8 دقیقه
هشدار معاصر برای آموزش سینما
یک مطالعهٔ جدید که توسط نشریهٔ The Atlantic گزارش شد، بحث جدیای را در دپارتمانهای سینما در سراسر جهان برانگیخته است: سهم بزرگی از دانشجویان رشتهٔ سینما دیگر فیلمها را تا انتها تماشا نمیکنند. یافتهها نشاندهندهٔ تغییری رفتاری است که آموزشهای پایهای در تحلیل فیلم، روایتپردازی و سواد سینمایی را تضعیف میکند. در تالارهای سخنرانی و سالنهای نمایش، دانشجویان بیش از پیش توسط تلفنهای همراه منحرف میشوند و بسیاری از مدرسین گزارش میدهند که این پراکندگی مداوم توجه به قاعده بدل شده تا استثنا.
از «ژول و ژیم» تا تیکتاک: یک نمونه نگرانکننده
یکی از نمونههای برجسته در پژوهش مربوط به «ژول و ژیم» ساختهٔ فرانسوا تروفو — یک کلاسیک موج نو به مدت ۱۰۵ دقیقه — بود. در نمایشهای کلاسی، بیش از نیمی از دانشجویان در پاسخ به پرسشهای پایهای دربارهٔ داستان ناتوان بودند؛ پاسخها گاهی چنان دور از متن بودند که نشان میداد تماشاگران اصلاً فیلم را دنبال نکردهاند (برخی حتی به پنهان شدن شخصیتها از نازیها یا حضور کوتاه ارنست همینگوی اشاره کردند). آن ناهماهنگی بین متن و دریافت نه تنها فاصلهٔ توجه را نشان میدهد بلکه شکافهایی در سواد فرهنگی را نیز آشکار میکند.
مشکل مدت زمان نمایش یا زیرنویسهای زبان خارجی نیست. استادان اشاره میکنند که بسیاری از تماشاگران نسل Z بهراحتی مجموعههای انیمهٔ بلند با زیرنویس را دنبال میکنند — بنابراین موضوع فنی کمتر از آن است که رفتاری باشد. نویسندگان مطالعه بسیاری از تغییرات را به شرطیسازی ناشی از پلتفرمهای محتوای کوتاه مانند تیکتاک و یوتیوب نسبت میدهند، جایی که سازوکار پاداشدهی به نفع کلیپهای سریع و تند و تیز و کوتاه است که مخاطب را برای نوآوری مداوم آموزش میدهد تا برای پیوستگی و درگیری طولانیمدت.
چطور کلاسها خود را تطبیق میدهند — و چه چیزی در خطر است
برخی از مدرسین به جای نمایشهای کامل، از کلیپهای گزیدهشده استفاده کردهاند تا نکات کلیدی را به درسهایی خرد تبدیل کنند. این روش سریع و کاربردی، اما خطر حذف تجربهٔ جامع تماشای فیلم از ابتدا تا انتها را دارد — تجربهای که برای درک ریتم، پرورش روایت، میز-آن-سن (mise-en-scène) و منطق احساسی سینما حیاتی است. تجربهٔ یک نمایش کامل امکان مشاهدهٔ گذارهای لحن، ساختار سکانسها و دامنهٔ مؤثر در شکلگیری واکنشهای عاطفی را فراهم میآورد؛ اموری که بریدن به کلیپها آنها را محو میکند.
در مقابل، گروه دیگری از آموزگاران با تدوین برنامههایی تحت عنوان «سینمای کند» به مقابله برخاستهاند: دورههایی که عمداً نماهای بلند، ریتم صبورانه و نمایشهای طولانیمدت را بازمیآورند تا بهعنوان تمرینِ توجه و لذتِ سینمایی آموزش داده شوند. آنها نمایشها را با سیاستهای جدی بدون تلفن همراه، مقدمهٔ پیشنمایش و بحثهای پیگیری که انتخابهای زیباییشناختی را به نیت کارگردان و زمینهٔ تاریخی پیوند میزند، همراه میکنند. این رویکردها نه تنها مهارت توجه را آموزش میدهند بلکه به بازسازی سنتهای جمعی تماشای سینما نیز کمک میکنند.

مقایسهها و زمینهٔ گستردهتر
این بحران در تقاطع فرهنگ، فناوری و پداگوژی قرار دارد. تلاقی مطالعهٔ شخصیت صمیمیِ تروفو را با روایتپردازیهای سریالی مدرن مانند The Crown یا انیمههای بلندمدتی مانند Attack on Titan مقایسه کنید — آثاری که تعهد میطلبند اما تماشاگران جهانی درگیر خود را حفظ کردهاند. این تفاوت نشان میدهد که تماشاگران جوان توانایی تمرکز دارند؛ آنها تنها توجه خود را بسته به پلتفرم، هنجارهای جامعه و ارزش درکشدهٔ محتوا متفاوت تخصیص میدهند.
نکتهٔ تاریخی: «ژول و ژیم» (۱۹۶۲) یکی از برجستهترین فیلمهای تروفو و نقطهٔ عطف موج نو فرانسه است. روایت اِلپتیکال و تغییرات لحن در این اثر نیازمند توجه ممتد است تا میزان و دامنهٔ کشمکشهای احساسی درک شود — دقیقا همان مهارتهایی که تماشای تکهتکه شده تضعیف میکند.
دیدگاههای انتقادی و گامهای عملی
منتقدانِ این مطالعه از همهمهٔ اخلاقی انتقاد میکنند و میگویند توجه در حال سازگاری با اکوسیستمهای رسانهای جدید است. با این حال آموزگاران هشدار میدهند که مدرسهٔ سینما نمیتواند به صرفهٔ مطالعهٔ سکانسها یا کلیپها تقلیل یابد. آثار آیندهٔ فیلمسازان در معرض خطر است: توانایی تصور روایتهای بلند، درک ادیتورها از زمانبندیِ تدوین و ظرفیت نقادان و پژوهشگران برای قرار دادن آثار در چارچوبهای گستردهٔ فرهنگی و تاریخی، همه جزو مواردی هستند که در خطر کاهش قرار دارند.
پاسخهای عملی شامل الزام حضور در نمایشها، یادداشتهای هدایتشدهٔ تماشا، تمرینهای نوشتاری بازتابی و نمایشهای مشارکتی است که تجربهٔ تماشای جمعی را شبیهسازی میکنند. جشنوارههای فیلم و باشگاههای سینمایی دانشگاهی نیز شبهای نمایش را بهعنوان رویدادی بازپسمیگیرند — یادآوری اینکه سینما به همان اندازه یک آیین فرهنگی جمعی است که یک عمل زیباییشناختی است. این تلاشها همچنین بر ایجاد چارچوبهای ارزیابی توجه، استفاده از تکنیکهای آموزشی فعال در کلاس و توسعهٔ معیارهای سنجش برای درک عمق پردازش مخاطب تأکید دارند.
«باید به یاد داشته باشیم که توجه بهسانِ یک هنر همسنگ عادت است»، میگوید مارکو جنسن، تاریخنگار سینما. «آموزش دانشجویان برای کسانی که با یک فیلم بنشینند، تابآوری نسبت به ابهام را بیاموزند و تغییرات لحن را دنبال کنند، تمرینی است برای انواع صبری که سینما نیاز دارد. بدون این مهارتها، خطر تولید تکنسینهایی بهجای داستانپردازان وجود دارد.» این دیدگاه نشان میدهد که آموزش توجه نه تنها به نفع بازگشت به تجربهٔ کامل سینمایی است بلکه برای حفظ کیفیت هنری و فرهنگی تولید فیلم نیز ضروری است.
آیا مدارس سینما قادر خواهند بود این روند را معکوس کنند هنوز نامشخص است. اما این بحث هماکنون یک پرسش ارزشمند را مطرح میکند: اگر سینما اهمیت دارد، چگونه شرایطی را حفظ میکنیم که امکان تجربه، مطالعه و ساخت درست آن فراهم باشد؟ پاسخ به این پرسش نیازمند ترکیبی از سیاستهای آموزشی، تغییرات فرهنگی و بازاندیشی در نحوهٔ مصرف رسانه در میان نسلهای جوان است.
برای معلمان و مدیران برنامهٔ درسی، گامهای پیشنهادی مشخص و عملی شامل تدوین خطمشیهای مشخص برای استفاده از گوشی، فراهم آوردن جلسات مقدماتی که اهمیت تماشا و شیوههای تحلیل را تبیین میکنند، و طراحی تکالیف سازنده است که دانشجو را ملزم به بازتولید و تحلیل ساختاری فیلم میکند. بهعنوان نمونه، تمریناتی مانند نوشتن گزارشهای ساختاری دربارهٔ تدوین، تحلیل میز-آن-سن در سکانسهای کلیدی، و تمرینهای گروهی برای بازسازی ریتم یک سکانس میتواند مهارتهای لازم را تقویت کند.
از منظر سیاستگذاری دانشگاهی، الزام حضور در نمایشها باید با ابزارهای حمایتی همراه شود: فراهم آوردن سالنهای مناسب، زمانبندی منطبق با زندگی دانشجویی، و ارتقای تجربهٔ نمایش از طریق میزگردها و حضور مهمانانی از صنعت سینما که بتوانند ارتباط بین تئوری و عمل را تقویت کنند. این ترکیب از پشتیبانی نهادی و تکنیکهای تدریس فعال میتواند کمک کند تا ارزش تماشای کامل فیلم برای دانشجویان ملموستر شود.
سرمایهگذاری در پژوهشهای بیشتر برای اندازهگیری دقیقتر سطح توجه، کیفیت یادگیری سینمایی و تأثیر تغییرات پلتفرمی نیز ضروری است. پژوهشهای بینرشتهای که علوم شناختی، مطالعات رسانه و آموزش سینما را تلفیق میکنند میتواند دیدگاههای عمیقتری دربارهٔ سازوکارهای توجه و راهکارهای تقویت آن فراهم آورد. در نهایت، حفظ و ترویج سواد سینمایی نیازمند رویکردی جامع است که بهطور همزمان بر مهارتهای تحلیلی، تجربهٔ جمعی و حمایت ساختاری تمرکز داشته باشد.
منبع: smarti
نظرات
دانیکس
خیلی از راهکارها شبیه بازگشت به گذشته ست، ولی خب، نمیشه فراموش کرد نسل جدید ابزارای دیگه داره. بعضیاش ایدهآلینه اما اجرا سخته
پمپزون
بخش 'سینمای کند' جذابه. شاید راه حل ترکیبی باشه؛ نمایش کامل + کلیپ های هدفمند. سیاست دانشگاهی مهمه
آرمین
من تو کلاس ارشد تدریس میکنم، کاملاً همینو میبینم. تلفن ممنوعه گاها جواب میده، ولی نیاز به آموزش متفاوت هست
بیوانیکس
این آمار رو کجا دیدن؟ واقعاً نیمی از دانشجوها فیلمو تا آخر نمیبینن؟ حس میکنم اغراق شده باشه
روداکس
وااای، جدی؟! فک نمیکردم نسل جدید اینقدر تقسیم توجه شده باشه... غمگینه، اما منطقی هم هست. نگران آینده روایت سینما شدم
ارسال نظر