تصور کنید پیکری پوشیده از پشم، گوشت و ابزار را از شیبی سنگلاخی بالا میکشد. پا نه یک بار، بلکه بارها و بارها روی سنگ فرود میآید. صاف. پهن. استوار. در نگاه اول آسان است فکر کنیم چنین پایی یک نقطهضعف بوده است. اما پژوهشی تازه این برداشت شهودی را کاملا زیر سؤال میبرد.
دانشمندانی که شکلهای سهبعدی استخوانهای پاشنه پا، یعنی کالکانئوس، را بازسازی کردهاند، دریافتهاند که نئاندرتالها کف پای صاف را نه بهعنوان یک نقص، بلکه بهعنوان راهکاری کارآمد برای حرکت در جهانی خشن و ناهموار در اختیار داشتند. این گروه با استفاده از اسکن لیزری، تصویربرداری سیتی و تحلیل پیشرفته هندسی سهبعدی، هفت استخوان پاشنه نئاندرتال را با ۶۴ استخوان پاشنه از انسان خردمند مقایسه کرد؛ نمونههایی که از شکارچیان و گردآورندگان خوراک در دوره پلیستوسن تا کشاورزان عصر آهن و شهرنشینان امروزی را دربر میگرفت.
تفاوتها هم در شکل و هم در کارکرد آشکار بود. استخوانهای پاشنه نئاندرتالها از جلو به عقب کوتاهتر، در عرض پاشنه پهنتر و بهطور کلی از استخوانهای بیشتر انسانهای امروزی نیرومندتر بودند. پاهای آنها به سمت پرونیشن گرایش داشت، یعنی اندکی به داخل میچرخید، در حالی که قوس طولی بیرونی پا پایینتر بود. بخش میانی پا نیز انعطافپذیری و تحرک بیشتری نشان میداد. به نظر میرسد کالبدشناسی کف پای صاف نئاندرتالها یک نقص نبوده، بلکه سازگاریای برای حفظ تعادل و تحمل بار بوده است.

چرا این موضوع اهمیت دارد؟ چون بخش میانی پهنتر و متحرکتر پا، همراه با پاشنهای ستبر، نیروهای ناشی از ضربه را به شیوهای متفاوت توزیع میکند. در شیبهای تیز و مسیرهای سنگلاخی، چنین ساختاری ضربهها را کاهش میدهد، بدن را پایدارتر میکند و حفظ تعادل هنگام حمل بارهای سنگین را آسانتر میسازد. این یافته با دانستههای پیشین ما درباره نئاندرتالها هماهنگ است: بدنی بسیار عضلانی، استخوانهایی ضخیم و سبک زندگیای که تلاش بدنی شدید و مداوم را طلب میکرد.
نکته جالب این است که همه انسانهای امروزی نیز در سطح استخوانی شبیه هم نیستند. استخوانهای پاشنه شکارچیان و گردآورندگان خوراک پیشاتاریخی، یعنی مردمانی که مسافتهای طولانی را پابرهنه راه میرفتند یا کفشهایی با کفی نرم میپوشیدند، بیش از آنکه شبیه استخوانهای ظریف پاشنه شهرنشینان پساصنعتی باشد، به استخوانهای نئاندرتالها شباهت داشت. پژوهشگران این تغییر را با عادتهای مدرن مرتبط میدانند: فشار مکانیکی کمتر در زندگی روزمره و فراگیری کفشهای سفتکف که حرکت طبیعی پا را محدود میکنند. به نظر میرسد در گذر نسلها، این فشارهای تغییر یافته شکل استخوان را به سمت ساختارهایی باریکتر و ضعیفتر سوق دادهاند.

ماریا جووانا بلکاسترو از دانشگاه بولونیا، که سرپرستی این پژوهش را بر عهده داشت، تأکید میکند که اسکلتها رفتار را به همان اندازه ژنها ثبت میکنند. به زبان ساده: کاری که با بدن خود انجام میدهید، استخوانهای زیر آن را شکل میدهد. این بینش میان انسانشناسی دیرینه و ارتوپدی بالینی پلی میسازد و نشان میدهد راهبردهای باستانی راه رفتن میتوانند در شکلگیری دیدگاههای امروزی درباره سلامت پا و طراحی کفش نقش داشته باشند.
این مقاله که در مجله تکامل انسان منتشر شده، هم تصویری تازه از شیوه حرکت خویشاوندان نزدیک ما ارائه میدهد و هم یادآوری میکند که استخوانها بایگانیهای زنده عادتهای بدن هستند. دفعه بعد که بند کفشهای سفت خود را میبندید، به این فکر کنید که گامهای شما چگونه ممکن است داستان اسکلت آینده را بنویسند.
.avif)



نظر بگذارید
نظرات (3)
من خودم زیاد کفشای سفت میپوشم، حس میکنم پاها ضعیف میشن؛ دیدن اینکه سبک زندگی تا این حد استخوان رو شکل میده، یه جور آینهس که باید جدی بگیریم
این تحقیق جالبه، ولی ۷ تا اسکلت کفایت میکنه برای نتیجهگیری عام؟ نمونه برداری و تنوع محیطی هم مهمه، یا من زیادی شکاکم؟
وااای، اینو نمیدونستم! کف پای صاف نئاندرتال مثل نوعی تخصصیه برا شیب و بار، خب پس کلی تصورات قدیمی باید برن دور، جالبه واقعن