10 دقیقه
دو کشف اخیر طلای چین — کانسار ونگو در استان هونان و کانسار دادونگو در استان لیائونینگ — سرخطهایی درباره منابع «فراغولپیکر» ایجاد کردهاند که مجموعاً ممکن است بیش از 2,000 تن متریک طلا داشته باشند. اگر این اکتشافات با بررسیهای زمینشناسی و ژئوفیزیکی بیشتر تأیید شوند، در فهرست بزرگترین تمرکزهای طلای شناساییشده در داخل چین قرار خواهند گرفت و میتوانند ارزشگذاریهای چند میلیارد دلاری را به همراه داشته باشند. با این حال، دانشمندان و اقتصاددانان هشدار میدهند که ارقامِ منتشرشده در تیترها اغلب عدمقطعیتهای فنی، اقتصادی و زیستمحیطی قابلتوجهی را پنهان میکنند و بررسیهای مستقل لازم است.
چه چیزی کشف شد و کجا
موقعیت ونگو که توسط خبرگزاری دولتی چین، شینهوا، اواخر سال 2024 گزارش شد، بهعنوان یک کانسار «فراغولپیکر» توصیف شده است. گفته میشود نمونههای هستهگیریِ حفاریشده نشاندهنده حضور طلا بهصورت قابلرؤیت بودهاند. اظهارنظرهای اولیه از سوی اکتشافگران استانی و ادارههای محلی ذخایر ارزیابیشدهای در حدود 300 تن متریک تا عمق 2,000 متر را نشان میدهد و برآوردهای برونیابیشده تا عمق 3,000 متر بیش از 1,000 تن را فرض کردهاند. این اعداد بر پایه دادههای اولیه و مدلهای ژئوفیزیکی و نمونهبرداری هستند و نیاز به تحلیلهای تکمیلی، نمونهگیریهای بیشتر، و ارزیابیهای مهندسی دارند تا به حالت «ذخیره معدنی قابل استخراج» تبدیل شوند.

این عکس که در 20 نوامبر 2024 گرفته شده، نمونههای سنگی حفرشده از میدان طلای ونگو در شهرستان پینگجیانگ، استان هونان در مرکز چین را نشان میدهد.
کشف دادونگو در شمالشرقی استان لیائونینگ توسط «گردان پنجم زمینشناسی لیائونینگ» گزارش شد. نشستهای خبری دولتی اولیه و گزارشی در مجله China Mining نشان دادند که منبع پتانسیلی نزدیک به 1,500 تن متریک موردبرآورد قرار گرفته است — رقمی که از برآوردهای منطقهای پیشین بزرگتر است. اکتشافگران در هر گمانه حفاریِ محدودهٔ معدنیترسیمشده طلا را بهطور پیوسته یافتند؛ کمربندی معدنی که تقریباً 3,000 متر طول و 1,500 متر عرض دارد. این پیوستگی نمونهها نکتهای مهم در تعیین مدلهای ذخیره است اما بررسی پارامترهای افت و توزیع رگهها و میانگین عیار (grade) ضروری است.
این کانسارها چقدر بزرگاند — و ارقام چه معنایی دارند؟
محاسبات ساده میتواند این کشفیات را بلافاصله باارزش جلوه دهد: تنهای طلا را در قیمت بازار ضرب کنید و به مجموعهای چشمگیر میرسید. بهعنوان مثال، برخی محاسبات عمومی ارزشیابیِ کشف ونگو را بیش از 600 میلیارد یوآن (حدود 83 میلیارد دلار آمریکا) برآورد کردهاند، اگر همهٔ مقادیر گزارششده در دسترس و قابل بازیافت فرض شوند. اما این یک فرض بزرگ و اغلب غیرواقعی است.
در اقتصاد معدنی تفاوت مهمی بین «منابع» (resource) و «ذخائر» (reserve) وجود دارد: ذخائر بخشی از منابع هستند که تحت شرایط اقتصادی و فنی فعلی قابل استخراج و بهرهبرداری سودآور تشخیص داده میشوند، در حالی که منابع شامل مواد گستردهتری است که ممکن است قابل استخراج نباشند. تیترهای مربوط به ونگو روی مفروضات خوشبینانهای تکیه دارند: بازیافت کامل در قیمتهای فعلی و امکانفنی اکتشاف و استخراج در عمقهای گزارششده. در عمل، معدنکاری واقعی با محدودیتهایی مواجه است — پارامترهای متالورژی، عیار کانسار، زیرساخت حملونقل و برق، دسترسی به آب، مسائل محیطزیستی، مجوزها و نوسانات بازار همه میتوانند بر تبدیل منابع به ذخیره و بر اقتصاد پروژه تأثیر بگذارند.
دادونگو تصویر فنی متفاوتی ارائه میدهد. عیارهای گزارششده نسبتاً پاییناند — حدود 0.3 تا 1 قسمت در میلیون (ppm) — که یعنی مقدار طلا بهازای هر تن سنگ کم است. کانسارهای کمعیار میتوانند همچنان اقتصادی باشند اگر گستردگی زیاد، پیوستگی مناسب و قابلیت فرآوری کارا داشته باشند. گزارشهای میدانی حاکی از نرخهای بازیابی بالقوه بین 65% تا 91% تحت روشهای آزمایششده هستند که در صورت حفظ در مقیاس بزرگ میتواند اقتصاد پروژه را بهبود بخشد. با این حال، نرخهای بازیابی آزمایشی اغلب در شرایط کارخانهای یا عملیاتی تغییر میکنند و نیاز به آزمایشهای پائلو-پایلوت و طراحی فرآیند فلوتاسیون، شستوشوی سیانیدی یا جداسازی گرانشی دارد.

چرا زمینشناسی اهمیت دارد: گسل تان-لو و مدلهای جدید اکتشاف
یکی از جنبههای برجسته دادونگو وضعیت زمینشناسی آن در مجاورت گسل تان-لو است؛ یک منطقهٔ برشی با مقیاس قارهای. ساختار ذخیره — مینرالیزاسیون گسترده و پیوسته در امتداد شکستگیهای برشی افقی — با سیستمهای رگهای پرعیار کلاسیک که معمولاً مورد هدف اکتشافگران قرار میگیرند متفاوت است. این نکته نشان میدهد که احتمالاً ذخایر مشابهی که قبلاً بهخاطر عدمتناسب با مدلهای سنتی رگهای نادیده گرفته شدهاند، در جاهایی وجود داشته باشند که ساختارهای تکتونیکی و ترشحی متفاوتی دارند.
زمینشناسان میگویند کانسارهایی که در امتداد سامانههای گسلی بزرگ شکل میگیرند میتوانند طی دورههای طولانی فعالیت تکتونیکی، طلا و مواد سولفیدی همراه را تجمع دهند. اگر تفسیر ساختاری دادونگو تأیید شود، ممکن است استراتژیهای اکتشافی در شمالشرقی چین و فراتر از آن را بازتعریف کند و اکتشافهای بیشتری را به سمت «راهروهای ساختاری» (structural corridors) بهجای صرفاً رگههای تند و پرعیار هدایت کند. این تغییر نگاه میتواند ابزارهایی مانند دادههای ژئوفیزیک هوایی، نقشهبرداری ساختاری دقیق، تحلیلهای 3بعدی و مدلسازی ژئوشیمیایی را در اولویت قرار دهد.
هشدارهای اقتصادی، فنی و زیستمحیطی
- نوسان ارزشگذاری: قیمتهای طلا دستخوش تغییرند و فرض یک قیمت ثابت میتواند اطمینانپذیری هر رقمِ اعلامشده را بیش از حد نشان دهد.
- قابلیت بازیابی: تبدیلِ «منبع» به «ذخیره» به متالورژی، روش استخراج و ساختار هزینهای پروژه بستگی دارد. کانسارهای عمیق (2,000–3,000 متر) از نظر فنی چالشبرانگیز و پرهزینهاند و ممکن است نیاز به روشهای استخراج زیرسطحی تخصصی مانند block caving یا استخراج سطحی عمیق داشته باشند که خود ریسکها و هزینههای خاصی دارد.
- عیار اهمیت دارد: عیارهای پایینِ ppm نیازمند پردازش در مقیاس بزرگ و با بازده بالا هستند و میتوانند حجم سنگ باطله و اثرات زیستمحیطی مانند ذخیره پسماندهای معدنی و نیاز آبی را افزایش دهند.
- ریسکهای قانونی، اجتماعی و زیرساختی: فرآیند اخذ مجوز، رضایت جوامع محلی، استفاده از آب، تأمین انرژی و مدیریت Tailings (پسماندهای فرآوری) میتوانند روند پروژه را کند، هزینهبر یا حتی متوقف کنند.
مقایسهها کمک میکنند این یافتهها را در چشمانداز جهانی قرار دهیم. کانسارهای بزرگ شناختهشده در سراسر جهان — مانند Kerr-Sulphurets-Mitchell در کانادا یا پروژه پبل (Pebble) در آلاسکا — تخمینهایی در محدوده هزاران تن دارند. حتی اگر ونگو و دادونگو در انتهای پایینتر این بازهها قرار بگیرند، باز هم از منظر تأمین طلای داخلی چین و نقشهبرداری منابع معدنی جهانی دارای اهمیت استراتژیک خواهند بود. علاوه بر این، وجود ذخایر بزرگ میتواند بر سیاستهای تامین مواد خام، ذخیرهسازی استراتژیک و بازار ملی طلا تأثیر بگذارد.
پیامدها برای علم، صنعت و فناوری
فراتر از تن خام، این کشفیات نشان میدهند که چگونه بهبود در روشهای ژئوفیزیکی، حفاری مدرن و بازبینی مجموعهدادههای قدیمی میتواند منابع نادیده گرفتهشده را آشکار کند. این موضوع به روندهای تحقیقاتی وسیعتری نیز مرتبط است: مواد طلای دوبعدی تولیدشده در آزمایشگاه، کاربردهای نانومواد طلا در پزشکی، و فرضیههایی دربارهٔ ارتباط فرآیندهای عمیقزمین و فعالیتهای لرزهای با تشکیل رگههای طلا. هر پیشرفت در فناوری معدنکاری، بازیابی متالورژیکی یا کاهش اثرات زیستمحیطی میتواند محاسبات اقتصادی برای بهرهبرداری از یک کانسار را تغییر دهد.
از منظر فنی، ابزارهایی مانند مطالعات ژئوفیزیک هوایی (مگنتیک، رادیومتریک، مقاومت ویژه و IP)، طیفسنجی، تصاویر ماهوارهای با رزولوشن بالا، و مدلسازی سهبعدی زمینشناسی کمک میکنند اهداف کاوش با دقت بیشتری انتخاب شوند. از منظر پردازش، بهکارگیری ترکیبی از روشهای جداسازی گرانشی، کنسانترهسازی، فلوتاسیون و هیدرومتالورژی (مانند سیانیداسیون) برای افزایش بازیابی و کاهش مصرف مواد شیمیایی در دستور کار قرار دارد. همچنین، فناوریهای نوین کاهش انتشار، مثل تصفیه آبهای صنعتی، احیای زیستمحیطی پساصنعتی و مدیریت هوشمند پسماندها، برای پذیرش اجتماعی و مجوزدهی پروژهها حیاتی خواهند بود.
دیدگاه کارشناسان
«گزارشهای ونگو و دادونگو اهمیت متعددی بیش از ارقام سرد در تیترها دارند؛ آنها دربارهٔ استراتژی اکتشاف نیز حرف میزنند»، میگوید دکتر می هوانگ، زمینشناس مواد معدنی با دو دهه تجربه میدانی در شرق آسیا. «اگر مدل ساختاری دادونگو درست باشد، باید مناطقی را که دههها پیش بهخاطر فقدان ساختار رگهای مورد انتظار حذف شدهاند، دوباره ارزیابی کنیم. اما توقعات باید تعدیل شود: تبدیل منابع به معادن سودآور نیازمند سالها مطالعه، طرحهای پایلوت، آزمایشهای متالورژیکی و بررسیهای زیستمحیطی دقیق است.»
هوانگ میافزاید: «این یافتهها همچنین میزان سرعتی را محک میزنند که فناوری — از سنجش از دور تا فرآوری سنگ — میتواند هزینهها و اثرات زیستمحیطی را کاهش دهد. این موضوع تعیین میکند که آیا این کانسارها به داراییهای ملی بدل میشوند یا در بایگانی زمینشناسی بهعنوان ناهنجاریهای جالب باقی میمانند.»
در حال حاضر، مقیاسهای اعلامشده موقت هستند. برای تأیید مدلهای ذخیره، عیارها، نرخهای بازیابی و اقتصاد واقعی استخراج، گزارشهای تفصیلی موردبازبینی کارشناسان همتا (peer-reviewed) و تأیید مستقل لازم است. تا آن زمان، تیترهای حاوی اعدادی به ارزش صدها میلیارد باید بهعنوان برآوردهای اولیه خوانده شوند — هیجانانگیز، اما دور از قصهٔ نهایی.
برای افزایش شفافیت و آمادهسازی جهت تصمیمگیری، پیشنهاد میشود که مقامات و مؤسسات اکتشافی دادههای خام حفاری، گزارشهای ژئوشیمی، نمونههای آزمایشگاهی و مدلهای سهبعدی را در قالبی قابلدسترس برای بازبینی مستقل منتشر کنند. انتشار دادههای بیشتر به افزایش اعتبار علمی و کاهش ریسکهای سرمایهگذاری کمک میکند و راه را برای مطالعات میانرشتهای دربارهٔ تأثیرات زیستمحیطی و اجتماعی باز میسازد.
منبع: sciencealert
ارسال نظر