3 دقیقه
لحظهای که وینسنت پاستوره وارد صحنه میشد، حالوهوای اتاق تغییر میکرد. چهرهای داشت فرسوده، آشنا و از همان جنس چهرههایی که باعث میشوند داستانهای روی پرده را باور کنید. وینسنت پاستوره، بازیگر زاده برانکس که نقش سالواتوره «بیگ پوسی» بونپنسیرو را در سریال سوپرانوها به شخصیتی فراموشنشدنی تبدیل کرد، در ۸۰ سالگی درگذشت.
پاستوره در خانهاش در برانکس پیدا شد و مقامها میگویند علت مرگ در دست بررسی است.
پاستوره که در سال ۱۹۴۶ در برانکس به دنیا آمد، زندگیای داشت که خودش شبیه یک فیلمنامه بود. او در جنگ ویتنام خدمت کرد، بعدها بازیگری را در دانشگاه پیس نیویورک آموخت و تا اوایل دهه ۱۹۹۰ فعالیت حرفهای و شناختهشده خود را در بازیگری آغاز نکرد. با این حال، خیلی زود از نقشهای کوچک به فیلمهایی مانند رفقای خوب، مردان محترم و راه کارلیتو رسید و تا میانه دهه ۱۹۹۰ در آثاری چون پسرهای جرکی: فیلم و گوتی بازی کرد، جایی که با تونی سیریکو، فرانک وینسنت و دومینیک کیانیزه، چهرههایی که بعدها از ستونهای اصلی سوپرانوها شدند، همبازی بود.
بعد نوبت به سوپرانوها رسید. بعضی نقشها شما را دیدهشدنی میکنند؛ بعضی نقشها به بخشی از حافظه فرهنگی تبدیل میشوند. سالواتوره بونپنسیرو با بازی پاستوره هر دو بود: هم محرم راز و هم خائن، مردی که خیانتش زخمی از آن جنس است که نفس تماشاگر را بند میآورد. او دوست نزدیک تونی سوپرانو بود و مسیری که او را از متحدی مورد اعتماد به خبرچین افبیآی تبدیل میکند، در یکی از تکاندهندهترین لحظات سریال به پایان میرسد: تسویهحساب آرام و بیرحمانهای که تونی با بازی جیمز گاندولفینی، سیلویو با بازی استیون ون زندت و پالی با بازی تونی سیریکو در پایان فصل دوم انجام میدهند.

آنچه پاستوره را متمایز میکرد، این بود که حتی در میان خشونتی غیرعادی، کاملا واقعی و معمولی به نظر میرسید. او یک شرور کارتونی نبود. مردی بود با گذشتهای مشخص، مجموعهای از وفاداریها و انتخابی مرگبار. همین ظرافت، یعنی بازی کردن نقش یک گانگستر به عنوان انسانی واقعی و نه یک اسطوره، به تعریف لحن سریال کمک کرد.
خود سریال سوپرانوها مسیر درام تلویزیونی را از نو سیمکشی کرد. این حماسه جنایی روانشناختی درباره رئیس مافیای نیوجرسی بود که برای حملات اضطرابی خود به رواندرمانی پناه میبرد و سریال از جلسههای او با دکتر جنیفر ملفی با بازی لورین براکو استفاده میکرد تا لایههای خشونت، احساس گناه و خانواده را کنار بزند. این مجموعه در شش فصل، نگاه قصهگویان به شخصیتپردازی، پیامد اعمال و ابهام اخلاقی را تغییر داد و در این مسیر تحسین منتقدان و جوایز فراوانی به دست آورد، از جمله ۲۱ جایزه امی ساعات پربیننده و پنج گلدن گلوب.
نام پاستوره برای همیشه با آن دوره از تلویزیون گره خواهد خورد، اما او بسیار فراتر از یک نقش بود. او بافت و عمق یک زندگی زیسته روی صحنه و مقابل دوربین را با خود حمل میکرد: نقشهای کوچکی که در ذهن میمانند، حضوری که صحنه را استوار میکند و تواناییای که باعث میشود بیننده سنگینی تصمیمهای یک شخصیت را حس کند. بازیگرانی مانند او یادآوری میکنند چرا بارها به تماشای این سریالها برمیگردیم، چون یک اجرا میتواند نگاه ما به کل یک داستان را تغییر دهد.
خبر درگذشت او در میان جامعههایی که با سوپرانوها بزرگ شدند و نسلهایی که تازه آن را کشف میکنند، بازتاب خواهد داشت. حالا وقتی دوباره آن صحنهها را میبینید، جزئیات کوچک بیشتر به چشم میآیند: نیملبخندها، مکثها و نگاهی که بیش از هر دیالوگی حرف میزند. شاید همین، میراث آرام وینسنت پاستوره باشد.
.avif)



نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.