8 دقیقه
دنباله Uncharted: چه اتفاقاتی پشت صحنه در جریان است؟
چند ماه پس از اینکه تام هالند با فیلم Spider-Man: No Way Home باز هم در گیشه موفق شد، او به عنوان نسخهای جوانتر از نیتن دریک در اقتباس سینمایی سونی از بازی Uncharted بازگشت — فیلمی اقتباسی از بازیهای ویدیویی که بسیاری را غافلگیر کرد و به یک موفقیت تجاری قابلتوجه تبدیل شد. این فیلم که توسط روبن فلایشر کارگردانی شد و از فرنچایز محبوب اکشن-ماجراجویی استودیو Naughty Dog الهام گرفته، ماجرای نیتن را در یک مأموریت جهانی برای یافتن گنج از دست رفته فردیناند ماژلان دنبال میکند؛ مأموریتی که ویکتور "سالی" سالیوان آن را به او سپرده است.
با وجود این موفقیت — Uncharted بالغ بر 407.1 میلیون دلار در سراسر جهان فروخت در حالی که بودجه تولیدی آن حدود 120 میلیون دلار اعلام شده — چشمانداز دنباله بهطور قابلتوجهی مبهم به نظر میرسد. مارک والبرگ اواخر سال 2023 تأیید کرد که فیلمنامهٔ قسمت دوم در حال نگارش است و شرکت Sony Pictures نیز بهصورت عمومی تمایل خود را برای توسعهٔ یک دنباله اعلام کرده بود؛ اما بهروزرسانیهای مشخص دربارهٔ آغاز تولید نایاب بودهاند و هواداران و تحلیلگران صنعت سینما را به حدسوگمان واداشتهاند.
حرفهای تازهٔ کارگردان روبن فلایشر
در مصاحبهای تازه با وبسایت The Playlist، فلایشر اعتراف کرد که در حال حاضر از وضعیت دنباله کاملاً آگاه نیست. او گفت: "راستش را بگویم دقیقاً نمیدانم پروژه در چه مرحلهای قرار دارد. من خیلی درگیر نبودم." این اعتراف صادقانه باعث شد طرفداران و ناظران صنعت سؤالاتی دربارهٔ اینکه آیا نسخهٔ بعدی Uncharted تیم خلاق اصلی را دور هم جمع میکند یا قرار است جهتگیری جدیدی پیدا کند، مطرح کنند. چنین بیاطلاعیِ عمومی میتواند هم برای استراتژی بازاریابی و هم برای زمانبندی تولید اهمیت داشته باشد؛ زیرا چینش تیم خلاق و انتخاب کارگردان نقش مهمی در فرم و لحن نهایی دنباله ایفا میکند.

چرا این ابهام اهمیت دارد
Uncharted در نقطهٔ تقاطعِ دو روند مهم صنعت سرگرمی قرار دارد: تلاش ادامهدار برای اقتباس بازیهای ویدیویی برای تماشاگران سینمایی و تمایل استودیوها به ساخت فرنچایزهای اقتصادی و پردرآمد. اقتباسهای بازی ویدیویی تاریخاً متغیر بودهاند — از سبک اغراقآمیز Tomb Raider تا تلاشهای اخیرتر مانند Detective Pikachu و روشهای وفادارتر مثل The Last of Us در تلویزیون — اما نتیجهٔ قابلقبول گیشهٔ Uncharted نشان داد که وقتی بازیگرانی مناسب انتخاب میشوند، طراحی اکشن خوب انجام میگیرد و احترام به منبع اصلی برقرار است، مسیر موفقیت قابلدسترس است.
با این حال، تعویقِ دنباله میتواند نشاندهندهٔ چند عامل مختلف باشد: تضاد زمانبندی بازیگران اصلی مانند تام هالند، اختلافات خلاقانه دربارهٔ لحن و گسترهٔ داستان (آیا دنباله باید بیشتر به جنبهٔ جهانگردی و جلوههای تماشاگرپسند گرایش داشته باشد یا سراغ یک داستان منشأمحور و شخصیتمحور برود؟)، یا برنامهریزی راهبردی سونی برای زمانبندی انتشار بهمنظور حداکثرسازی پتانسیل فرنچایز در کنار دیگر پراجکتهای بزرگش. هر یک از این عوامل میتواند تأثیر مستقیمی بر ساختار تولید، هزینهها و بازاریابی فیلم داشته باشد.
مقایسهها اجتنابناپذیرند. کارهای پیشین روبن فلایشر مانند Zombieland و Venom (2018) نشان میدهد که او در ترکیب اکشن و کمدی راحت است — لحن نسبتاً مناسبی برای فضای ماجراجویانهٔ شوخطبع Uncharted. اگر دنباله همان DNA را دنبال کند، مخاطبان ممکن است انتظار سکانسهای بزرگتر، بدلکاریهای پیچیدهتر و طراحی صحنههای نمایشیتری را داشته باشند که میتواند یادآور هیجانهای جهانگستر Indiana Jones یا ضربآهنگهای شیک سرقتی National Treasure باشد. در عین حال، حفظ هستهٔ داستانی و شخصیتپردازیِ قابلاتکا برای تبدیل شدن به یک فرنچایز طولانیمدت حیاتی خواهد بود.
کارشناسان صنعت اشاره میکنند که بازار جهانی بهخصوص در کشورهای در حال توسعه و بازارهای آسیایی تأثیر بزرگی بر سرنوشت دنبالهها دارد؛ فیلمهایی که در ایالات متحده موفقیت معتدل دارند میتوانند با فروش بینالمللی قوی توجیه اقتصادی دنباله شدن را پیدا کنند. برای Uncharted، ترکیبِ فروش داخلی و بینالمللی، قراردادهای توزیع، موافقتنامههای مرچندایزینگ و حقوق پخش تلویزیونی از جمله متغیرهایی هستند که مدیران اجرایی سونی احتمالاً در تصمیمگیری نهایی لحاظ میکنند.
علاوه بر این، نحوهٔ ترکیب جلوههای عملی (practical effects) با جلوههای تصویری مدرن (VFX)، بودجهٔ بدلکاری و سطح توقع مخاطبانِ طرفدار بازیهای ویدیویی همگی مواردی هستند که میتوانند واکنش منتقدین و مخاطبان عام را شکل دهند. طرفداران در شبکههای اجتماعی از شیمی میان هالند و والبرگ، انرژی نوستالژیک ماجراجویانهٔ فیلم اول و سکانسهای تعقیب و گریزِ خوب طراحیشده استقبال کردند؛ پشت صحنه نیز تمرینات سکانسها و هماهنگی بدلکاری برای ایجاد توازن میان اثرات عملی و دیجیتال مورد توجه قرار گرفت — انتخابی که اغلب نظر هر دو طیف منتقدان و تماشاگران عمومی را جلب میکند.
مارکو ینسن، تاریخنگار سینما، میگوید: "Uncharted نشان داد که یک اقتباس بازی ویدیویی میتواند موفق شود زمانی که به منبع احترام میگذارد و در عین حال از غریزههای سینمایی بهره میبرد. اگر سونی زمان توسعهٔ دنباله را به دقت مدیریت کند و بازیگران مرکزی را حفظ نماید، این فرنچایز میتواند به یک سری اکشن پایدار تبدیل شود نه یک پدیدهٔ یکفصلِ تابستانی." این نظر لزوم برنامهریزی بلندمدت و مدیریت نام تجاری (brand management) را برجسته میکند؛ چیزی که در موفقیت مداوم فرانچایزها نقشی کلیدی دارد.
چه چیزهایی از حالا باید برای طرفداران اهمیت داشته باشد
برای طرفداران مهم است که به تأییدیههای بازیگران و اعلان رسمی آغاز تولید از سوی سونی توجه کنند. نگارش فیلمنامه ممکن است زمان ببرد و استودیوها گاهی دنبالهها را در مرحلهٔ بررسی و آمادهسازی نگه میدارند تا عملکرد بینالمللی گیشه و پتانسیل درآمد از طریق مرچندایز و پخش خانگی را ارزیابی کنند. در این شرایط، انتظار واقعبینانهتر برای اغلب علاقهمندان یک فرآیند توسعهٔ صبورانه است تا یک چراغ سبز فوری.
نکاتی که باید زیر نظر داشت شامل موارد زیر است:
- تأیید رسمی بازیگران کلیدی (تام هالند و مارک والبرگ یا جایگزینهای احتمالی).
- معرفی تیم نویسندگی و کارگردانی (آیا روبن فلایشر بازمیگردد یا کارگردان جدیدی به پروژه اضافه میشود؟).
- اطلاعات اولیهٔ فیلمنامه دربارهٔ جهتگیری داستانی: ادامهٔ ماجراجوییهای جهانی، بازگشت به ریشههای شخصیت یا گسترش دنیای داستانی؟
- برنامهٔ تولید و بازهٔ زمانی ضبط و پیشتولید، که میتواند نشاندهندهٔ سطح اولویت استودیو برای پروژه باشد.
تصمیم دربارهٔ تبدیل Uncharted به فرنچایزی چندفیلمی احتمالاً بر توازن خواستههای طرفداران، رهبری خلاقانه و برنامهریزی استراتژیک سونی مبتنی خواهد بود. فیلم اول نشان داد که ایده جواب میدهد؛ اما دنباله باید هم منتقدان را متقاعد کند و هم تماشاگران را دوباره به سالنها بکشد تا بتواند دایرهٔ جهان داستانی را گسترش داده و خطرها و انگیزهها را بالا ببرد.
از منظر تولید، فاکتورهای عملی مانند زمانبندی بازیگران که در فیلمهای ابرقهرمانی یا بلاکباستر مشغول به کار هستند، دسترسی به لوکیشنهای بینالمللی، بودجهٔ بدلکاری و بیمهٔ تولید (production insurance) میتوانند همگی مسیر پیشروی پروژه را کند یا تسهیل کنند. همچنین مذاکرات مالی بین بازیگران، تهیهکنندگان و استودیو بر سر سهم از سود و حقوق معنوی (IP rights)، مخصوصاً اگر برنامهٔ مرچندایز و نمایشهای جانبی مطرح باشد، مدت زمان توسعه را افزایش میدهد.
اگر سونی بخواهد Uncharted را به یک مجموعهٔ چندفصوله تبدیل کند، میتواند استراتژیهای مختلفی را در پیش بگیرد: توسعهٔ یک قوس روایی چندقسمتی که هر فیلم بخشی از یک ماجرای بزرگتر را روایت کند، یا ساختِ فیلمهای مستقلتر که هرکدام یک مأموریت یا گوشهای از دنیای نیتن دریک را کاوش کنند. انتخاب بین این دو رویکرد تأثیر مستقیم بر نگارش فیلمنامه، قراردادها و پیشبینیهای مالی خواهد داشت.
در جمعبندی، باید گفت انگیزه و شانس وجود دارد ولی برنامهٔ راه هنوز کامل نیست — و این ابهام خودِ بخشی از بازی ساخت فرنچایزهای مدرن است. برای مخاطبانی که به آیندهٔ اقتباسهای بازی ویدیویی در سینما علاقهمندند، روند توسعهٔ دنبالهٔ Uncharted مثالی آموزنده دربارهٔ چالشها و فرصتهای موجود در تلفیق صنعت بازی و صنعت فیلم خواهد بود.
منبع: smarti
نظرات
تریپمایند
حس میکنم اگه فقط دنبال اکشن بزرگ باشن، روح بازی گم میشه. باید شخصیت رو تقویت کنن، بدلکاری به تنهایی کافی نیست.
بیونیکس
من تو یه پروژه دیدم که مذاکرات مالی و حقوق IP دو سال پروژه رو عقب انداخت، پس بعید نیست Uncharted هم گیر همین چیزا باشه، صبوری لازمه.
توربوام
آیا واقعاً فلایشر خبر نداره یا عمداً کنار کشیده؟ اگه هالند گرفتار باشه، کی میتونه نقش نیتن رو ادامه بده...؟
کوینپیل
معقول به نظر میرسه، بهتره صبر کنن و عجله نکنن. بازار جهانی مهمه، وقت بذارن تا فیلمنامه درست بشه.
رودایکس
وای، یاد اون صحنههای دیوانهکننده افتادم! هالند و والبرگ شیمی داشتن، امیدوارم فلایشر برگرده یا حداقل تیمِ قوی جمع کنن، این سکوت سونی نگرانکنه.
ارسال نظر