8 دقیقه
نتایج بالینی جدید از دانشگاه مکگیل نشان میدهد که یک دورهٔ کوتاه و متمرکز از تمرینات دیجیتال مغزی میتواند سیگنالدهی شیمیایی در مغزهای سالخورده را به سطحی بازگرداند که معمولاً یک دهه جوانتر دیده میشود. این مطالعه نشانهای از یک راه کمریسک و غیر دارویی برای تقویت توجه و حافظه — و احتمالاً کاهش خطر زوال عقل — ارائه میدهد. یافتهها برای سیاستگذاران سلامت، پزشکان حافظه و افراد مشتاق به حفظ کارکرد شناختی، اهمیت بالینی و کاربردی دارند.
چگونه یک اپ ۱۰ هفتهای شیمی مغز را تغییر داد
محققان ۹۲ بزرگسال سالم ۶۵ سال به بالا را جذب و به دو گروه تقسیم کردند. به مدت ۱۰ هفته، هر شرکتکننده روزانه ۳۰ دقیقه از یک تبلت استفاده کرد. یک گروه با BrainHQ، نرمافزار تجاری حاوی تمرینهای تطبیقی و مبتنی بر سرعت که برای تقویت مهارتهای ادراکی و توجه طراحی شده است، تمرین کردند. گروه مقایسه بازیهای رایانهای معمولی را که بهمنظور سرگرمی انتخاب شده بود انجام دادند.
پیش و پس از دورهٔ آموزشی، پژوهشگران از یک اسکن PET تخصصی همراه با ردیاب کمیاب برای اندازهگیری عملکرد کولینرژیک استفاده کردند — سیستمی مبتنی بر استیلکولین که از توجه، یادگیری و حافظه پشتیبانی میکند. تنها گروه BrainHQ افزایش قابلقبولی در فعالیت کولینرژیک نشان داد. نویسنده ارشد، دکتر اتین دو ویلر-سیدانی، گزارش کرد که این تغییر معادلِ سلامت کولینرژیکی است که معمولا در فردی حدود ده سال جوانتر مشاهده میشود. این نتیجه نشان میدهد که تمرین شناختی هدفمند میتواند اثرات زیستشیمیایی مشخصی در مغز انسان ایجاد کند.

محققان دریافتند که تنها ۱۰ هفته تمرین دیجیتال مغزی میتواند عملکرد ذهنی را مانند یک دهه جوانتر نشان دهد.
چرا سلامت کولینرژیک اهمیت دارد
سیستم کولینرژیک نقش محوری در پردازش شناختی دارد: این سیستم به مغز کمک میکند تا تمرکز کند، حافظههای جدید را شکل دهد و خود را با اطلاعات متغیر سازگار کند. کاهش در سیگنالدهی کولینرژیک نشانهای از پیری طبیعی مغز است و در بیماری آلزایمر بهطور چشمگیری تشدید میشود. به همین دلیل بسیاری از داروهای آلزایمر روی این مسیر شیمیایی تمرکز کردهاند؛ اما داروها اغلب عوارض جانبی دارند و اثربخشی آنها متغیر است.
دکتر دو ویلر-سیدانی با تأکید بر تازگی یافتهها گفت: «این اولین بار است که هرگونه مداخله، چه دارویی و چه غیر دارویی، در انسان نشان داده شده است که میتواند چنین تغییراتی را ایجاد کند.» این یافته به توضیح مشاهدات رفتاری قبلی که نشان میداد تمرین شناختی هدفمند میتواند حافظه را بهبود دهد و کاهش عملکرد را در بزرگسالان مسن کاهش دهد کمک میکند. از منظر زیستپزشکی، افزایش فعالیت کولینرژیک میتواند نشانگر بهبود ظرفیت توجه و تقویت حافظهٔ فعال باشد که در عملکرد روزمره اهمیت دارد.
چه چیزی BrainHQ را از پازلها و خواندن متمایز میکند؟
تمام فعالیتهای ذهنی اثرات نوروبیولوژیک مشابهی ندارند. BrainHQ از تکالیف مبتنی بر سرعت استفاده میکند که در زمان واقعی تطبیق مییابند: همانطور که کاربران پیشرفت میکنند، تمرینها دشوارتر میشوند تا مغز مجبور شود سختتر کار کند. این دشواری تطبیقی کلیدی برای ترویج نورونپلاستیسیته است — قابلیتی که مغز از طریق آن اتصالات عصبی را بازسازی و تقویت میکند تا در برابر نیازهای جدید پاسخ دهد.
تفاوتهای مهم دیگر عبارتند از طراحی هدفمند برای تمرکز روی مولفههای پایهای توجه و پردازش حسی، اندازهگیری پیشرفت با معیارهای کمّی و تنظیم تدریجی دشواری که به حفظ انگیزه و چالشبرانگیزی منجر میشود. در مقایسه، پازلها یا خواندن رمانتیک ممکن است انگیزه و لذتبخش باشند اما بهطور سیستماتیک همان «بار شناختی هدفمند» را بر حوزههای خاصی از عملکرد اجرایی و توجه وارد نمیکنند.
از دید بالینی، پزشکان اکنون میتوانند این ابزار در دسترس را بهعنوان بخشی از استراتژیهای پیشگیرانه یا تکمیلی برای بیمارانی که به دنبال روشهای غیر دارویی برای نگهداری شناختی هستند در نظر بگیرند. با توجه به دسترسی عمومی BrainHQ، افراد میتوانند تحت راهنمایی کلینیکی مناسب بهسرعت آموزش را آغاز کنند، اما پایش و تداوم اهمیت زیادی دارد تا اثرات بلندمدت بررسی شود.
طراحی کارآزمایی، تصویربرداری و گامهای بعدی
بخش «نورو» (Montreal Neurological Institute-Hospital) ردیاب را تولید و اسکنها را اجرا کرد؛ این قابلیت تخصصی در اختیار تنها چند مرکز در سراسر جهان است و نشاندهنده توانمندی فنی مطالعه است. طراحی تصادفیشده و گروه کنترل فعال (بازیهای تفریحی) اعتبار نتایج را تقویت میکند، زیرا کاهش احتمال آنکه تغییرات دیدهشده صرفاً ناشی از استفاده از تبلت یا عوامل اجتماعی باشد را فراهم میآورد.
محققان در حال برنامهریزی مطالعات پیگیری هستند تا بررسی کنند آیا همین آموزش میتواند به افراد در مراحل اولیه زوال عقل کمک کند یا اینکه آیا دورههای طولانیتر یا تکرار شده نتایج بزرگتر یا ماندگارتر تولید میکنند. سوالات باز شامل مدتزمان ماندگاری بهبود کولینرژیک، اثربخشی در زیرگروههای متفاوت بالینی (مثلاً افراد با پیشرفت شناختی خفیف، MCI) و اینکه آیا ترکیب تمرین با داروهای موجود میتواند منافع افزایشی ایجاد کند، میباشند.
از منظر روششناختی، ضروری است که پژوهشهای آتی نمونههای بزرگتر، پیگیری طولانیمدت و سنجشهای کارکردی واقعیتر (مانند کارکرد روزمره، تواناییهای اجتماعی و سلامت روان) را شامل کنند. همچنین بررسی تنوع جمعیتی و تأثیر عوامل اجتماعی-اقتصادی، تحصیلات و دسترسی به فناوری در پاسخ به تمرین اهمیت دارد.
نکات عملی برای خوانندگان
- نشستهای کوتاه روزانه از تمرینات دیجیتال هدفمند میتواند مؤثر باشد — ثبات و تداوم مهمتر از مدت هر جلسه است. تمرین مداوم ۱۰ هفتهای مطالعه، الگوی عملی و قابل پیگیری ارائه داد.
- تکالیف تطبیقی و مبتنی بر سرعت احتمال بیشتری دارد که نورونپلاستیسیته را تحریک کند در مقایسه با فعالیتهای منفعل یا صرفاً تفننی. تمرینهایی که بازخورد فوری و افزایش تدریجی دشواری دارند، معمولاً بیشترین اثر را دارند.
- رویکردهای غیر دارویی میتوانند مکمل درمانهای موجود باشند و گزینهای با ریسک پایین برای محافظت از سلامت شناختی فراهم کنند. با این حال، برای افراد با مشکل جدی شناختی، تصمیمگیری باید تحت نظر متخصص باشد.
با پیر شدن جمعیت، مداخلههای عملی و مقیاسپذیر که عملکرد مغز را حفظ کنند ضروری خواهند بود. این کارآزمایی اولین شواهد تصویربرداری انسانی را ارائه میدهد که یک برنامهٔ تجاری تمرین مغز قادر است یک سیستم شیمیایی کلیدی را تا حدودی به حالت جوانتر بازگرداند — و این میتواند گامی مهم در جهت کاهش زوال شناختی مرتبط با سن باشد. با وجود این، لازم است که این نتایج در مطالعات مستقل تکرار شوند، پیامدهای بالینی بلندمدت ارزیابی شود و دستورالعملهای بالینی مبتنی بر شواهد تقویت گردد.
در سطح فردی، کسانی که به دنبال بهبود یا حفظ حافظه و توجه هستند میتوانند BrainHQ یا برنامههای مشابه را بهعنوان بخشی از سبک زندگی شناختی و همراه با رژیم سالم، فعالیت بدنی منظم، خواب کافی و تعامل اجتماعی در نظر بگیرند؛ ترکیب این عوامل با یکدیگر احتمالاً بیشترین منفعت را برای سلامت مغزی فراهم میآورد.
از منظر پژوهشی و صنعتی نیز، این مطالعه نشان میدهد که محصولات آموزش مغزی تجاری میتوانند هدفهای زیستی مشخصی را تحت شرایط آزمایشی نشان دهند، که این امر میتواند راه را برای توسعه بیشتر نرمافزارهای مبتنی بر شواهد، مطالعات بالینی بزرگتر و گسترش دسترسی به مداخلات شناختی باز کند. در نهایت، همگرایی علوم اعصاب، تصویرسازی پیشرفته و طراحی کارآمد نرمافزار میتواند ابزارهای جدیدی برای مقابله با چالشهای شناختی مرتبط با افزایش سن فراهم آورد.
منبع: scitechdaily
نظرات
شهررو
خوبه ولی حس میکنم کمی شتاب تبلیغیه، BrainHQ تجاریه، مطالعات مستقل لازمه، و اینکه قیمتش چقدره هم مهمه
بیونیکس
تو پروژههام دیدم تمرینای دقیق تاثیر دارن ولی معمولا باید با ورزش و خواب درست ترکیب شن تا نتیجه بمونه
توربومک
این که فقط ۱۰ هفته چنین تغییری ایجاد کنه، به نظرم مشکوکه. نمونه کوچیک بوده؟ پیگیری بلندمدت کجاست؟
کوینپیل
معقول به نظر میاد، تمرین هدفمند احتمالاً مفیده، مخصوصا اگه ثابت بمونه و دنبالدار باشی
دیتاپالس
وااای، انتظار نداشتم! ۱۰ هفته و برگشتن سیگنالهای مغزی مثل ده سال جوانتر؟ محشر، ولی کنجکاوم موندگاریش چقدره...
ارسال نظر