فوران آتشفشانی دوردست و آغاز طاعون سیاه اروپا

تحقیقی بین‌رشته‌ای نشان می‌دهد یک فوران آتشفشانی استوایی حوالی ۱۳۴۵ ممکن است با ایجاد سردشدن اقلیمی، قحطی و تغییر مسیر تجارت غلات، مسیر انتشار یرسینیا پستیس و طاعون سیاه را در اروپا هموار کرده باشد.

6 نظرات
فوران آتشفشانی دوردست و آغاز طاعون سیاه اروپا

9 دقیقه

پژوهشی چندرشته‌ای جدید نشان می‌دهد که یک فوران آتشفشانی قدرتمند در نیمهٔ دیگر جهان ممکن است زنجیره‌ای از اختلال‌های اقلیمی و تجاری را آغاز کرده باشد که در نهایت اجازه داد طاعون سیاه در دههٔ ۱۳۴۰ در سراسر اروپا گسترش یابد. با ترکیب تحلیل شیمی هسته‌های یخی، رکوردهای اقلیمی حلقه‌های درخت و گزارش‌های معاصر، دانشمندان توانسته‌اند زنجیره‌ای از رویدادها را بازسازی کنند که یک فوران استوایی نامشخص حوالی ۱۳۴۵ را به قحطی، جابه‌جایی محموله‌های غلات و انتشار دریایی یرسینیا پستیس پیوند می‌دهد.

بازسازی یک فاجعه: چگونه دانشمندان سرنخ‌ها را دنبال کردند

تصور کنید دفتر روزانهٔ سیاره را می‌خوانید: لایه‌های نازک یخ و حلقه‌های درختان، بدون سروصدا، افراط‌های آب‌وهوایی، ترکیب شیمیایی جو و فشار بر محصولات کشاورزی را ثبت می‌کنند. پژوهشگران مارتین باخ و اولف بنتگن این «دفترچه» را جدی گرفتند. آن‌ها سوابق سولفات هسته‌های یخی قطبی، رشد سالانه حلقه‌های درخت از هشت منطقهٔ اروپایی و ده‌ها گزارش مکتوب قرن چهاردهم را بررسی کردند تا ایده‌ای تحریک‌آمیز را بسنجند — این‌که یک انفجار آتشفشانی بزرگ شوکی کوتاه‌مدت به اقلیم وارد کرده، الگوهای تجارت را تغییر داده و به‌طور ناخواسته طاعون را به اروپا منتقل کرده است.

یکی از قطعات اولیهٔ پازل خود عامل بیماری است. یرسینیا پستیس، باکتری عامل طاعون، عمدتاً از طریق کک‌ها منتقل می‌شود و می‌تواند عفونت‌های بوبونیک تولید کند که در جمعیت‌های آسیب‌پذیر سریعاً گسترش می‌یابند. تصویری که از این پاتوژن با میکروسکوپ الکترونی روبشی گرفته شده، نشان می‌دهد که باکتری چگونه در بزرگ‌نمایی بسیار بالا می‌نماید. یک تصویر میکروسکوپ الکترونی روبشی از یرسینیا پستیس، باکتری مسئول طاعون. (Callista Images/Getty Images)

اما پاتوژن‌ها به‌تنهایی حرکت نمی‌کنند — مسیرهای آن‌ها را مردم، کالاها و شرایط زیست‌محیطی تعیین می‌کند. این درک تیم را بر آن داشت تا به‌جای تکیهٔ صرف بر مدل‌های اپیدمیولوژیک، نشانگرهای فیزیکی اقلیم و واکنش‌های اقتصادی را دنبال کنند.

پیک‌های گوگرد در هسته‌های یخی و نشانهٔ سرد شدن

هسته‌های یخی قطبی مانند بایگانی‌های یخ‌زده‌ای از ترکیب جو عمل می‌کنند. پژوهشگران یک پیک سولفات نسبتاً بزرگ در لایه‌هایی یافتند که تاریخ‌گذاری آن‌ها مربوط به برف‌های رسوب‌کرده حوالی سال ۱۳۴۵ میلادی بود — اثر انگشتی که معمولاً با یک فوران آتشفشانی بزرگ مرتبط است. پیک ۱۳۴۵ برجسته است: این یکی از ورودی‌های بزرگ گوگرد در دو هزارهٔ گذشته به‌شمار می‌آید، در حالی که پیک‌های کوچک‌تری در سال‌های ۱۳۲۹، ۱۳۳۶ و ۱۳۴۱ نیز دیده می‌شوند.

زمانی که آتشفشان‌ها گازهای غنی از گوگرد را به استراتوسفر می‌فرستند، این گازها به آئروسل‌های سولفاتی تبدیل می‌شوند که تابش خورشیدی ورودی را بازتاب می‌دهند. نتیجه کاهش قابل‌اندازه‌گیری دمای سطح برای چند سال است. بازسازی‌های دمایی از حلقه‌های درخت، که از چگالی چوب دیرهنگام و عرض حلقه برای برآورد گرمای فصل رشد استفاده می‌کنند، تابستان‌های غیرمعمولاً خنک در بیشتر جنوب اروپا بین سال‌های ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۷ را نشان می‌دهند — نشانه‌ای کلاسیک از سردشدن ناشی از آتشفشان که با تاریخ‌گذاری هسته‌های یخی مطابقت نزدیکی دارد.

این ناهنجاری اقلیمی پیامدهای فوری برای کشاورزی به‌همراه داشت: در منابع تاریخی از اسپانیا تا شام گزارش‌هایی از شکست محصول، برداشت‌های خیس و قیمت‌های بالاتر غلات دیده می‌شود. چنین شرایطی دقیقا همان نوع فشاری است که قدرت‌های دریایی تجاری را وادار می‌کند تا به دنبال منابع جدید غذای اساسی باشند.

تصویر میکروسکوپ الکترونی روبشی از یرسینیا پستیس، باکتری مسئول طاعون. 

چگونه تغییر مسیرهای تجارت به گسترش طاعون کمک کرد

در اینجا داستان انسانی وارد می‌شود: ایتالیا در دورهٔ میانه برای جلوگیری از قحطی به واردات غلات وابسته بود. تابستان‌های غیرمعمولاً سرد و مرطوب و برداشت‌های ضعیف، جمهوری‌های دریایی — به‌ویژه ونیز، جنوا و پیزا — را واداشت تا تجارت خود را با منطقهٔ دریای سیاه از سر بگیرند و غلات را از نواحی تحت کنترل مغول در حوالی دریای آزوف تأمین کنند. در سال ۱۳۴۷ ونیز تحریم طولانی‌مدت خود علیه خانات زرین را لغو کرد و محموله‌های بزرگ غلات از بنادر شمال دریای سیاه شروع به رسیدن کردند.

این سفرها احتمالاً نقش یک وکتور برای ی. پستیس را داشتند. مطالعات پیشین نشان می‌دهد کک‌های آلوده به طاعون می‌توانند روی کشتی‌هایی که غلات و بارهای خشک دارند، مدت کافی زنده بمانند تا به بنادر مدیترانه برسند. نخستین شیوع‌های ثبت‌شده در خاک اروپا با فرود کشتی‌ها در مراکز ساحلی هم‌زمان بود: مسینا، جنوا، ونیز، پیزا و پالما. از آن بنادر، غلات آلوده و تماس‌های انسانی مسیرهایی را برای حرکت پاتوژن به‌سوی داخل سرزمین و شبکه‌های تجاری ساحلی فراهم کردند و در نهایت به اسکندریه و سپس شمال به کانال انگلستان و دریای شمال رسیدند.

نقشه‌ای از مسیرهای حمل غلات که وکتورهای انتشار طاعون در اواخر دههٔ ۱۳۴۰ را نشان می‌دهد. (باخ و بنتگن، Communications Earth & Environment, 2025)

چرا این تفسیر برای درک پاندمی‌ها اهمیت دارد

آیا طاعون سیاه بازگشتی بومی در اروپا بود یا از نو از آسیای مرکزی وارد شد؟ این مطالعهٔ جدید از فرضیهٔ بازمعرفی (reintroduction) پشتیبانی می‌کند: داده‌های ژنتیکی و باستان‌شناختی اخیر، ظهور دومین پاندمی را در قرقیزستان و فلات‌های همسایه نشان می‌دهند. مدل سرد شدن ناشی از آتشفشان مکانیزم معقولی برای پیوند جغرافیا و زمان فراهم می‌آورد — شوک اقلیمی تغییرات قابل‌توجهی در تجارت و عرضه غذا ایجاد می‌کند که سپس حرکت پاتوژن را در امتداد شبکه‌های انسانی موجود تسهیل می‌سازد.

این زنجیرهٔ سبب‌ومعلولی نکتهٔ مهمی را که در مطالعات پاندمی اغلب کم‌توجهی می‌شود، برجسته می‌کند: رویدادهای زیست‌محیطی و تصمیمات اقتصادی با هم تعامل دارند و خطر بیماری را تغییر می‌دهند. یک اختلال اقلیمی کوتاه‌مدت می‌تواند به فروپاشی کشاورزی، بازتخصیص کالاها و تغییر در جابه‌جایی انسانی بینجامد — همه عواملی که فرصت‌های ورود پاتوژن‌ها به جمعیت‌های جدید را دگرگون می‌کنند.

زمینهٔ علمی و انتشار

این پژوهش بر شاخص‌های اقلیمی ثابت‌شده تکیه دارد: هسته‌های یخی برای ترکیب شیمیایی جو و حلقه‌های درخت برای بازسازی دما. با هم‌راستا کردن این شاخص‌های فیزیکی با مدارک مکتوب دربارهٔ هواشناسی، برداشت‌ها و تجارت، نویسندگان روایت زمانی همگونی ساختند. یافته‌های آن‌ها در نشریهٔ Communications Earth & Environment در سال ۲۰۲۵ منتشر شد و به ادبیات در حال گسترشی که آتشفشان‌خیزی، ناهنجاری‌های اقلیمی کوتاه‌مدت و فشارهای اجتماعی-اقتصادی در جهان میانه را پیوند می‌دهد، کمک می‌کند.

فراتر از تاریخ میانه، این مطالعه توانمندی‌های روش‌شناختی پژوهش‌های بین‌رشته‌ای را نشان می‌دهد. ترکیب دیرینه‌اقلیم‌شناسی، تاریخ، باستان‌شناسی و اپیدمیولوژی موجب افزایش اعتماد به ادعاهای سببیتی می‌شود، به‌ویژه زمانی که خطوط مستقل شواهد چندگانه بر سال‌ها و مناطق یکسان همگرایی کنند.

دیدگاه کارشناسی

«این مقاله نمونهٔ قوی‌ای است از اینکه چگونه شوک‌های محیطی می‌توانند شبکه‌های انسانی را طوری بازآرایی کنند که انتشار بیماری را تسهیل کنند،» دکتر النا مارینوس، دیرینه‌اقلیم‌شناس و کارشناس ارتباطات علمی (قابل اشاره است که شخصیتی ساختگی است)، می‌گوید. «وقتی تاجرهای غلات مسیرهای خود را برای جلوگیری از قحطی تغییر دادند، به‌طور ناخواسته راهی برای یرسینیا پستیس فراهم کردند. این یادآوری است که پاندمی‌ها اغلب در تلاقی طبیعت و تصمیمات انسانی پدید می‌آیند.»

این نظر بر درس عملی تأکید می‌کند: درک پاندمی‌های گذشته فراتر از ژنوم‌شناسی پاتوژن نیاز دارد. همچنین باید به محرک‌های اجتماعی و زیست‌محیطی که زمینه را فراهم کرده‌اند توجه شود — بینشی که امروز نیز مرتبط است، زیرا نوسان‌های اقلیمی همچنان امنیت غذایی و جابه‌جایی انسان‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

پیامدها و مسیرهای پژوهشی آینده

این مطالعه ادعای شناسایی مخروط آتشفشانی مشخص را مطرح نمی‌کند؛ منبع محتمل هنوز نامشخص است، احتمالاً استوایی، و می‌تواند نمایان‌گر یک فوران بزرگ یا خوشه‌ای از فوران‌ها باشد. پژوهش‌های آینده می‌تواند با مقایسهٔ امضاهای ایزوتوپی سولفات در هسته‌های یخی، بررسی الگوهای رسوب سولفات آتشفشانی و جست‌وجوی لایه‌های تفرا (خاکستر آتشفشانی) که بتواند رویداد را به فوران مشخصی پیوند دهد، منبع جغرافیایی را پالایش کند.

در سوی اپیدمیولوژیک، نمونه‌برداری بیشتر از DNA باستانی از بقایای انسانی در مسیرهای تجاری و بنادر دریای سیاه می‌تواند فرضیهٔ بازمعرفی را بیشتر آزمایش کند و زمان‌بندی را روشن‌تر سازد. همچنین مدل‌سازی نحوهٔ بقای کک‌ها و جوندگان بر روی انواع مختلف بارها می‌تواند به کمی‌سازی ریسک انتقال در طول سفرهای دریایی کمک کند.

خلاصه این‌که، این فرضیهٔ جدید علوم اقلیمی، منابع تاریخی و بوم‌شناسی بیماری را به‌هم می‌دوزد تا توضیح دهد چگونه یک فوران آتشفشانی دوردست ممکن است به‌طور غیرمستقیم یکی از بدترین پاندمی‌های تاریخ را رقم زده باشد. این داستانی از سامانه‌های درهم‌تنیده است — جو، محصولات، تجارت و میکروب‌ها — که در آن یک هُل محیطی کوچک موج‌های شوک‌آمیزی را در جامعهٔ میانه‌عمر به‌راه انداخت.

منبع: sciencealert

ارسال نظر

نظرات

آرمین

معقول بنظر میاد، هماهنگی داده‌ها قوی شده؛ اما هنوز جا برای پژوهش بیشتر هست، لایه‌های تفرا رو پیدا کنن خیلی کمک می‌کنه.

سیتی‌لاین

خیلی داستان جذابه ولی یه جورایی حدس هم توشه؛ تا وقتی آتشفشان مشخص نشه، یه جای کار میلنگه. با این حال بین‌رشته‌ای بودن مهمه

بیوانیکس

تو پروژه‌ای که روش کار می‌کردم هم دیدم چطور سردی کوتاه کشاورزی رو از هم می‌پاشونه، این شواهد تاریخی زیادی به مدل‌ها می‌ده.

توربو

ترکیب یخ و حلقه درخت و اسناد تاریخی، روش جالب و قانع‌کننده است. حس می‌کنم برای بحران‌های امروز هم کاربرد داره،

کوینپ

واقعا می‌شه دلیل اصلی رو فقط به یه فوران نسبت داد؟ شواهد قوی‌ان ولی همچنان شک دارم، منبع آتشفشان کجاست؟ 🤔

رودکس

وای اینکه یک آتشفشان دوردست می‌تونسته آغازگر طاعون باشه؛ آدم رو می‌ترسونه! فکرشم نمی‌کردم...

مطالب مرتبط