5 دقیقه
تصور کنید خون شما داستانی متفاوت از سنتان روایت کند، نه با چینوچروک یا موهای خاکستری، بلکه با سیگنالهای شیمیایی که در سراسر سرخرگها و سیاهرگها جریان دارند. به نظر میرسد یک آزمایش تغذیهای یکماهه و کاملا کنترلشده همین کار را برای گروهی از سالمندان انجام داده است: «سن» نشانگرهای زیستی آنها به شکل محسوسی جوانتر شد، آن هم در مدت کوتاه.
پژوهشگران دانشگاه سیدنی ۱۰۴ نفر ۶۵ تا ۷۵ ساله را در کارآزمایی «تغذیه برای زندگی سالم» وارد کردند. به مدت چهار هفته، همه وعدههای غذایی آماده و تحویل داده شد. خبری از کالریشماری نبود. شرکتکنندگان تا زمانی که احساس سیری میکردند غذا میخوردند. افراد بهصورت تصادفی در یکی از چهار برنامه غذایی قرار گرفتند تا هیچکس رژیم مورد علاقه خود را انتخاب نکند.
دو برنامه غذایی ترکیبی از منابع گیاهی و حیوانی داشتند و حدود نیمی از پروتئین آنها از منابع حیوانی تامین میشد. دو برنامه دیگر نیمهگیاهخواری بودند و حدود ۷۰ درصد پروتئین آنها از گیاهان به دست میآمد. هر یک از این سبکها دوباره به دو نسخه تقسیم شد: یک نسخه با چربی بیشتر و کربوهیدرات کمتر، و نسخه دیگر با چربی کمتر و کربوهیدرات بیشتر. در همه برنامهها، پروتئین حدود ۱۴ درصد از کل انرژی دریافتی را تشکیل میداد.
پیش و پس از مداخله، تیم پژوهشی سن زیستی هر فرد را با استفاده از روش کلِمرا-دوبال برآورد کرد؛ روشی که چندین نشانگر بالینی را در یک شاخص واحد شبیه به سن خلاصه میکند. نسخههای مختلف این روش از هفت یا ۱۵ نشانگر استفاده کردند؛ شاخصهایی مانند کلسترول، قند خون ناشتا و انسولین، فشار خون، سیگنالهای مرتبط با التهاب، دور کمر و شاخص توده بدنی.
چه اتفاقی افتاد؟ رژیمی که بیشترین شباهت را به غذای معمول شرکتکنندگان داشت، یعنی یک برنامه پرچرب حاوی غذاهای حیوانی، تغییر معناداری در برآورد سن زیستی ایجاد نکرد. سه برنامه دیگر ساعت زیستی بدن را رو به پایین حرکت دادند. بزرگترین تغییر در گروهی دیده شد که هم غذاهای گیاهی و هم حیوانی میخوردند، اما چربی کمتر و کربوهیدرات بیشتری دریافت میکردند: پس از در نظر گرفتن تفاوتهای اولیه، برآورد سن زیستی آنها در مقایسه با گروه پرچرب حدود ۳.۵ تا ۴.۱ سال پایینتر بود.

آیا این یعنی این افراد واقعا در یک ماه جوانتر شدند؟ نه دقیقا. آلیستر سینیور، از نویسندگان مطالعه، نسبت به چنین تیترهایی هشدار میدهد. او میگوید اینکه شرکتکنندگان را «از نظر زیستی جوانتر» بنامیم، ممکن است نتیجه را بیش از حد بزرگ جلوه دهد؛ بیان دقیقتر این است که این رژیمها «الگوی نشانگرهای زیستی یک فرد جوانتر» را ایجاد کردند.
نکته مهم این است که برنامههای دارای کربوهیدرات بیشتر، مجوزی برای مصرف شکر و شیرینی نبودند. کربوهیدراتها عمدتا از منابع کامل و کمفرآوریشده تامین میشدند. گروههایی که به سمت الگوی جوانتر نشانگرهای زیستی حرکت کردند، فیبر بیشتری، چربی کل و چربی اشباع کمتری، و تا حدی پروتئین حیوانی کمتری نسبت به عادت غذایی خود دریافت کردند. پژوهشگران چربی اشباع را بهعنوان عامل احتمالی تفاوت میان برنامه همهچیزخوار پرچرب و سایر برنامهها مطرح میکنند.
اما نکته ظریف دیگری هم وجود دارد. محاسبهگرهای سن زیستی مانند روش کلِمرا-دوبال بر شاخصهایی تکیه دارند که میتوانند بهسرعت تغییر کنند. استرس، کمخوابی یا یک بیماری حاد میتواند این نشانگرها را طی چند روز تا چند هفته بالا یا پایین ببرد. رژیم غذایی نیز بهطور خاص میتواند بهسرعت بر قند خون، چربیهای خون، انسولین و سیگنالهای التهابی اثر بگذارد؛ همان ورودیهایی که امتیاز سن زیستی را شکل میدهند. بنابراین ممکن است ساعت زیستی به این دلیل جابهجا شده باشد که بدن به چهار هفته غذای سالمتر و کنترلشده واکنش مطلوب نشان داده، نه اینکه سرعت بنیادی پیری واقعا کند شده باشد.
این کارآزمایی نمیتواند میان این دو احتمال داوری قطعی کند. مطالعه کوتاه بود، تعداد نسبتا محدودی از سالمندان استرالیایی نسبتا سالم را شامل میشد که در آغاز نیز از نظر فیزیولوژیک جوانتر از سن مورد انتظار به نظر میرسیدند، و با توقف تحویل غذا به پایان رسید. این پژوهش بررسی نکرد که آیا تغییرات نشانگرهای زیستی پایدار میمانند، خطر بیماریهای وابسته به سن را کاهش میدهند، یا به زندگی طولانیتر و سالمتر منجر میشوند یا نه.
چهار هفته وعده غذایی کنترلشده سیگنالهای سن زیستی را تغییر داد؛ نشانهای قابلتوجه، اما نه اثباتی برای کند شدن پیری.
پس چه برداشتی باید داشته باشیم؟ این مطالعه نشان میدهد سن ظاهری بدن یک عدد ثابت و تغییرناپذیر نیست. متابولیسم، التهاب و نشانگرهای قلبیعروقی به آنچه میخوریم پاسخ میدهند و این پاسخ میتواند خیلی زود در ساعتهای ترکیبی نشانگرهای زیستی دیده شود. برای دانشمندان، این نتیجه یک دعوت است: برای دانستن اینکه تغییر نشانگرهای زیستی امروز به معنای حملات قلبی کمتر یا سالهای سالمتر در آینده است یا نه، به کارآزماییهای طولانیتر و بزرگتری نیاز داریم که افراد را پس از پایان مداخله دنبال کنند و پیامدهای واقعی بیماری را بسنجند.
برای هر کسی که وسوسه میشود سراغ یک ترند رژیم غذایی برود، پیام مطالعه ظریفتر است. کربوهیدراتهای حاصل از غذای کامل، فیبر بیشتر و چربی اشباع کمتر، نه قندهای تصفیهشده، در این کارآزمایی کنترلشده با مطلوبترین تغییرات همراه بودند. اینکه این یافتهها در دنیای واقعی به فواید پایدار ضدپیری تبدیل میشوند یا نه، پرسشی است که پاسخ طولانیتری میطلبد.
آیا حاضرید برای چهار هفته آنچه در بشقابتان میگذارید تغییر دهید تا ببینید خونتان درباره سن شما چه میگوید؟
.avif)




نظر بگذارید
نظرات (3)
تمرکز رو کربوهیدرات های کامل و فیبر منطقیه. ۴ هفته خیلی کوتاهه، باید ببینن آیا این اثرها ادامه دارن یا موقتی ان
جذابه ولی آیا این فقط انعکاس تغییرات سریع قند و چربی خون نیست؟ سوال اصلی پایداریه، یعنی موندگاری نشونگرها پس از قطع رژیم؟
وااای واقعاً؟ فقط چهار هفته و خون اینقدر سیگنالهاش عوض میشه، شوکه شدم — کاش پیگیری بلندمدت هم بود...