5 دقیقه
کمال؟ اسکارلت جوهانسون اصلاً به آن باور ندارد، بهویژه وقتی صحبت از مادر بودن است. این بازیگر ۴۱ ساله با صراحتی از تجربه فرزندپروری حرف زد که از دل زندگی واقعی میآید، نه از یک تیتر شستهرفته و تبلیغاتی. نگاه او ساده است: اگر بهعنوان والد حدود ۷۵ درصد مواقع کارها را درست پیش ببرید، یعنی عملکردتان خیلی هم خوب است.
جوهانسون در گفتوگو با CBS Sunday Morning توضیح داد که مادر شدن چگونه نگاه او به کنترل را از اساس تغییر داد. او گفت تولد اولین فرزندش یک نقطه عطف بزرگ بود. این تجربه او را مجبور کرد حقیقتی را بپذیرد که بسیاری از والدین سالها بعد و بهسختی یاد میگیرند: زندگی منتظر برنامههای بینقص نمیماند. بچهها ریتم همه چیز را تغییر میدهند و هرچه زودتر دست از ریزمدیریت همه نتیجهها بردارید، زندگی سبکتر میشود.
به گفته جوهانسون، این تغییر فقط زندگی خانه را عوض نکرد، بلکه رابطهاش با کار را هم دگرگون کرد. وقتی از توهمِ کنترل کامل و نظم صددرصدی دست کشید، متوجه شد که غیرقابلپیشبینی بودن، به شکل عجیبی آزادیبخش است. برای بازیگری که کارنامهاش از فرنچایزهای پرفروش و فیلمهای مستقل تا نقشآفرینیهای تحسینشده را دربر میگیرد، چنین نگاهی اهمیت زیادی دارد. این دیدگاه نشان میدهد موفقیت، چه در محل کار و چه در خانه، کمتر به اجرای بینقص مربوط است و بیشتر به این بستگی دارد که وقتی زمانش میرسد، با تمام وجود حاضر باشید.
جوهانسون دخترش رز را از ازدواج پیشینش با رومن دوریاک و پسرش کاسمو را از همسرش، ستاره برنامه Saturday Night Live، کالین جاست، دارد. او هم مانند بسیاری از والدین شاغل، درباره محاسبات احساسیِ همزمانی خانواده و شغل، با صداقت صحبت میکند. گاهی انتخابهای شما محبوب نخواهند بود. گاهی حتی ایدهآل هم به نظر نمیرسند. اما او تلویحاً میگوید که بهترین تلاش شما همچنان ارزش زیادی دارد.
یک جمله بهطور خاص توجهها را جلب کرد. جوهانسون به یاد آورد که به او گفته بودند اگر یک والد ۷۵ درصد مواقع موفق باشد، یعنی برنده است. نه ۱۰۰ درصد. نه یک معیار دستنیافتنی و طلایی. فقط آنقدر ثبات، دلسوزی و حضور که مسیر درست ادامه پیدا کند. این همان نوع توصیهای است که فشار سنگین روی والدین امروزی را تا حدی کم میکند، بهویژه در دورانی که استانداردهای غیرواقعی را بهعنوان اهداف روزمره میفروشد.
همین واقعگرایی، نگاه جوهانسون به اصطلاح «تعادل کار و زندگی» را هم شکل میدهد؛ عبارتی که روی کاغذ عالی به نظر میرسد اما در زندگی واقعی اغلب فرو میریزد. او باور ندارد تعادل، در شکلی کامل و پایدار، واقعاً وجود داشته باشد. در عوض، زندگی را نوعی بدهبستان دائمی توصیف کرد که در آن تقریباً همیشه بخشی از ما دچار کمبود است. این وضعیت نه پرزرقوبرق است، نه مرتب و منظم. اما احتمالاً برای هر کسی که تلاش میکند همزمان با بزرگ کردن فرزند، مسیر حرفهای خود را هم بسازد، آشناست.
جوهانسون میگوید بهجای جنگیدن با این حقیقت، یاد گرفته با خودش مهربانتر باشد. شاید همین بخش، مهمترین نکته در حرفهای او باشد. نه جنبه سلبریتی بودن. نه آن عددی که راحت تبدیل به نقلقول میشود. بلکه شفقت به خود. درک اینکه هیچکس نمیتواند همیشه، همه چیز را با حداکثر توان انجام دهد. برای بسیاری از والدین، همین درس از همه سختتر است.
حرفهای او بازتابی از گفتوگویی گستردهتر در هالیوود هم هست. بازیگران زن و مادران شاغل بیشتری درباره افسانه «همهچیز داشتن» بدون فداکاری حرف زدهاند. کاملا لادینگتون، ستاره Grey’s Anatomy، اخیراً دیدگاهی مشابه را مطرح کرد و پذیرفت که میان کار و فرزندپروری تعادل واقعی وجود ندارد، بلکه فقط اولویتها از یک روز به روز دیگر تغییر میکنند. بعضی روزها کار سهم بیشتری از شما میگیرد. بعضی روزها بچهها. این یعنی شکست نخوردهاید. یعنی زندگی واقعی را تجربه میکنید.
در فرهنگی که گاهی ظاهر آراسته را بیش از حقیقتهای نامرتب پاداش میدهد، نگاه جوهانسون با شفافیتی کمنظیر اثر میگذارد. فرزندپروری یک ارزیابی عملکرد نیست. فرایندی طولانی، ناقص و عاطفی است و شاید بردن در آن، کمتر به درستانجامدادن همه چیز مربوط باشد و بیشتر به اینکه بدانید چه زمانی «بهاندازه کافی خوب» واقعاً خیلی خوب است.
نظرات
شهرلاین
این همون حرفیه که باید بیشتر شنیده بشه. نه کمال، فقط شفقت و گاهی اولویتبندیِ روزانه. کار ساده نیست، اما واقعیه
آرمین
واقعاً ۷۵ درصد کافیه؟ یعنی معیارها انقدر سادهان؟ به نظرم بعضیا به بهونهاش از سختی فرار میکنن، اما شاید حق با جوهانسون باشه...
دیتاو
وای، این حرفا عمیق بود… ۷۵ درصد؟ یعنی آزادی در محدودیت؟ حسش میکنم، مخصوصا وقتی بچهدار میشی، هم دلگرم شدم هم غمگین، عجیب ترکیبیه
ارسال نظر