5 دقیقه
تصور کنید سنتی واحد در ساخت ابزار نزدیک به ۳۰۰٬۰۰۰ سال دوام آورد در حالی که رودها مسیرشان را تغییر دادند، آتشسوزیها منظره را درنوردیدند و دورههای طولانی خشکی خاک را سخت کرد. کاوشها در محوطهٔ Namorotukunan در حوضهٔ تورکانا در کنیا نشان میدهد که انساننماهای اولیه بارها و بارها همان ابزارهای سنگی دارای لبهٔ تیز را بین حدود 2.75 و 2.44 میلیون سال پیش تولید میکردند — نشانهای از پیوستگی فناوری که دید ما را نسبت به سازگاری انسانهای اولیه تغییر میدهد.
آنچه پروندهٔ سنگها آشکار میکند
یک تیم پژوهشی بینالمللی یکی از کاملترین پروندههای مربوط به ابزارهای اولدووان را تا کنون فراهم کرده است. تراشهها و هستههای سنگی از Namorotukunan از نظر فرم سادهاند اما در شیوهٔ ساخت همگن بودهاند: این ابزارها چندمنظوره بودند و توسط دستهای ماهر در نسلهای متعدد ساخته میشدند. به جای اینکه شاهد یک نوآوری منفرد باشیم، الگو نشاندهندهٔ یک عمل فرهنگی بادوام است — نوعی فناوری ابتدایی که انساننماها هنگام تغییرات چشمگیر محیطی روی آن تکیه میکردند.

نحوهٔ سنگذاری و بازسازی محیط زیست توسط دانشمندان
سنگذاری این محوطه نیازمند بهکارگیری مجموعهای از روشهای مدرن بود. لایههای خاکستر آتشفشانی (تفرا) نشانگرهای زمانی اصلی را فراهم کردند. مغناطیستیسنگی — مطالعهٔ سیگنالهای مغناطیسی حفظشده در رسوبات — کمک کرد تا آن لایهها در جدول زمانی قطبیت زمین قرار گیرند. منبعیابی شیمیایی مواد خام سنگی نشان داد ابزارسازان از کجا مادهٔ اولیه را تأمین میکردند، و فسیلهای گیاهی میکروسکوپی (فیولیتها) تغییرات از تالابها به چمنزارهای باز و نیمهبیابان را ردیابی کردند. ترکیب این تکنیکها یک روایت محیطی با وضوح بالا ساخت که ابزارها را در زمینهٔ خود قرار میدهد.
چرا ترکیب چند روش اهمیت دارد
هر روش دیگری را تصدیق میکند. تاریخهای تفرا رسوبات را در زمان ثابت میکنند؛ مغناطیستیسنگی فاصلهها بین لایههای خاکستر را پر میکند؛ ژئوشیمی ابزارها را به چشماندازهای منابع اولیه پیوند میدهد؛ و ریزفسیلهای گیاهی نشان میدهند پوشش گیاهی — و در نتیجه منابع غذایی در دسترس — چگونه تحول یافته است. کنار هم، این روشها طولانی بودن بازهٔ استفاده از ابزار در Namorotukunan را یافتهای قابلاعتماد میسازند، نه تنها نتیجهٔ شانسِ حفاظت.
تابآوری، رژیم غذایی و پیامدهای رفتاری
نشانههای باستانشناسی شامل بریدگیهایی روی استخوانها است که با آثار کاربری و مورفولوژی لبهٔ ابزارهای سنگی مطابقت دارد. این پیوند میان ابزارها و عملیات پوستکنی و قصابی نشان میدهد این انساننماها رژیم غذایی خود را گسترش داده و گوشت و مغز استخوان را وارد خوراکشان کردهاند — تغییری که پیامدهای بزرگ تغذیهای و اجتماعی داشت. در اقلیمهای ناپایدار، مجموعهٔ قابلاعتمادی از ابزارها که منابع غذایی جدید را باز میکند میتواند مزیت بقا مهمی فراهم آورد.
«این محوطه داستان استثناییای از پیوستگی فرهنگی را نشان میدهد،» میگوید David R. Braun، نویسندهٔ اصلی مطالعه و استاد مردمشناسی در دانشگاه جورج واشینگتن. «آنچه میبینیم یک نوآوری موردی نیست — بلکه یک سنت فناورانهٔ درازمدت است.»

پیشزمینهٔ علمی: فناوری اولدووان و حوضهٔ تورکانا
اصطلاح اولدووان به برخی از قدیمیترین صنایع ابزارسنگی شناختهشده اشاره دارد که با تراشهها و هستههای سادهای مشخص میشوند که از سنگریزهها جدا شدهاند. حوضهٔ تورکانا مدتهاست که برای دیرینهانسانشناسی مرکزی بوده زیرا رسوبات آن توالیهای طولانی از فسیلها، ابزارها و شاخصهای محیطی را حفظ کردهاند. یافتن یک پروندهٔ گستردهٔ اولدووان در اینجا ایدهٔ اینکه فنآوری سنگی اولیه یک راهبرد بنیادین و تکرارشونده بوده — نه فقط جرقههای منفرد نوآوری — را تقویت میکند.
کشفهای کلیدی و اهمیت گستردهتر
- پایداری عمل: سبکهای ساخت ابزار به نحو قابلتوجهی برای تقریباً ۳۰۰٬۰۰۰ سال همسان باقی ماندند که دلالت بر انتقال دانش میان نسلها دارد.
- تابآوری محیطی: ابزارها در دورههایی از آتشسوزی، خشکی و تغییر چشمانداز ادامه یافتند، که نشاندهندهٔ پایداری فناوری در میان ناپایداریهای اکولوژیک است.
- گسترش رژیم غذایی: بریدگیها و شواهد زمینهای به استفادهٔ پایدار از گوشت اشاره دارند و فناوری را با تغییرات تغذیهای در شیوهٔ زندگی انساننماهای اولیه همراستا میکنند.
دیدگاه کارشناسی
«وقتی سنگذاری، سوابق محیطی و شواهد ابزار را کنار هم میگذارید، تصویری روشن پدیدار میشود: انساننماهای اولیه از فناوری بهعنوان یک راهبرد تثبیتکننده استفاده میکردند،» میگوید Dr. Maya Chen، یک پالئوایکلینوزیست که در این مطالعه دخیل نبوده است. «این پژوهش کمک میکند توضیح دهیم چگونه رفتارهای فرهنگی — ساختن و بهکارگیری ابزار — میتوانست به انساننماهای کممغز کمک کند تا در برابر تغییرات سریع زیستمحیطی تابآوری پیدا کنند.»
یافتههای Namorotukunan بازنگری در تأثیر فناوریهای اولیه بر راهبردهای بقا و یادگیری اجتماعی را طلب میکنند. اگر یک مجموعهٔ ساده و همگن از ابزارها میتوانست در چنین زمینهٔ پرآشوبی پابرجا بماند و در نسلها منتقل شود، این امر نشان میدهد که انتقال فرهنگی و انعطافپذیری رفتاری پیش از آنکه ما تصور میکردیم، از عناصر مهم در تاریخ عمیق شاخهٔ ما بودهاند.
"منبع: scitechdaily
نظرات
آرش
ایدهٔ اینکه ابزار ساده و پایدار بوده منطقیه؛ نشون میده انتقال مهارت مهمتر از نوآوری لحظهای بوده، مخصوصاً تو شرایط متغیر
بیونیکس
اون سنگذاریها چقدر مطمئنه؟ تفرا خوبه ولی گاهی جاها خطا میافته، نمونهٔ برداشت شده از سطح چطوره؟
رودیکس
وااای، ۳۰۰ هزار سال؟! فکرش هم عجیبِ، اینکه یه تکنیک اینقدر دوام بیاره یعنی کلی انتقال فرهنگی، عمیقاً کنجکاوم...
ارسال نظر