6 دقیقه
وین دیزل روزی یکی از بزرگترین «چه میشد اگر»های فرهنگ عامهٔ معاصر را مطرح کرد: کریستیانو رونالدو تقریباً نقشی در دنیای Fast & Furious داشت. این افشاگری که سالها بعد توسط دیزل در شبکههای اجتماعی مطرح شد، دوباره کنجکاوی پیرامون امکان تقاطع بین آیکونهای جهانی ورزش و فرنچایزهای اکشن پرفروش را برانگیخت. از منظر طرفداران و تحلیلگران بازاریابی فیلم، این گونه خبرها نشاندهندهٔ چگونگی استفادهٔ تولیدکنندگان از برندهای شخصیِ سلبریتیها برای تقویت گسترهٔ بینالمللی آثار است و فرصتهایی را برای بررسی استراتژیهای انتخاب بازیگر و تأثیر آنها بر مخاطب و بازارهای جهانی فراهم میکند.
چقدر به واقعیت نزدیک شد؟
به گفتهٔ دیزل، برای رونالدو در زمان تولید فیلم کوتاه Los Bandoleros (2009) نقشی نوشته شده بود؛ همان فیلم کوتاه که نقشِ پیونددهندهای در روایتهای جهان Fast دارد. این صرفاً یک ایدهٔ گذرا نبود: منابع میگویند تیمِ فیلمنامه و تولید نقشی طراحی کردند که با کاریزما و جذابیت جهانیِ رونالدو همخوانی داشته باشد. این نوع نگارشِ هدفمند نشان میدهد که قضیه بیش از یک کِیمئو ساده بوده و سازندگان در حال سنجشِ این بودند که چگونه میتوان از قدرت برندِ وی به شکل روایی و تجاری بهره برد. نوشتنِ نقشِ مشخص برای یک ورزشکارِ درجهٔ یک نشاندهندهٔ تعهدِ تولید به یک مشارکت معنیدار است، نه صرفاً یک تیتر خبری موقتی.
چرا این اتفاق رخ نداد؟ جزییاتِ دقیق محدود است. تداخلهای برنامهای، جهتگیری خلاقانهٔ پروژه، یا اولویتهای حرفهایِ رونالدو بهعنوان یک ستارهٔ جهانی فوتبال احتمالاً عوامل مؤثری بودند. از سوی دیگر، پیچیدگیهای حقوقی، مدیریت تصویر و توافقهای تبلیغاتی بینالمللی نیز میتوانند مانعهایی در مسیرِ ورودِ یک ورزشکار با سطح برندِ رونالدو به یک فرنچایز سینمایی باشند. با این حال، تصورِ اینکه یکی از برترین گلزنان تاریخ فوتبال پشتِ فرمانِ داستانِ پرسرعتِ وین دیزل قرار بگیرد، تخیل طرفداران هر دو جهان را به حرکت درمیآورد و نشان میدهد چگونه حضور یک چهرهٔ ورزشی میتواند مرزهای ژانر و مخاطب را جابهجا کند.
زمینه و بینشِ صنعتی
بازی دادنِ ورزشکاران مطرح در سینما پدیدهٔ جدیدی نیست: مایکل جوردن در Space Jam، لبران جیمز در Space Jam: A New Legacy و گذار دواِین جانسون از دنیای کشتیکج به ستارهٔ ردهٔ A سینما نمونههایی از نتایج متفاوتِ این گونه انتقالها هستند. در برخی موارد حضور ورزشکاران به شکل نمادین و تبلیغاتی اجرا شده و در مواردی دیگر آنها نقشی محوری را برعهده گرفتهاند. برای فرنچایز Fast & Furious که عمدتاً بر باکس آفیس جهانی، سکانسهای نمایشی و حضور ستارهها تکیه دارد، اضافه شدن رونالدو میتوانست جذابیت تجاری را در بازارهایی که فوتبال سلطه دارد—بهویژه اروپا و خاورمیانه—افزایش دهد. این موضوع از منظر استراتژی بازاریابیِ بینالمللی اهمیت دارد: انتخابِ بازیگرانِ غیرسنتی میتواند موقعیتِ فرنچایز را در مناطقی که بازیگران کلاسیک کمتر شناختهشدهاند تقویت کند و فروشِ بلیت و تعامل رسانهای را بالا ببرد.

فراتر از محاسباتِ فروش، جنبهٔ فرهنگی نیز اهمیت دارد: رونالدو فقط یک ورزشکار نیست؛ او یک برند جهانی است که بین نسلها شناختهشده است، دارای دنبالکنندگان میلیونی در شبکههای اجتماعی، قراردادهای تجاری متعدد و تصویری که میتواند پیامِ برند را در سطح بینالمللی منتقل کند. مشارکت احتمالیِ او میتوانست یک پیروزیِ بازاریابی باشد و نشانهای از این باشد که فرنچایزهای مدرن چگونه از شهرتِ سلبریتیها فراتر از بازیگریِ سنتی بهره میبرند. علاوه بر این، حضور یک چهرهٔ ورزشی بهسرعت توجهِ رسانهها را جلب میکند و در عصرِ محتوای ویروسی و رسانههای اجتماعی، چنین حضورهایی میتوانند به سرعت به بحثهای گستردهٔ آنلاین و افزایش دیدهشدنِ بینجامند.
حضورِ ستارههای ورزشی در فیلمها همیشه موفقیتِ تضمینشده نیست؛ این موضوع بستگی به ادغامِ داستانیِ آنها در روایت، کیفیت اجرا و میزان تطابقِ نقش با تصویرِ عمومیِ آنها دارد. در برخی موارد، مشارکتِ ورزشکار به افزایش فروش و ورود مخاطبان جدید منجر شده است و در بعضی دیگر بهعنوان یک ترفند تبلیغاتی (گیمیک) تلقی شده است که از تجربهٔ سینمایی میکاهد. برای مثال، استفادهٔ حسابشده از ستارهها زمانی مؤثر است که آنها اولویتِ روایت را درک کنند و حضورشان به پیشبرد داستان کمک کند—نه اینکه صرفاً برای جذب مخاطب به کار گرفته شوند.
علاقهمندان و واکنشِ طرفداران: اشارهٔ دیزل در اینستاگرام، شبکههای اجتماعی را روشن کرد و طرفداران را وادار نمود تا تصوراتِ خود را از حضورِ رونالدو در کنارِ دام تورِتو یا اجرا در بدلکاریهای سرعتی به اشتراک بگذارند. فرنچایز Fast در طول زمان با کِیمئوها و حضورهای غافلگیرکنندهای شناخته شده است—از لحظات میراثیِ پل واکر گرفته تا تحولِ شخصیتِ جیسون استاتهام از نقشِ منفی به همراهِ تیم—بنابراین حضورِ احتمالیِ رونالدو در این مجموعه با رویکردِ بازیسازیِ جسورانه و مرزآزماییِ انتخابِ بازیگرِ سری همخوانی داشت. این نوع خبرها نه تنها برای رسانهها جذاب است بلکه میتواند به کمپینهای تبلیغاتیِ چندملیتی و همکاریهای برندینگ بازاریابیِ پیوسته منجر شود.
از منظرِ انتقادی، کِیمئوهای سلبریتی زمانی که بهطور معناداری در خدمتِ داستان نباشند، ممکن است سطحی یا شعارگونه به نظر برسند. بهترین نمونهها آنهایی هستند که ستاره ابتدا در خدمت روایت قرار میگیرد و سپس از شهرتش بهرهبرداری میشود؛ در این صورت آن حضور ماندگار میشود. به همین دلیل نیز نوشتنِ نقشِ مشخص برای رونالدو نشاندهندهٔ نیتِ جدیِ تیمِ سازنده بود و نه صرفاً تلاش برای کسبِ تیترِ خبری. اگرچه جزییاتِ نقش و چگونگیِ حضورِ او منتشر نشده، اما اقدامِ فیلمسازان برای طراحیِ نقش گواهِ آن است که آنها میخواستند حضورِ رونالدو معنیدار و همراستا با لحنِ فرنچایز باشد.
خواه این موضوع یک «نزدیک به اتفاق افتادن»ِ حقیقی بوده باشد یا یک تصمیمِ آگاهانه برای کنار گذاشتنِ آن، این داستان نشان میدهد که چگونه فرنچایزها میان تماشاگرپسندی، اصالت روایت و بازاریابیِ جهانی تعادل برقرار میکنند. در سطحِ صنعت، چنین موقعیتهایی به بحثِ دقیقتری دربارهٔ ارزشِ برندِ سلبریتیها، هزینه-فایدهٔ حضور آنها در پروژهها و پیامدهای بلندمدتِ تصمیماتِ انتخاب بازیگر منجر میشود. برای لحظهای، این ماجرا بهعنوان یک پانویس جذاب در تاریخِ Fast & Furious باقی میماند—پانوشتِ وسوسهبرانگیزی که تخیلِ طرفداران و رؤیاهای سینمایی را تغذیه میکند و نشان میدهد که چگونه یک نامِ شناختهشدهٔ ورزشی میتواند تعاملاتِ فرهنگی و تجاریِ یک فرنچایز را دگرگون کند.
منبع: smarti
نظرات
سریعرو
توی سینما حضور ورزشکارا همیشه قله نیست، اما اگه درست به کار گرفته شه، ارزش افزوده داره. مهم اینه نقش با داستان بخونه نه فقط تبلیغ
آرمین
احساس میکنم نوشتن نقش براش بیشتر بازاریابی بود تا نیاز واقعی روایت، شاید تصمیم منطقی بود ولی یه ذره گیمیک داشت
توربو
وای یعنی رونالدو پشت فرمون دام تورِتو؟ خفن، تصویرش تو ذهنمه، حیف که نشد، واقعا حیف!
دیتاپالس
واقعاً رونالدو تو فورس بود؟ شبیه شایعهست، ولی اگه درست باشه، بازار اروپا و خاورمیانه منفجر میشه... عجیب ولی جذاب
ارسال نظر