7 دقیقه
«واترینگهایتس» با قدرت افتتاح میکند و صدر جدول فروش را به خود اختصاص میدهد
فیلم جدید امرالد فنل، «واترینگهایتس»، این آخر هفته با انفجار توجه تماشاگران وارد سینماها شد و به مقام نخست جدول فروش گیشه دست یافت. این اقتباس تازه از رمان کلاسیک امیلی برونته با بازی مارگوت رابی و جیکوب الوردی، در بازار داخلی حدود $40 میلیون فروش داشت و در بازارهای بینالمللی نزدیک به $42 میلیون دیگر بهدست آورد؛ بدین ترتیب افتتاحیه جهانی آن به رقم تقریبی $82 میلیون رسید که اندکی بالاتر از بودجه تولید اعلامشده حدود $80 میلیون است. منتقدان عموماً نقدهای مثبتی نسبت به فیلم ابراز کردهاند و عنوان فیلم در وبسایتهای نقد و امتیازدهی مانند Rotten Tomatoes توجه زیادی جلب کرده که به جذب مخاطب اولیه کمک کرده است.

عملکرد باکسآفیس این فیلم از چند منظر اهمیت دارد. اول اینکه «واترینگهایتس» نمونهای از یک اقتباس ادبی با بودجه نسبتاً بالا است که توانسته کنجکاویِ منتقدان و علاقهمندان ادبی را به فروش بلیت تبدیل کند؛ این موضوع برای تهیهکنندگان و توزیعکنندگان که همواره رویاروی ریسک تبدیل آثار ادبی به محصولی تجاری قرار دارند، نشانهای امیدوارکننده است. دوم، این موفقیت نشان میدهد که کشش تجاری مارگوت رابی همچنان قوی است؛ پس از نقشآفرینی او در آثار پرفروش مانند «باربی» و نقشهای دیگر، نام او همچنان میتواند توجه گستردهای را به یک پروژه جدید جلب کند و به فروش جهانی کمک کند. سوم، جایگاه کارگردان امرالد فنل — که پیش از این با «Promising Young Woman» سر و صدای زیادی ایجاد کرده بود — در حال تقویت است؛ فنل مشغول ساخت فیلمهایی است که همزمان از منظر کارگردانی جسورانه و از منظر تجاری در تقاطع مُد و گیشه قرار میگیرند و این باعث میشود که استودیوها بیشتر به سرمایهگذاری روی آثار کارگردانمحور علاقهمند شوند.

برای تحلیل دقیقتر، لازم است عناصر کلیدی موفقیت افتتاحیه را جداگانه بررسی کنیم. تبلیغات و بازاریابی نقش مهمی ایفا کردند: تریلرها و پوسترها بر بهرهگیری از نام مارگوت رابی و جلوههای بصری تاریکِ اقتباس ادبی تاکید کردند، که هم مخاطبان سینمای تجاری و هم طرفداران سینمای هنری را مورد هدف قرار داد. بهعلاوه، نقدها و دیدگاههای اولیه در جشنوارهها و نقدهای آنلاین پیش از اکران گسترده، به ایجاد هالهای از کنجکاوی کمک کرد؛ وقتی سایتهایی مانند Rotten Tomatoes یا Metacritic از فیلم استقبال نسبی میکنند، معمولاً این امر میتواند علاقه مخاطب عمومی را نیز تحریک کند، بهخصوص زمانی که فیلم کانون توجه رسانهها و شبکههای اجتماعی قرار گیرد. در سطح بینالمللی، توزیعکنندگان محلی نیز استراتژیهای متفاوتی برای زمانبندی اکران و کمپینهای تبلیغاتی اتخاذ کردند تا با فرهنگها و سلایق محلی هماهنگ شوند؛ این موضوع به فروش حدودی $42 میلیون در خارج از بازار ایالات متحده کمک کرده است.
از منظر اقتصادی و جریان درآمد، نسبت درآمد افتتاحیه به بودجه تولیدِ فیلم (در این مورد تقریباً $82 میلیون درآمد جهانی در برابر بودجه $80 میلیون) نکتهای مهم است، اما باید دقت کرد که این مقایسه صرفاًِِ اولین معیار سنجش موفقیت نیست. هزینههای جانبی مثل بازاریابی جهانی، هزینههای توزیع، سهم سینماها، و مالیاتها معمولاً بخش قابلتوجهی از درآمد را میبلعند؛ بنابراین برای رسیدن به سود خالص احتمالی، فیلم معمولاً نیاز دارد فروش طولانیمدت و درآمدهای پس از اکران (مثلاً از طریق پخش دیجیتال، حقوق تلویزیونی و فروش خانگی) را نیز در نظر بگیرد. با این وجود، افتتاحیه قوی برای یک اقتباس ادبی پُرهزینه پیامی مثبت به سرمایهگذاران و استودیوها ارسال میکند: چنین آثاری میتوانند در شرایط مناسب، مخاطبِ کافی برای بازگشت سرمایه جذب کنند و حتی برای فصل جوایز سینمایی نیز نامزد شوند، به شرطی که کیفیت هنری و پذیرش منتقدان در طول زمان حفظ شود.
از نظر هنری، اقتباسهای ادبی همواره چالشهای خاص خود را دارند: حفظ روح متن اصلی، انتخاب و ترکیب بخشهای کلیدی رمان، و تبدیل نوشتار ادبی به زبان سینمایی از جمله این چالشهاست. در نسخهٔ جدید «واترینگهایتس» به نظر میرسد تیم سازنده تلاش کرده است تعادل میان وفاداری به منبع اقتباس (رمان امیلی برونته) و ایجاد یک روایت قابلدرک و جذاب برای تماشاگران امروز را برقرار کند. استفاده از بازیگران شناختهشده، طراحی صحنه و لباس دقیق، موسیقی متن همسو با تمِ احساساتی و کارگردانی که به جزئیات توجه میکند، همه از عواملی هستند که میتوانند اقتباس ادبی را از یک تجربه صرفاً ادبی به یک تجربه سینمایی تحولآفرین تبدیل کنند. همچنین، درگیری نام کارگردان امرالد فنل که پیشتر فیلمی جسورانه و بحثبرانگیز ارائه داده بود، نشان میدهد که رویکردِ فیلم نه تنها تجاری بلکه دارای جنبههای خلاقانه و کارگردانی مشخصی است که ممکن است در جذب منتقدان و مخاطبان هنری مؤثر باشد.
تحلیلگران باکسآفیس و تحلیلگران صنعت سینما احتمالاً رفتار گیشه در هفتههای آتی را به دقت رصد خواهند کرد. سوالات مطرح شامل این موارد است: آیا فیلم میتواند افت فروش هفتگی کمی داشته باشد (یعنی «مقاومت گیشه») و در نتیجه فروش کلی بلندمدتی داشته باشد؟ آیا نقدهای مثبت و توصیههای دهانبهدهان بین تماشاگران باعث افزایش فروش هفتههای دوم و سوم خواهد شد؟ و آیا بازارهای بینالمللی بزرگ — بهخصوص اروپا، چین و بازارهای خاورمیانه — میتوانند سهم قابلتوجهتری از فروش را فراهم آورند؟ پاسخ به این پرسشها تعیین خواهد کرد که آیا «واترینگهایتس» صرفاً یک افتتاحیه جذاب بوده یا میتواند به یک موفقیت پایدار و درخشان تبدیل شود.
در مجموع، افتتاحیه «واترینگهایتس» نمونهای است از اینکه چگونه یک اقتباس ادبی با بودجه بالا و حمایت بازیگران مطرح میتواند توجه عمومی را جلب کند و فروش قابلتوجهی در باکسآفیس بهدست آورد. این موفقیت میتواند مسیر را برای تولیدات بعدی اقتباسشده از ادبیات کلاسیک هموارتر کند و نشان دهد که بازار همچنان برای آثار کارگردانمحور و اقتباسهای ادبی با بازاریابی هدفمند باز است. همزمان این موضوع برای تحلیلگران صنعت، تهیهکنندگان و سرمایهگذاران نشانهای است مبنی بر اینکه ترکیبِ ستارهمحوری، دید کارگردانی مشخص و بازاریابی استراتژیک میتواند حتی برای آثار ادبی دشوار نیز توفیق تجاری به همراه داشته باشد.
«واترینگهایتس نشان میدهد که یک اقتباس ادبی هنوز میتواند مخاطب قابلتوجهی بیابد اگر با قدرت ستارهها و چشمانداز خلاقانهای روشن همراه باشد»، میگوید آنا کواکش، منتقد فیلم. «افتتاحیهٔ قوی فیلم نشان میدهد که سینماها هنوز جایگاه برای درامهای جسورانه و کارگردان محور دارند، مشروط بر این که بازاریابی بتواند هم مخاطبان اهل هنر و هم تماشاگران عمومی را جذب کند.»
منبع: smarti
ارسال نظر