8 دقیقه
پایان فیلمبرداری و فصل جدیدی برای کپکام
فیلمبرداری اقتباس لایو-اکشن مورد انتظار از مجموعه بازیهای استریت فایتر رسماً به پایان رسید. کارگردان، کیتاو ساکورای، در صفحه اینستاگرام خود اعلام کرد که فیلمبرداری اصلی پس از تقریبا سه ماه تصویربرداری در استرالیا، آمریکای شمالی و چند لوکیشن دیگر به اتمام رسیده است. این پروژه که با همکاری Legendary Entertainment و کپکام تولید شده، حالا وارد فاز پستولیدِ سنگینِ جلوههای ویژه میشود و طرفداران بیصبرانه در انتظار اولین تریلر و نشانههایی از نحوه بازسازی دنیا و شخصیتهای کلاسیک هستند.
اتمام ضبط صحنهها در عمل آغاز یک فرآیند طولانیِ پستولیدی را رقم میزند: ویرایشِ دقیق، طراحی صحنههای دیجیتال، جلوههای بصری (VFX) پیچیده، کار روی صداگذاری و طراحی موسیقی، هماهنگی با تیم بازاریابی و آمادهسازی برای نمایشهای آزمایشی و فستیوالها. برای یک اقتباس از عنوانی با پیشینه و طرفدارانِ پرشماری مثل استریت فایتر، این مرحله حیاتی است چون کیفیت نهایی بهشدت وابسته به کارهای VFX، ترکیب جلوههای عملی و دیجیتال و تدوین ریزبینانه است.
نقش Legendary در این پروژه نشان میدهد که هدف تهیهکنندگان تولید اثری در مقیاس جهانی و همسطح با بلاکباسترهای بزرگ است؛ نه صرفاً یک فیلمِ مخصوص مخاطبهای گیمر. همکاریِ تولیدکنندهای با تجربه میتواند دسترسی به بودجه، استودیوهای جلوههای ویژه و تیمهای تخصصیِ میانرشتهای (از مربیان بدلکاری تا طراحان صوتی) را تسهیل کند، و این خود نویدی برای کیفیت فنی و مقیاس اجرایی فیلم است.
بازیگران شاخص و نقشها
فهرست بازیگران این اقتباس ترکیبی از نامهای مشهور سینما، ستارههای نوظهور و چهرههایی از دنیای کشتی و موسیقی است؛ انتخابی که از یک سو جذابیت رسانهای ایجاد میکند و از سوی دیگر بحث و نظر جدی میان طرفداران و منتقدان برانگیخته است. اندرو کوجی در نقش ریوی کلاسیک ظاهر میشود و نواه سنتینو نقش کن را بازی میکند. جیسون موموا به عنوان بلانکا انتخاب شده و کودی رودز نقش گایل را برعهده دارد؛ کالینا لیانگ نقش چونلی را بازی میکند و رومن رینز در نقش آکوما دیده خواهد شد. اورویل پِک نقش وگا را دارد؛ اندرو شولتز در نقش دان هیبیکی و کرتیس جکسون (50 Cent) در نقش بالروگ حضور دارد. فیلمنامه را دِیلَن میسون نوشته که قبلاً در پروژههایی مانند Captain America: Brave New World همکاری داشته است.
این انتخابهای بازیگری نشاندهنده دغدغهای دوگانه است: از یک طرف تلاش برای آوردن بازیگرانی با کشش تجاری و فالوورهای اجتماعی بالا و از طرف دیگر بهرهگیری از اجراکنندگانی با پیشزمینه فیزیکی قوی (مثل رزمیکاران، کشتیگیران یا بدلکاران حرفهای) تا صحنههای اکشن و مبارزه به شکل باورپذیرتری اجرا شوند. آموزشهای رزمی، تمرینات ترکیبی کار با مربیان بدلکاری، و هماهنگی با تیمهای طراحی حرکت و کِرو بدلکاری بخش مهمی از آمادهسازی بازیگران بوده و خواهد بود.
علاوه بر نامها، ترکیب بازیگران میتواند نشانگر نگرش سازندگان نسبت به وفاداری به منبع اصلی (بازیهای کپکام) و تلاش برای گسترش دنیای روایت در فرمی سینمایی باشد. برای مثال، آوردن ستارههایی مثل جیسون موموا میتواند هویت بصری قدرتمندتری به شخصیت بلانکا بدهد؛ در حالی که حضور چهرههایی از دنیای کشتی مانند رومن رینز و کودی رودز تأکیدی بر تمرکز روی نمایشِ فیزیکی و کاراکترمحور است.
انتظارها — لحن فیلم، جلوههای بصری و امیدهای طرفداران
با توجه به سابقه ساکورای (که پیشتر سریال Twisted Metal را کارگردانی کرده)، میتوان توقع سکانسهای اکشن پرانرژی، ترکیب لحن تاریکِ نزدیک به کمیکبوک و لحظات دراماتیکِ متمرکز بر شخصیتها را داشت. سازندگان احتمالاً قصد دارند تعادلی بین هیجان و روایت برقرار کنند: نبردهای دیدهشدنی و چشمنواز که در عین حال به تکامل شخصیتی ریو، کن، چونلی و دیگر مبارزان نیز کمک کنند.
از منظر جلوههای ویژه، نیاز به ترکیبی از تکنیکهای عملی و دیجیتال واضح است. برای تجسم نیروهای فراطبیعی مانند انرژی آکوما یا تغییرات فیزیکی بلانکا، ترکیب موشنکپچر، CGI دقیق، طراحیِ بافتهای بدن و در برخی موارد استفاده از پروتزهای عملی محتمل است. عکاسی از چندین زاویه، استفاده از دوربینهای با فریمریت بالا برای صحنههای آهسته و ترکیب نورپردازی سینمایی با رنگشناسیِ دنیای بازی میتواند به باورپذیری آثار فوقطبیعی کمک کند.
علاوه بر VFX، چگونگیِ طراحی سکانسهای مبارزه اهمیت زیادی دارد. طرفداران بازیها خواهان هماهنگی بین ضرباتِ معروف بازی (مانند هایکنشوکن، شوریوکن یا الهامات حرکتی خاص شخصیتها) و نحوه اجرای آنها در فیلم هستند. این یعنی تیمِ طراحی مبارزه باید هم به پیرنگهای گیمپلی و هم به منطقِ زمینِ سینما توجه کند؛ به طوری که تماشاگرانِ تازهوارد نیز از وضوح و سیر منطقی صحنهها سردرگم نشوند.
از نظر تماتیک، یک اقتباس موفق باید بین تجلیل از میراث کپکام و ارائه روایتِ تازهای که برای مخاطب سینمایی معنیدار باشد، تعادل برقرار کند. طرفداران خواهان وفاداری به شخصیتها، ضربات شاخص و فضاسازی بازی هستند، اما در عین حال انتقاد میکنند اگر پروژه صرفاً به نوستالژیِ «فریادزدن» بسنده کند و در عمقِ داستانگویی کارِ جدیدی ارائه نکند.

این اقتباس در بستری از تجدیدِ توجه به فیلمهای اقتباسی با کیفیت از بازیهای ویدیویی عرضه میشود؛ روندی که با موفقیتهایی مانند The Last of Us و احیای Mortal Kombat جلب توجه کرده است. این نمونهها نشان دادند که با سرمایهگذاری مناسب در فیلمنامه، جلوههای ویژه و اجرای بازیگران میتوان مخاطبان فراتر از جامعه گیمر را نیز جذب کرد. از این رو، سازندگان استریت فایتر با چالشی دوگانه مواجهاند: رضایتبخش کردن طرفداران قدیمی و همزمان ساختن فیلمی که به عنوان یک اثر مستقل سینمایی نیز موفق باشد.
پشت صحنه و واکنش جامعه
در طول فیلمبرداری، بازیگران و تیم تولید مجموعهای از عکسها و ویدئوهای پشتصحنه را منتشر کردند که جامعه طرفداران را درگیر نگه داشت و نظریههای فراوانی را دربارهٔ محتوا و جهتگیری فیلم برانگیخت. اینگونه انتشارها هم به برندسازی فیلم کمک کرد و هم منتقدان را به تحلیل انتخاب بازیگران و لحنِ احتمالی پروژه وا داشت. حضور چهرههایی از دنیای کشتی و موسیقی در فهرست بازیگران باعث بحث شده است: برخی از طرفداران از فیزیک و کاریزمای این اجراکنندگان استقبال میکنند؛ گروهی دیگر نگران ناهمگونی لحن یا فاصله گرفتن از ریشههای بازی هستند.
ناظران صنعتی مشارکت Legendary را هشداری میدانند مبنی بر اینکه هدف تهیهکنندگان، تولید یک بلاکباستر جهانی و پرفروش است و نه صرفاً اثری که برای مخاطب گیمر ساخته شده باشد. این رویکرد میتواند به توزیع گستردهتر، سرمایهگذاری در تبلیغات بینالمللی و برنامهریزی برای انتشار جهانی منجر شود؛ چیزهایی که برای موفقیت تجاری یک اقتباس از بازیهای محبوب حیاتیاند.
مقایسهها با اقتباسهای قبلی غیرقابلاجتناب است. فیلم استریت فایتر 1994 گرچه طرفداران خاصی داشت اما نقدهای متفاوتی دریافت کرد؛ اکنون این نسخه جدید تلاش میکند تا با رویکردی مدرنتر، جلوههای ویژه باکیفیتتر و ساختار روایی قویتر، آن تجربهٔ ناکامل را جبران کند. در عین حال، مقایسه با اقتباسهای موفق اخیر میتواند معیاری برای ارزیابی نتایج بازاریابی و پذیرش جمعی فیلم باشد.
به طور خلاصه، پایانِ فیلمبرداری علامتِ شروعِ یک دورهٔ طولانیِ پستولیدی و یک سیکل بازاریابی گسترده است که تیزرها، اولین تریلر و افشای پشتصحنه از مراحلِ بعدی آن خواهند بود. انتظار میرود در ماههای آتی شاهد آشکارسازیهای مرتب، نمایشهای آزمایشی، و احتمالاً انتشار تریلرهای مقدماتی و رسمی باشیم که هر کدام فرصت دیگری برای سنجش واکنش عمومی و اصلاح برنامهریزی بازاریابی فراهم میآورند.
علاوه بر این، تیم تولید احتمالا روی برنامههای جانبی مانند انتشار تصاویر رسمی شخصیتها، همکاریهای برندینگ، عرضه خطوط پوشاک و کالکتور ادیشنها برای جذب طرفداران سختگیر و بازار کالکتیبلها کار خواهد کرد. چنین استراتژیهایی نه تنها درآمد پیشاز-انتشار را افزایش میدهند بلکه به تقویت حضور فیلم در شبکههای اجتماعی و ایجاد موجهای خبری منظم کمک میکنند.
در نهایت، موفقیت این اقتباس به عوامل متعددی وابسته است: کیفیت فنی پستولید، میزان وفاداری به هستهٔ داستانی و شخصیتی بازیها، استقبال رسانهها و نقدها، و توانایی کمپین بازاریابی در جذب مخاطبان گستردهتر. با توجه به سرمایهگذاریها و فهرست بازیگران، میتوان امیدوار بود که این پروژه نمونهای از چگونگی ساخت اقتباسهای موفق از بازیهای ویدیویی باشد؛ اما ارزیابی نهایی تنها پس از نمایش عمومی و واکنش باکسآفیس و منتقدان ممکن خواهد شد.
منبع: smarti
نظرات
پمپزون
کمی رنگ و بوی بازاریابی میده اما Legendary یعنی بودجه و تیم VFX؛ امیدوارم فقط پول نباشه، داستان هم باشه
مکس_ای
خلاصه؛ پستولید همه چیزه. صبر میخواد، تیزرها اگه خوب باشن موج میفته، وگرنه فقط سر و صدا میشه
امیر
من ورزشکار نیستم اما دیدن رومن و کودی توی اکشن امیدوارکنندهست، اگه فیلمنامه ضعیف باشه هم نمیشه...
بایونیکس
آیا واقعا میتونن روح بازی رو حفظ کنن؟ وگا با اورویل پک؟ کنجکاوم ولی یه ذره شک دارم...
توربومک
انتخاب بازیگرها یه جور لیست تبلیغاتی شده، ولی اگه اکشن خوب باشه بعید نیست پرفروش بشه
روداکس
وااای جدی؟ فیلمبرداری تموم شد؟ هیجانزدهم ولی نگران VFX و بلانکا ام، ببینیم چی در میاد…
ارسال نظر