3 دقیقه
نسخهای از «مرد عنکبوتی: روزی نو» وجود داشت که تام هالند را بهوضوح معذب کرده بود. او صرفا از آن بدش نیامده بود؛ احساس میکرد فیلم هویت خود را از دست داده است.
دنباله تازه که این پنجشنبه از راه میرسد و چهار سال پس از «راهی به خانه نیست» اکران میشود، با تحسین منتقدان برای اکشن پرتحرک و صحنههای پرهیجانش روبهرو شده است. اما این تحسینها همه واقعیت پشتصحنه نبود. هالند بهتازگی اعتراف کرد که او و همبازیهایش چندین تدوین متفاوت از فیلم را دیدهاند و یکی از آن نسخهها حسابی ناامیدشان کرده بود.
در اتاق تدوین، سازندگان فیلم سراغ روشی غیرمعمول رفتند: تقریبا تمام بازخوردهای تماشاگران اولیه را در یک نسخه واحد جا دادند. ایده در ظاهر دموکراتیک به نظر میرسید. اما در عمل، صدای اصلی فیلم را آشفته کرد. وقتی بازیگران آن نسخه را تماشا کردند، واکنش همه یکسان و صریح بود. این همان فیلمی نبود که برایش وارد پروژه شده بودند.
اشتباه از کجا شروع شد؟ از اینجا که راضی کردن تکتک پیشنهادها، فیلم را به اثری مصالحهزده تبدیل کرد. نسخه تدوینشده با بخشی از سلیقه مخاطبان هماهنگ بود، اما دیگر با نیت خلاقانه کارگردان و نویسندگان همخوانی نداشت. هالند موضوع را ساده توضیح داد: یک فیلم میتواند در تدوین آنقدر شکل بگیرد و دوباره تغییر کند که در نهایت برای همه کسانی که روی آن کار کردهاند، غریبه به نظر برسد.

روی پرده، داستان از همان جایی ادامه پیدا میکند که «راهی به خانه نیست» تمام شد. دکتر استرنج با بازی بندیکت کامبربچ برای محافظت از هویت مرد عنکبوتی، خاطره پیتر پارکر را از ذهن جهان پاک میکند، حتی از ذهن دوستانش. امجی با بازی زندایا و ند با بازی جیکوب باتالون زندگیشان را طوری ادامه میدهند که انگار پیتر هرگز وجود نداشته است. نتیجه برای پیترِ تام هالند، مسیری تنها و فرساینده است: شبها مبارز جرم و جنایت، روزها انسانی فراموششده.
دستین دنیل کرتون، کارگردانی که «شانگچی» را در دنیای سینمایی مارول هدایت کرد، روی پیامدهای احساسی این وضعیت تمرکز میکند. وقتی همه یک قهرمان را فراموش میکنند، چه بر سر او میآید؟ مسئله فقط پیادهروهای خالی یا سلامهایی که دیگر شنیده نمیشوند نیست؛ مسئله فرسایش همان تکیهگاههای کوچکی است که آدم را سرپا و سالم نگه میدارند. این فشار، پیتر را به سمت تغییری هل میدهد که شاید کنترلش در دست خودش نباشد و همین تغییر ممکن است تنها راه توقف تهدیدی تازه و پنهان باشد که به شهر نزدیک میشود.
نتیجه روشن است: هویت یک فیلم میتواند در مرحله تدوین گم شود و اتاق تدوین همان جایی است که داستان یا نبض واقعی خود را پیدا میکند یا تخت و بیجان میشود.
به نظر میرسد «روزی نو» از دل همین تجربه بیرون آمده باشد. نسخه نهایی میکوشد میان شکوه یک بلاکباستر ابرقهرمانی و تنشهای احساسی آرامتری که پیتر پارکر را تعریف میکنند، تعادل برقرار کند. اینکه موفق میشود یا نه، چیزی است که مخاطبان این پنجشنبه دربارهاش قضاوت خواهند کرد؛ وقتی چراغها خاموش میشود و هیاهو فرو مینشیند، خواهید دید کدام تدوین صادقانهترین روایت را ارائه میدهد.
.avif)



نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.