تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی و چالش تأیید اصالت

آدام ماسری پیشنهاد می‌کند با افزایش تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی، پلتفرم‌ها به‌جای تعقیب هر تقلب، اصالتِ تصاویر ثبت‌شده را با امضای رمزنگاری‌شده در لحظهٔ ثبت اثبات کنند؛ پیامدها برای خالقان، سازندگان دوربین و شبکه‌های اجتماعی بررسی می‌شود.

6 نظرات
تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی و چالش تأیید اصالت

9 دقیقه

آدام ماسری، رئیس اینستاگرام، می‌گوید تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی به‌زودی بخش اعظم فیدهای اجتماعی را پر خواهند کرد — و پیشنهاد می‌دهد که پلتفرم‌ها باید رویکرد تأیید را وارونه کنند: به‌جای تعقیب هر محتوای مصنوعی، ثابت کنند چه چیزی واقعی است. پیام صریح او نحوهٔ سازگاری خالقان محتوا، سازندگان دوربین و شبکه‌های اجتماعی را در مواجهه با رشد سریع تولید مصنوعی تصویر ترسیم می‌کند.

چرا ماسری معتقد است اثر انگشت‌گذاری رسانهٔ واقعی منطقی است

در یک پست گسترده دربارهٔ روندهای پلتفرم برای سال ۲۰۲۶، ماسری استدلال کرد ابزارهایی که زمانی خالقان را متمایز می‌کردند — اصالت، صدای مشخص و ظرفیت تعامل — اکنون به‌واسطهٔ پیشرفت‌های هوش مصنوعی مولد در دسترس همگان قرار گرفته‌اند. با پر شدن فیدها از «همه‌چیز مصنوعی»، او می‌گوید روش‌های سنتی تشخیص هرچه بیشتر با بهبود مدل‌های مولد ناکارآمد خواهند شد.

به‌جای تکیه بر واترمارک‌های شکننده یا سیستم‌های تشخیص ناقص، ماسری رویکردی مخالف شهودی پیشنهاد کرد: دستگاه‌های تصویربرداری و دوربین‌ها تصاویر را در لحظهٔ ثبت به‌صورت رمزنگاری‌شده امضا کنند تا یک زنجیرهٔ نگهداری قابل‌اعتبار ایجاد شود. به‌عبارتی، باید «اثر انگشت» محتوای واقعی را ثبت کرد تا اعتماد به آن ساده‌تر شود، چون دنبال کردن هر تقلب مصنوعی به‌تدریج غیرعملی خواهد شد.

این پیشنهاد شامل ترکیبی از تکنیک‌های رمزنگاری، مدیریت کلید و متادیتای امن است که می‌تواند منشأ، زمان ثبت و در صورت امکان مشخصات دستگاه را ضبط کند. در عمل این راهکار به معنی ایجاد یک لایهٔ اثباتی است که می‌تواند به‌عنوان سیگنال اعتماد برای کاربران، خبرنگاران و سرویس‌های توزیع محتوا عمل کند. در ادامه، جزئیات فنی و پیامدهای آن برای بازیگران مختلف بررسی خواهد شد.

معنای این موضوع برای خالقان: پذیرش مدارک خام و ناصاف

ماسری همچنین توصیه‌های عملی برای عکاسان و خالقانی ارائه داد که می‌خواهند در دنیایی پر از مصنوعیت هوش مصنوعی اصالت خود را نشان دهند: به تصاویری و ویدئوهایی تمایل داشته باشید که ظاهراً خام‌تر و حتی کمی نامطلوب به‌نظر می‌رسند. وقتی عکس‌های صیقل‌یافته و بسیار ویرایش‌شده قابلتقلید مصنوعی دارند، همان نقایص کوچک می‌تواند به‌عنوان نوعی مدرک عمل کند.

این تغییر جهت، تیز و بحث‌برانگیز است؛ چرا که زیبایی‌شناسی قدیمی اینستاگرام — تصاویر مربعی صیقلی و نورپردازی‌شدهٔ حرفه‌ای — به‌عنوان شاهدی بر منش انسانی کمتر قابل‌اطمینان خواهد شد. به‌جای آن، یک عکس صادقانهٔ به‌ظاهر اتفاقی، قاب کمی نامتقارن یا آثار قابل مشاهدهٔ دوربین مانند نویز، فلر یا خطای لنز ممکن است به‌عنوان سیگنال‌های منشاء انسانی عمل کنند. برای تولیدکنندگان محتوا این نکته به معنای تغییر در استراتژی تولید و انتشار است: نمایش پشت‌صحنه، نسخه‌های بدون ویرایش، و اشتراک‌گذاری فرایند خلق می‌تواند ارزش اثباتی بالایی پیدا کند.

از منظر سئو و برندینگ شخصی، خالقان می‌توانند با برجسته‌سازی «اصالت دیجیتال» و به‌کارگیری برچسب‌های توضیحی (captions) حاوی اطلاعات ثبت دستگاه، زمان و زمینهٔ تولید، احتمال شناسایی محتوایشان به‌عنوان انسانی را افزایش دهند. همچنین، آموزش مخاطب در مورد خواندن سیگنال‌های بصری اصالت — مانند نورپردازی طبیعی، خطاهای جزئی در ترکیب‌بندی و شواهد فرایند — به افزایش اعتماد کمک می‌کند.

در سطح عملی، سازندگان حرفه‌ای باید توجه بیشتری به ذخیرهٔ متادیتا، گزاردن فایل‌های اصلی (RAW) و نگهداری آرشیو منظم داشته باشند تا در صورت نیاز اثبات منشأ را ارائه دهند. این نکات در کنار استفاده از استانداردهای باز برای متادیتای ثبت‌شده می‌تواند به یک اکوسیستم قابل‌اطمینان‌تر منتهی شود که هم برای سازندگان و هم برای مخاطبان مفید است.

فاصله‌های فنی و صنعتی هنوز پابرجاست

موانع مشخصی وجود دارد. امضای رمزنگاری در لحظهٔ ثبت مستلزم همکاری گستردهٔ سازندگان تلفن همراه و دوربین، تعریف استانداردهای جدید برای متادیتا و محافظت در برابر جعل یا دست‌کاری پس از ثبت است. ماسری خود اذعان دارد که جزئیات اجرای این طرح هنوز کم است، و متا — مانند بسیاری از پلتفرم‌های دیگر — پذیرفته است که ابزارهای کنونی نمی‌توانند به‌طور قابل‌اعتماد محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی را در سطح گسترده تشخیص دهند.

در سطح فنی، پیاده‌سازی چنین سیستمی نیاز به حل مسائل متعدد دارد: مدیریت کلیدهای رمزنگاری در دستگاه‌ها، تضمین عدم دسترسی غیرمجاز به کلیدها، طراحی فرمت‌های متادیتای مقاوم در برابر تغییر و مشخص کردن پروتکل‌های باز برای راستی‌آزمایی. افزون بر این، باید راهکارهایی برای زمانی که تصویر بعد از ثبت ویرایش می‌شود وجود داشته باشد — مثلاً سازگاری با فرمت‌های فشرده‌سازی، تدوین نسخه‌های قابل‌تأیید و ثبت ملایم تغییرات— تا امکان تشخیص دست‌کاری فراهم آید.

  • واترمارک‌ها و اثر انگشت‌های قابل کشف به‌راحتی قابل حذف هستند و بی‌عیب نیستند.
  • سیستم‌های برچسب‌گذاری پلتفرم‌ها ناهمگون‌اند و نمی‌توانند با سرعت بالای بهبود مدل‌های مولد هماهنگ باشند.
  • پذیرش گستردهٔ امضای سطح ثبت نیازمند استانداردهای صنعتی و ضوابط حقوقی و فنی است.

همچنین جنبه‌های حقوقی و سیاست‌گذاری مهمی مطرح می‌شوند: چه کسی مسئول تضمین صحت امضاهاست؟ آیا تولیدکنندگان دوربین موظف به ثبت امضای رمزنگاری‌شده خواهند شد؟ قوانین حریم خصوصی و حفاظت از داده ممکن است مانع درج بعضی اطلاعات شوند، و نگرش‌های مختلف نسبت به حق مالکیت داده و حریم خصوصی در بازارهای گوناگون می‌تواند مانع استاندارسازی بین‌المللی شود.

از طرف دیگر، اگر امضای ثبت به‌عنوان بخشی از یک راهکار اثبات اصالت پذیرفته شود، می‌تواند بستری ایجاد کند که رسانه‌ها، سازمان‌های خبری و مؤسسات تحقیقاتی به‌سرعت آن را به‌کار گیرند تا از انتشار اطلاعات نادرست تصویری جلوگیری کنند. اما رسیدن به آن نقطه نیازمند همکاری میان تولیدکنندگان سخت‌افزار، توسعه‌دهندگان نرم‌افزار، پلتفرم‌های شبکهٔ اجتماعی و قانونگذاران است.

چه چیزهایی خالقان و پلتفرم‌ها باید همین حالا در نظر بگیرند

برای خالقان، پیام ماسری هم استراتژیک و هم تاکتیکی است: اگر می‌خواهید کارتان به‌عنوان اصیل شناخته شود، پشت‌صحنه، اشتباهات و زمینهٔ تولید را نشان دهید. این انتخاب‌ها ممکن است باعث شوند محتوای شما به‌عنوان ساختهٔ دست انسان برجسته شود، به‌ویژه زمانی که تصاویر صیقل‌یافته غیرقابل‌تمایز از نمونه‌های مصنوعی می‌شوند. در عمل این یعنی اشتراک‌گذاری نسخه‌های خام، لایوهایی از فرایند تولید و توضیحات متنی که به‌صورت شفاف فرایند خلق را بازگو می‌کنند.

برای پلتفرم‌ها و سازندگان دستگاه، ملاحظات روشن‌اند: سرمایه‌گذاری در تشخیص متمرکز (که ممکن است نبردی بازنده باشد) یا همکاری برای ایجاد سیستم‌های اثبات منشأ در نقطهٔ ثبت. هر کدام از این مسیرها ساده نیست و هر یک سوالات مهمی دربارهٔ حریم خصوصی، نظارت و اینکه چه کسی «واقعی» را تعریف می‌کند، پیش می‌کشد. پلتفرم‌ها باید وزن مزایا و معایب هر رویکرد را بسنجند و نقشهٔ راهی برای شفافیت و پاسخگویی تدوین کنند.

پیشنهادهای عملی برای مرحلهٔ فعلی شامل موارد زیر است:

  • خالقان: آرشیو نسخه‌های RAW و نگهداری متادیتای کامل برای هر اثر؛ توضیح شفاف در کپشن دربارهٔ فرایند تولید.
  • پلتفرم‌ها: توسعهٔ سیاست‌های شفاف دربارهٔ نشان‌دهی محتوا، تست‌های مستقل برای ابزارهای تشخیص و مشارکت در کارگروه‌های صنعتی برای تدوین استانداردها.
  • سازندگان دستگاه: بررسی گزینه‌های مدیریت کلید امن و فراهم کردن گزینه‌هایی برای کاربران که چه اطلاعاتی با محتوا همراه باشد.

علاوه بر این، آموزش مخاطبان اهمیت بیشتری خواهد یافت: ارتقای سواد تصویری دیجیتال و توضیح اینکه چه ویژگی‌هایی می‌تواند نشان‌دهندهٔ منشأ انسانی یا مصنوعی باشد. رسانه‌ها و مدارس می‌توانند نقش محوری در این آموزش ایفا کنند تا کاربران توانایی قضاوت آگاهانه‌تری دربارهٔ محتوای تصویری پیدا کنند.

چرا این موضوع فراتر از اینستاگرام اهمیت دارد

بحث دربارهٔ اثر انگشت‌گذاری رسانهٔ واقعی به آیندهٔ اعتماد در فضای آنلاین مربوط می‌شود. اگر پلتفرم‌های بزرگ تأیید سطح ثبت را بپذیرند، می‌تواند عکاسی، روزنامه‌نگاری و نحوهٔ ارزیابی محتوای بصری توسط مخاطبان را دگرگون کند. در غیر این صورت، کاربران ممکن است نیاز به مهارت‌های سواد رسانه‌ای جدیدی برای قضاوت دربارهٔ آنچه می‌بینند پیدا کنند.

تصور کنید هنگام مرور فید، نشان کوچکی می‌بینید که اثبات می‌کند تصویر در لحظهٔ ثبت رمزنگاری و امضا شده است — این می‌تواند سیگنال اعتماد قدرتمندی باشد. اما تا زمانی که سازندگان دستگاه و پلتفرم‌ها بر سر استانداردها توافق نکنند، خالقان در یک زمین میانی آشفته قرار خواهند داشت که در آن اصالت اغلب تنها از طریق شکل و حس تصویر اثبات می‌شود.

در پایان، راه‌حل عملی به ترکیبی از فنّاوری، سیاست و رفتار کاربران نیاز دارد: فنّاوری برای ثبت و راستی‌آزمایی، سیاست برای تعریف چارچوب‌های حقوقی و حریم خصوصی، و رفتار کاربران و تولیدکنندگان که نحوهٔ تولید و انتشار محتوا را تغییر می‌دهد. اگر این عناصر با هم همگام شوند، امکان ایجاد محیطی فراهم می‌شود که در آن اعتماد به محتوای تصویری بیشتر و سوءاستفاده‌های احتمالی کمتر خواهد بود.

منبع: engadget

ارسال نظر

نظرات

پیکس_ر

ایده‌اش خوبه ولی خوشبین نیستم؛ استاندارد بین‌المللی، مدیریت کلید، حقوق کاربران... کلی دردسر، شاید بیشتر شعار باشه تا عمل

نیما.

نگاه متعادل: ترکیب فناوری و قانون و آموزش لازمه. فقط قفل فنی کافی نیست، باید مردم هم یاد بگیرن چه چیزی رو باور کنن

مهران

من خبرنگارم و دیدم چطور عکس‌ساختگی سر خبرها تاثیر گذاشت. اگر بشه عکس اصلی رو با مهر ثبت کرد، خیلی کمک میکنه — البته حریم خصوصی کلی سوال باقی میذاره

لابکور

واقعاً میشه به این امضاها اعتماد کرد؟ چه کسی کلیدها رو نگه می‌داره، و اگر دستکاری بشه چه؟ سوالای جدی هستن...

توربو

منطق داره، راستش این روش ساده تره از دنبال کردن هر تقلبی، اما پیاده‌سازی‌اش هزینه داره و وقت می‌بره

دیتاوا

وااای، یعنی فیدها قراره پر از تصاویر ساخته شده باشن؟ ایده ثبت اثر انگشت جذابه، ولی اجرایی شدنش کلی چالش داره… 😅

مطالب مرتبط