدا در حال گسترش است. فیلمبرداری مخمصه ۲ هنوز آغاز نشده، اما صنعت سینما از حالا درباره مخمصه ۳ حرف میزند و اینکه آمازون امجیام تا کجا میخواهد این جهان را پیش ببرد.
مخمصه ۲ در مسیر تبدیل شدن به پروژهای بزرگ و جاهطلبانه است. رمان مایکل مان و مگ گاردینر برای پرده سینما اقتباس میشود، آمادهسازی تولید در جریان است و طبق گزارشها، فیلمبرداری اصلی اواخر امسال آغاز خواهد شد. بودجه تولید گزارششده، حدود ۱۶۵ میلیون دلار، هم نشاندهنده اعتماد استودیو است و هم ریسک بالای پروژه را نشان میدهد. دو نام مهمی که به این فیلم پیوند خوردهاند کریستین بیل و لئوناردو دیکاپریو هستند؛ بازیگرانی که قرار است بهترتیب نقشهایی را ایفا کنند که در نسخه اصلی با بازی آل پاچینو و وال کیلمر ماندگار شدند: وینسنت هانا و کریس شیهِرلیس.
شایعات انتخاب بازیگران همچنان ادامه دارد. گفته میشود استیون گراهام در حال مذاکره برای ایفای نقش نیل مککالی است؛ همان نقشی که رابرت دنیرو در فیلم اصلی به ستون اصلی داستان تبدیل کرد. نام آدام درایور نیز به شخصیت ضدقهرمان مرکزی داستان، اوتیس واردل، گره خورده است. از سوی دیگر، زمزمههایی درباره انتخاب بازیگر تازه برای شارلین، همسر سابق شیهِرلیس، شنیده میشود؛ نقشی که اشلی جاد در فیلم اول بازی کرده بود. نامهای بزرگ، انتظارهای بزرگتر.

آمازون امجیام از همین حالا در حال بررسی مخمصه ۳ است و میسنجد که آیا باید یک دنباله مستقیم بسازد یا این مجموعه را به جهانی گستردهتر تبدیل کند.
چیزی که مخمصه ۲ را غیرمعمول میکند، ساختار آن است: هم پیشدرآمد است و هم دنباله. بخشی از فیلم به شیکاگوی سال ۱۹۸۸ بازمیگردد و مسیرهای جداگانه هانا و مککالی را پیش از برخورد سرنوشتسازشان نشان میدهد. سپس روایت به جلو حرکت میکند، درست پس از رویدادهای مخمصه اصلی در سالهای ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۶ ادامه مییابد و به سال ۲۰۰۰ میرسد؛ زمانی که این دو جهان دوباره به هم نزدیک میشوند. این طراحی جسورانه است، همان چیزی که توضیح میدهد چرا استودیو ممکن است فراتر از یک دنباله ساده، ظرفیت شکلگیری یک فرنچایز جنایی را در آن ببیند.
پس چرا آمازون باید به دنبال ادامه این مسیر باشد؟ پاسخ ساده است: مخمصه فقط یک فیلم نیست. این اثر زیستبومی از ابهام اخلاقی، نقشههای طولانی، تعقیب و گریزهای پلیسی و بازی موش و گربه است که بهخوبی میتواند در قالبها و خطهای زمانی مختلف گسترش پیدا کند. اسپینآفهای شخصیتمحور، داستانهای آغازین و حتی مینیسریالهایی که به سرقتها، پلیسها و منطقه خاکستری میان آنها میپردازند، همگی گزینههایی قابل تصورند. این همان نوع گسترشی است که استودیوها وقتی یک اثر هم اعتبار هنری دارد و هم شهرت عمومی، به دنبالش میروند.
البته پرسشهای عملی هم وجود دارد. آیا مخمصه ۳ خط زمانی اصلی را ادامه میدهد یا به داستانی مستقل درباره یکی از شخصیتهای فرعی منشعب میشود؟ آیا نسل تازهای از بازیگران میتوانند وارد نقشهایی شوند که بهطور جداییناپذیر با چهرههایی مثل پاچینو و دنیرو گره خوردهاند؟ و آیا صدای خلاقانه مایکل مان همچنان قطبنمای این مسیر خواهد بود؟
در حال حاضر، مخمصه ۲ در نقطه تلاقی احترام به گذشته و بازآفرینی قرار دارد: وفادار به چارچوب زمانی چندلایه رمان، اما ساختهشده با قدرت یک بلاکباستر امروزی. قدمهای بعدی، از تأیید انتخاب بازیگران و نهایی شدن فیلمنامهها تا تصمیم راهبردی آمازون امجیام میان دنباله یا اسپینآف، نشان خواهد داد که آیا مخمصه فقط یک بازگشت مقطعی است یا بذر یک فرنچایز سینمای جنایی.
در هر صورت، وعده روشن است: ریسکهای بزرگتر، سایههای آشنا و همان اصطکاک اخلاقی که نسخه اصلی را به یکی از نقاط مرجع اواخر دهه ۹۰ تبدیل کرد. شما دوست دارید در ادامه از جهان مخمصه چه ببینید؟
.avif)




نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.