رسیدن امید به زندگی در آمریکا به میانگین ۷۹ سال در ۲۰۲۴

گزارش ۲۰۲۴ CDC نشان می‌دهد امید به زندگی در آمریکا به ۷۹ سال رسید؛ کاهش مرگ‌ومیر ناشی از بیماری قلبی و اوردوزها نقشی کلیدی داشته‌اند. تحلیل عوامل ساختاری، پیامدها و راهکارهای سیاستی برای تداوم این روند ارائه شده است.

5 نظرات
رسیدن امید به زندگی در آمریکا به میانگین ۷۹ سال در ۲۰۲۴

8 دقیقه

آمریکا در سال ۲۰۲۴ به یک نقطه عطف دست یافت: میانگین امید به زندگی به ۷۹ سال صعود کرد، بالاترین رقم در تاریخ ثبت‌شده این کشور. این بازگشت چشمگیر است. کشوری که زمانی از همه‌گیری کووید-۱۹ و افزایش اوردوزها ضربه خورده بود، اکنون روندهای مرگ‌ومیر در جهات مختلف تغییر کرده‌اند.

امید به زندگی بیش از یک عدد مجرد است؛ این معیار تصویری از نحوه مدیریت بیماری، آسیب و پیشگیری در یک جامعه ارائه می‌دهد. به‌طور فنی، این شاخص برآورد می‌کند که یک نوزاد تازه متولدشده اگر نرخ مرگ‌ومیر خاص هر گروه سنی در سطح فعلی باقی بماند، به‌طور متوسط چند سال می‌تواند زندگی کند. در بیشتر قرن بیستم و تا اوایل دهه ۲۰۱۰، ایالات متحده با کمک واکسن‌ها، محیط‌های کاری امن‌تر، مراقبت بهتر از بیماری‌های قلبی و برنامه‌های بهداشت عمومی، پیشرفت تدریجی اما مداومی ثبت می‌کرد. پس از اوج‌گیری حدود سال ۲۰۱۴، این پیشرفت متوقف شد و سپس در اوج همه‌گیری کووید-۱۹ به‌طور محسوس معکوس شد.

مرکز ملی آمار بهداشت در اداره کنترل و پیشگیری بیماری‌ها (CDC) داده‌های سال ۲۰۲۴ را این هفته منتشر کرد و تصویر روشن است: نرخ‌های مرگ‌ومیر در گروه‌های نژادی و قومیتی مختلف و میان مردان و زنان کاهش یافته‌اند. مجموع مرگ‌ها به حدود ۳.۰۷ میلیون رسیده است—حدود ۱۸٬۰۰۰ مورد کمتر از ۲۰۲۳. این کاهش کلیِ عددی، چندین تغییر مهم زیرسطحی را پنهان می‌کند که ارزش بررسی دارند.

منابع اصلی این پیشرفت‌ها

بیماری قلبی همچنان عامل اصلی مرگ‌ومیر است، اما نرخ مرگ‌ومیر ناشی از آن برای دومین سال متوالی حدود ۳٪ کاهش یافت. این کاهش به احتمال زیاد بازتاب‌دهنده ترکیبی از عوامل است: دسترسی گسترده‌تر به داروهای مؤثر، کنترل بهتر فشار خون و کلسترول، و مداخلات پیشرفته‌تر در رویدادهای حاد قلبی. دکتر سادیه خان، پژوهشگر و پزشک در دانشگاه نورث‌وسترن که درباره نتایج قلبی مطالعه می‌کند، ترکیبی از پیشرفت‌های بالینی و تغییرات سبک زندگی—از موارد نسبتاً جزئی تا تحولات اساسی—را عاملی می‌داند که مرگ‌ومیر را به سمت پایین هل می‌دهد.

یکی از چشمگیرترین کاهش‌ها مربوط به آسیب‌های غیرعمدی است؛ دسته‌ای که شامل مرگ‌های ناشی از اوردوز مواد مخدر نیز می‌شود. مرگ‌ها در این گروه بیش از ۱۴٪ در ۲۰۲۴ کاهش یافت. روند نزولی در اوردوزها کمک کرد تا گرایشی که امید به زندگی را در آمریکا نسبت به کشورهای همتراز خود پایین نگه داشته بود، معکوس شود. کووید-۱۹، که در اوج همه‌گیری سومین علت اصلی مرگ به شمار می‌آمد، در فهرست ده علت برتر در سال ۲۰۲۴ جای نگرفت.

«تقریباً در همه وجوه خبر خوب است»، رابرت اندرسون از مرکز ملی آمار بهداشت گفت و برداشت کلی آژانس از این ارقام را خلاصه کرد. اندرو استوکس، محقق بهداشت عمومی در دانشگاه بوستون، اعداد را چرخشی کامل نسبت به سال‌های همه‌گیری توصیف کرد و گفت که فشارهای مربوط به مرگ‌های ناشی از اوردوز تا حدی کاهش یافته‌اند—اگرچه هشدار داد که آمریکا همچنان عقب‌تر از بسیاری از کشورها قرار دارد. در تحلیل مقایسه‌ای، کاهش نسبی مرگ‌ومیر ناشی از مواد — از جمله کاهش موارد مرتبط با فنتانیل یا کاهش در مصرف همزمان الکل و داروهای محرک—نشان‌دهنده تأثیر ترکیبی مداخلات درمانی، برنامه‌های کاهش آسیب و تغییرات مصرف ناظر بر سیاست‌های کنترل مواد است.

خودکشی به‌دلیل تغییر نسبی رتبه‌بندی‌ها پس از کاهش سهم کووید-۱۹ دوباره به فهرست ده علت برتر وارد شد، هرچند آمار خودکشی نیز در ۲۰۲۴ کاهش یافته است. قتل‌ها نیز کاهش یافته‌اند که به بهبود کلی کمک کرده است. تحلیل‌های تفکیکی بر اساس سن و منطقه نشان می‌دهد که کاهش‌ها در برخی سنین یا ایالات خاص برجسته‌تر بوده‌اند، که اهمیت بررسی نابرابری‌های منطقه‌ای و دموگرافیک را نشان می‌دهد.

اعداد اولیه برای ۲۰۲۵ نیز حاکی از بهبود بیشتر هستند. تا کنون حدود ۳.۰۵ میلیون مرگ برای سال گذشته ثبت شده است؛ ممکن است این شمار با پردازش مدارک بیشتر افزایش یابد، اما CDC انتظار دارد دست‌کم یک بهبود اندک سالانه نسبت به ۲۰۲۴ رخ دهد. داده‌های مقدماتی معمولاً برای مشاهده روند فوری مفیدند، اما باید با احتیاط تفسیر شوند تا با داده‌های کامل و معیارهای مرگ‌ومیر تعدیل‌شده جایگزین گردند.

زمینه علمی و پیامدها

چرا این امر فراتر از تیتر مهم است؟ امید به زندگی مجموعه‌ای از عوامل تعیین‌کننده سلامت را ترکیب می‌کند: کنترل بیماری‌های عفونی، مدیریت بیماری‌های مزمن، سیاست‌های مرتبط با مصرف مواد، شرایط اقتصادی-اجتماعی و دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی. صعود چنین رقمی نشان می‌دهد که سیاست‌ها و مداخلات پزشکی تأثیر قابل‌سنجی دارند، اما ایالات متحده هنوز پایین‌تر از میانگین بسیاری از کشورهای با درآمد بالا قرار دارد. این فاصله نشان‌دهنده مشکلات ساختاری پایدار است: دسترسی نابرابر به مراقبت، تفاوت‌های منطقه‌ای در شیوع بیماری‌های مزمن و عوامل اجتماعی تعیین‌کننده سلامت مانند مسکن و ناپایداری درآمد.

این بهبود معنادار است، اما داستانی ناتمام باقی می‌ماند. پیشرفت پایدار نیازمند سرمایه‌گذاری مداوم در پیشگیری، استراتژی‌های هدفمند برای کاهش مصرف اُپیوئید و محرک‌ها، و سیاست‌هایی است که نابرابری‌ها در نتایج سلامت را کاهش دهند. برنامه‌های کاهش آسیب مانند دسترسی گسترده‌تر به نالوکسان، مسیرهای درمانی مبتنی بر شواهد برای اختلالات مصرف مواد و خدمات تلفیقی بهداشت روان و اعتیاد می‌توانند به تثبیت و تقویت این روند کمک کنند.

برای دانشمندان و سیاست‌گذاران، داده‌های ۲۰۲۴ یادآور این نکته است: وقتی چند اهرم به‌طور هم‌زمان فعال شوند، پیشرفت می‌تواند سریع باشد، اما حفظ پیشرفت نیاز به توجه مداوم و ابزارهای نوین دارد. این ابزارها می‌تواند شامل استفاده از تحلیل‌های بزرگ‌داده برای شناسایی نقاط داغ مرگ‌ومیر، سرمایه‌گذاری در مراقبت اولیه و پیشگیری، توسعه شبکه‌های واکسیناسیون و تقویت زیرساخت‌های بهداشت عمومی در سطح ایالتی و محلی باشد.

تحلیل‌های عمیق‌تر نشان می‌دهد که تغییر در امید به زندگی نه تنها بازتاب وضعیت سلامت فعلی است، بلکه پیش‌بینی‌کننده نیازهای آینده در حوزه‌های بازنشستگی، بیمه‌های سلامت و برنامه‌ریزی اجتماعی نیز هست. افزایش امید به زندگی بر برنامه‌ریزی مالی دولت‌ها و بخش خصوصی تأثیر می‌گذارد؛ به‌عنوان مثال نیاز به بازنگری در سن بازنشستگی، بودجه مراقبت‌های بلندمدت و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های حمایتی برای سالمندان بیشتر خواهد شد. از منظر سیستم‌های بهداشتی، کاهش مرگ‌ومیر ناشی از بیماری‌های قلبی و اوردوزها می‌تواند بار بستری‌ها و هزینه‌های مستقیم مراقبت را کاهش دهد، اما به‌طور هم‌زمان می‌تواند نیاز به مدیریت بیماری‌های مزمن بلندمدت و خدمات پیشگیری را افزایش دهد.

از منظر جهانی، مقایسه با همتایان با درآمد بالا نشان می‌دهد که برخی عوامل فراتر از دسترسی صرف به فناوری پزشکی عمل می‌کنند—به‌ویژه شواهد قوی از نقش تعیین‌کننده عوامل اجتماعی اقتصادی مانند فقر، آموزش و دسترسی به خدمات سلامت روان. برای نزدیک شدن به میانگین جهانی، سیاست‌گذاران آمریکایی باید به ترکیب سیاست‌های سلامت محور و سیاست‌های اجتماعی نگاه کنند که بر رفاه اقتصادی و ثبات خانوارها تأثیر می‌گذارند.

در سطح عملیاتی، پیشنهادهای مبتنی بر شواهد شامل:

  • گسترش برنامه‌های پیشگیری اولیه و غربالگری بیماری‌های قلبی در جوامع با دسترسی محدود.
  • سرمایه‌گذاری در برنامه‌های کاهش آسیب برای مصرف‌کنندگان مواد، از جمله توزیع نالوکسان و مراکز درمانی مبتنی بر جامعه.
  • توسعه سیاست‌های منطقه‌ای برای کاهش نابرابری‌های سلامت و هدف‌گیری ایالات یا شهرستان‌هایی که بیشترین بار مرگ‌ومیر را دارند.
  • افزایش همکاری بین بخشی بین سلامت عمومی، خدمات اجتماعی و آموزش برای پرداختن به عوامل اجتماعی تعیین‌کننده سلامت.

به‌طور خلاصه، صعود امید به زندگی به ۷۹ سال در ۲۰۲۴ نشانه‌ای مثبت در مسیر بهبود سلامت عمومی آمریکاست، اما برای تبدیل این تغییرات به پیشرفتی پایدار، نیاز به سیاست‌های دقیق، سرمایه‌گذاری استراتژیک و نظارت مداوم وجود دارد. هم‌چنین لازم است داده‌ها به سطح جزیی‌تر تجزیه و تحلیل شوند تا گروه‌هایی که همچنان در معرض خطر بالا قرار دارند شناسایی شده و اقدامات هدفمند اجرا شوند.

بازبینی سیاست‌ها در زمینه محافظت از جمعیت‌های آسیب‌پذیر، گسترش خدمات درمانی مبتنی بر شواهد و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های سلامت عمومی می‌تواند به حفظ و تقویت این روند مثبت کمک کند. در نهایت، ارتقای امید به زندگی تنها با کاهش مرگ‌ومیر حاصل نمی‌شود، بلکه مستلزم بهبود کیفیت زندگی در سال‌های بیشتری از عمر جمعیت نیز هست.

منبع: sciencealert

ارسال نظر

نظرات

نووا_س

خبر امیدوارکننده‌ست اما زیادی خوشبینانه ننویسید؛ بدون اصلاحات ساختاری احتمال داره موقتی باشه. واقع‌بینی لازمه.

پمپزون

تو شهر خودمون هم کاهش اوردوز دیدم، نالوکسان و مراکز حمایتی کار می‌کنن، اما باید خدمات ادامه داشته باشه، نه مقطعی.

محمد

واقعا این اعداد قابل اعتمادن؟ اینا آمار اولیه‌ان، ممکنه با کامل شدن پرونده‌ها تغییر کنه... منبع دقیق anyone؟

بایونیک

به نظر منطقیه، کاهش اوردوز و مرگ‌های قلبی تاثیرگذار بوده. ولی هنوز برای رسیدن به بقیه کشورها راه مونده.

رودکس

وااای ۷۹ سال! خوشحالم ولی چیز عجیبیه؛ نابرابری‌ها هنوز هستن، امیدوارم این روند جدی پیگیری بشه...

مطالب مرتبط