8 دقیقه
سکته مغزی یکی از علل اصلی ناتوانی در جهان است، اما همه را به یک شکل تحت تأثیر قرار نمیدهد. عوامل زیستی، تولیدمثلی و اجتماعی در طول زندگی زنان با هم ترکیب میشوند و ریسک را افزایش داده و پیامدها را وخیمتر میکنند — از دوران بارداری تا یائسگی و پس از آن. در ادامه تصویری روشن از این که چرا زنان در معرض خطر بیشتری برای سکته مغزی قرار میگیرند، چه زمانهایی احتمال خطر اوج میگیرد و چه تغییراتی از سوی متخصصان پیشنهاد شده، ارائه میشود.
چگونه جنسیت، هورمونها و بارداری خطر سکته را تغییر میدهند
بسیاری گمان میکنند سکته مغزی بیماری مردان مسن است. در واقع، ترکیبی پیچیده از زیستشناسی هورمونی و رخدادهای زندگی باعث میشود خطر سکته در زنان متفاوت باشد. تنها در ایالات متحده حدود ۵۵٬۰۰۰ زن بیشتر از مردان هر سال دچار سکته میشوند. بخشی از این اختلاف ناشی از طول عمر بیشتر زنان است، اما همهچیز را توضیح نمیدهد: در سطح جهانی وقوع سکته در زنان زیر ۲۵ سال بیشتر از مردان است که نشاندهنده محرکهای خاصِ جنسیت است.
بارداری مثال مهمی است. حجم خون و تمایل به لختگی افزایش مییابد، فشار خون ممکن است بالا رود و سیستم قلبی-عروقی فشار ویژهای را تحمل کند. اختلالاتی مانند فشار خون حاملگی و پرهاکلامپسی که معمولاً پس از هفته بیستم بارداری ظاهر میشوند، میتوانند باعث آسیب به اندامها شده و بهطور قابلتوجهی خطر سکته را هم در کوتاهمدت و هم در بلندمدت افزایش دهند. پژوهشهای انجمن قلب آمریکا نشان میدهد زنان باردار و دوران پس از زایمان حدود سه برابر بیشتر از زنان همسن غیر باردار دچار سکته میشوند.
پرهاکلامپسی و آسیب عروقی بلندمدت
پرهاکلامپسی شامل فشار خون بالا همراه با نشانههای اختلال عملکرد اندامها، اغلب کلیه یا کبد است. فشار خون بالا باعث صدمه به پوشش داخلی رگها و تسریع آترواسکلروز میشود و احتمال سکته در آینده را افزایش میدهد. زنانی که سابقه پرهاکلامپسی دارند در مطالعات خطر بالاتری از بیماریهای عروقی مغزی را در طول عمر نشان دادهاند.

قرصهای ضدبارداری، یائسگی و درمان هورمونی — چه نکاتی اهمیت دارد
قرارگیری در معرض هورمونها خطر عروقی را در طول دههها شکل میدهد. قرصهای ترکیبی خوراکی که حاوی استروژن و پروژسترون هستند میتوانند فشار خون را کمی افزایش داده و تمایل به انعقاد خون را بالا ببرند، بهویژه در زنانی که سیگاریاند، بالای ۳۵ سال سن دارند یا سردرد میگرنی با اورا دارند. روشهای ضدبارداری حاوی فقط پروژسترون همان سطح خطر سکته را ندارند. سازمان بهداشت جهانی تخمین میزند حدود ۲۴۸ میلیون زن در سراسر جهان از روشهای هورمونی استفاده میکنند، بنابراین شناخت روشهای ایمنتر برای هر بیمار یک اولویت بهداشت عمومی است.
یائسگی نقطه تغییر دیگری است. استروژن به حفظ کشسانی رگها و پروفیل کلسترول مطلوب کمک میکند. زمانی که سطح استروژن کاهش مییابد، شریانها ممکن است سفتتر شده و آسیبپذیرتر شوند که این امر خطر سکته را افزایش میدهد. درمان جایگزینی هورمونی میتواند علائم یائسگی را تخفیف دهد اما عاری از ریسک نیست. برخی اشکال HRT، بهخصوص هنگام شروع سالها بعد از یائسگی یا در زنان مسنتر، به افزایش اندکی در خطر سکته مرتبط شدهاند.
ریسکهای غالب در زنان: میگرن و بیماریهای خودایمنی
زنان نسبت به مردان بیشتر به میگرن مبتلا میشوند و میگرن همراه با اورا با خطر بالاتری از سکته مرتبط است. اختلالات عصبی گذرایی که اورا را تعریف میکنند ممکن است منعکسکننده اختلال موقت در جریان خون مغزی یا افزایش تمایل به لختگی باشند.
بیماریهای خودایمنی مانند لوپوس و آرتریت روماتوئید نیز در زنان شایعتر بوده و به التهاب مزمن کمک میکنند. التهاب پایدار به رگها آسیب زده و باعث تنگی آنها میشود و احتمال سکته ایسکمیک را افزایش میدهد. این ریسکهای زیستی همپوشان به توضیح این کمک میکنند که چرا سابقه تولیدمثلی، مواجهه با هورمونها و عملکرد ایمنی با هم در طول زندگی، خطر سکته در زنان را شکل میدهند.
نابرابریها و تشخیصهای از دسترفته
فراتر از زیستشناسی، عوامل اجتماعی و سیستمی نیز ریسک و زیان ناشی از سکته را در زنان تشدید میکنند. بررسیهای مرگومیر مادری نابرابریهای فاحشی را نشان میدهند. در انگلستان، زنان سیاهپوست تقریباً چهار برابر بیشتر از زنان سفیدپوست احتمال مرگ مرتبط با بارداری را دارند و زنان آسیایی و با قومیت مختلط نیز با ریسکهای بالاتر روبهرو هستند، بنا بر گزارش MBRRACE UK. در ایالات متحده نرخ مرگهای مرتبط با بارداری در زنان سیاهپوست تقریباً دو برابر زنان سفیدپوست است و سکته یکی از عوارض اصلی در این مرگها محسوب میشود.
رانندگان این وضعیت شامل دسترسی نابرابر به مراقبتهای با کیفیت پیش از زایمان، شناسایی دیرهنگام علائم هشداردهنده و شیوع بالاتر عوامل خطر مانند فشار خون بالا، چاقی و دیابت در برخی جوامع است. مراقبتهای پیش از زایمان با حساسیت فرهنگی و مداخله زودهنگام برای فشار خون بالا میتواند این نابرابریها را کاهش دهد.
زمانی که علائم نادیده گرفته میشوند
پزشکان احتمالاً شکایتهای عصبی زنان را به عنوان «شبهسکته» — اضطراب، میگرن یا استرس — برچسبگذاری میکنند که این امر تشخیص و درمان حیاتی را به تأخیر میاندازد. زنان اغلب علائم غیرکلاسیک مانند سردرد شدید، خستگی، تهوع یا گیجی را همراه با نشانههای کلاسیک افتادگی صورت، ضعف دست یا لکنت زبان گزارش میدهند. خونریزی سابآراکنوئید، یک خونریزی شدید اطراف مغز که معمولاً به صورت سردرد ناگهانی و کشنده ظاهر میشود، نیز در زنان شایعتر است و با ضعف دیواره رگها پس از یائسگی مرتبط است.
زمینه علمی: مطالعات چه نشان دادهاند و چه پرسشهایی بیپاسخ ماندهاند
چندین بررسی و مطالعات کوهورت نقش عوامل تولیدمثلی و هورمونی در خطر سکته زنان را مستند کردهاند. با این حال، شکافهایی باقی است. زنان در بسیاری از کارآزماییهای بالینی بهطور ناکافی نمایندگی شدهاند و راهنماها اغلب بر دادههایی مبتنیاند که عمدتاً از مردان جمعآوری شدهاند. این موضوع درباره استراتژیهای پیشگیری بهینه که متناسب با فیزیولوژی زنانه در سنین مختلف باشند، عدم قطعیت ایجاد میکند.
کاهش بار سکته در زنان نیازمند پژوهش فراگیرتر، غربالگری واضحتر در دوران بارداری برای اختلالات فشار خون و آموزش بیماران و ارائهدهندگان درباره تظاهرات خاص جنسیتی است. استراتژیهای سلامت عمومی باید دسترسی عادلانه به مراقبت را برای جوامع اقلیت که پیامدها در آنها شدیدتر است در اولویت قرار دهند.
دیدگاه متخصص
«ما میبینیم که رخدادهای دوره زندگی — بارداری، انتخابهای ضدبارداری، یائسگی — تنها مسائل خصوصی سلامت نیستند بلکه از عوامل مهم خطر قلبیعروقی بهشمار میآیند» دکتر النا مارکز، متخصص سکته مغزی در مرکز پزشکی دانشگاه میگوید. «شناسایی زودهنگام اختلالات فشار خون در بارداری و پیگیری بهتر سلامت عروقی زنان پس از زایمان میتواند از بروز سکتهها در آینده پیشگیری کند. پزشکان باید با دقت بیشتری به علائم زنان گوش دهند، حتی وقتی غیرمعمول به نظر میرسند.»
گامهای عملی شامل پیگیری منظم فشار خون پس از زایمان، مشاوره ضدبارداری فردی که عوامل خطر سکته را در نظر بگیرد و بحث سنجیده درباره ریسکها و مزایا پیش از شروع درمان جایگزینی هورمونی است. افزایش آگاهی در میان تکنسینهای فوریتهای پزشکی، پزشکان اورژانس و پزشکان خانواده درباره تنوع نحوه بروز سکته در زنان نیز به همان اندازه مهم است.
مسیرهای پژوهشی و مراقبتی برای آینده
نتایج بهتر بر سه اولویت پیوندی مبتنی است: حضور قویتر زنان در پژوهشهای بالینی، بهبود نظامهای بهداشت مادران که فشار خون و اختلالات لختهشدن را پایش و مدیریت کنند، و آموزشهای مبتنی بر جامعه که تاخیر در دسترسی به مراقبت را کاهش دهد. فناوریهایی مانند پروندههای الکترونیک سلامت با هشدارهای خودکار برای زنانی که سابقه پرهاکلامپسی دارند، و پیگیری از راه دور پس از زایمان، ابزارهای عملی برای پر کردن این خلأها ارائه میدهند.
درک تعامل بین هورمونها، عملکرد ایمنی و زیستشناسی عروقی نیز به تدوین استراتژیهای پیشگیری آینده کمک خواهد کرد. این پژوهش میتواند مشخص کند کدام روشهای ضدبارداری و درمانهای هورمونی برای کدام زنان ایمنترند و برنامههای غربالگری متناسب برای افراد دارای بیماریهای فشار خونی مرتبط با بارداری یا میگرن با اورا را توسعه دهد.
پرداختن به سکته در زنان تنها یک ضرورت پزشکی نیست بلکه یک ضرورت اجتماعی نیز هست: سکته کمتر به معنای ناتوانی کمتر، بار مراقبت بلندمدت کمتر و سالهای بیشتری از تولید سالم است. با ترکیب پیشگیری هدفمند، دسترسی عادلانه و بهبود تشخیص بالینی، میتوان شکاف جنسیتی در سکته مغزی را کاهش داد.
منبع: sciencealert
نظرات
اتو_ر
خوب نوشته ولی زیاد کلیگویی داره، چاره عملی کم بود. مثالهای قابل اجرا کم، بیشتر جزئیات و راهکار میخواهیم 😕
پمپزون
تحلیل نسبتاً کامل و منصفانه بود، تمرکز روی نابرابری مهمه. امیدوارم سیستم ها عمل کنن نه فقط حرف
میلاد_
کارم تو مطب هست، خیلی زنها علائم غیرکلاسیک داشتن که رد شد، این مطلب خیلی شبیه تجربهم؛ باید آموزش باشه، واقعا
رضام
واقعاً قرص ترکیبی اینقدر خطر داره؟ آیا موارد استثنا هم هست؟ منابع بیشتر بذارید، سوال مونده تو ذهنم...
لابکور
معقول به نظر میاد، ولی کاش داده های بلندمدت بیشتری بود. پژوهش روی زنان جوان واقعا ضروریه
دیتاپالس
وای، نمیدونستم پری اکلامپسی تا این حد اثر داره... وقتی گفتین سه برابر بعد زایمان شوکه شدم، باید آگاهی بیشتر بشه
ارسال نظر