9 دقیقه
تصویرِ آغاز
تصور کنید تام کروز و برد پیت در حال رد و بدلِ ضربهاند — و سپس تصور کنید این صحنه دیروز وجود نداشت و صبح امروز تنها با یک پرامپت دوخطی تولید شده است. آن ویدیو بهسرعت وایرال شد و واکنشهای نادری از سوی استودیوها، اتحادیهها و خالقان در سرتاسر هالیوود را برانگیخت.
هجوم عمومی: چرا جنجال بهپا شد
کانونِ جنجال، مدل ویدیویی جدید شرکت بایتدنس به نام سیدنس 2.0 است. تنها طی چند ساعت از زمانی که کاربران کلیپی کوتاه منتشر کردند و ادعا کردند آن صحنه از یک پرامپت ساده تولید شده، فیلمنامهنویسان و کهنهکاران صنعت فیلمسازی زنگ خطر را به صدا درآوردند. یک نویسنده برجسته نوشت: «متأسفم که این را میگویم، اما احتمالاً کار ما تمام شده است.» این جمله نوعی وحشتِ وجودی را که اکنون در جوامع خلاق در حال گسترش است، نشان داد.
واکنشهای سریع و شدید
این فقط سر و صدای شبکههای اجتماعی نبود. انجمن فیلمهای سینمایی (Motion Picture Association) بهسرعت وارد ماجرا شد. مدیرعامل این انجمن، چارلز ریوکین، بهصورت علنی از بایتدنس خواست تا از آنچه «استفادهٔ گسترده و بدون مجوز از آثار دارای حق نشر آمریکایی» توصیف کرد، دست بردارد. این انتقادات بهسرعت و با شدت مطرح شد: استودیوها استدلال میکنند که سیدنس 2.0 میتواند چهرهٔ بازیگران و شخصیتهای شناختهشده را بدون حفاظهای لازم بازتولید کند و اجراها و طراحیهای دارای حفاظت حقوقی را به کلیپهایی قابل اشتراکگذاری و کسب درآمد تبدیل نماید.
اتحادیهها و پیامِ حقوقی
اتحادیهٔ SAG-AFTRA و دیگر اتحادیهها نیز صدای خود را بلند کردند و این فناوری را حملهای به حقوق هنرمندان خواندند. پیام واضح و بیپرده بود — این دیگر یک بحث فنی نیست؛ این تهدیدی به معیشت و حفاظتهای قانونی است که پایههای صنعتی چند میلیارد دلاری را نگه داشته است.

اقدامات قانونی استودیوها
شرکت دیزنی، که معمولاً در حفاظت از فرانچایزهای خود تردید ندارد، نامهٔ حقوقی فرستاد و خواستار توقف این مدل هوش مصنوعی شد. در آن نامه، خروجیهای مدل را نوعی «سرقت مجازی» توصیف کردند و به نمونههای اولیهای اشاره کردند که شخصیتهای متعلق به دیزنی در میان ویدیوهای در حال گردش بازتولید شدهاند. قابل توجه است که دیزنی بهطور کلی مخالف هوش مصنوعی نیست — این شرکت اخیراً قرارداد چندسالهای با OpenAI امضا کرده — اما میگوید سیدنس 2.0 خطی را رد میکند زیرا ظاهراً شخصیتهای دارای حق نشر و شمایل بازیگران را بدون اجازه بازتولید میکند.
چه چیزی سیدنس 2.0 را متمایز میکند؟
بخشی از مناقشه به مقیاس و سهولتِ کار برمیگردد. گزارشها حاکی است ابزار به کاربران در اپِ جیانیینگ در چین در دسترس است، جایی که چند ضربهٔ کیبورد میتواند حرکتی واقعگرایانه و چشمگیر تولید کند. بایتدنس هم سیگنالهایی دربارهٔ برنامهٔ آوردن این فناوری به کپکات، پلتفرم جهانی ویرایش ویدیوی خود، ارسال کرده که در صورت اجرایی شدن، این قابلیتها را یکشبه در دسترس سازندگان و دارندگان حقوق در سراسر دنیا قرار میدهد.
عوامل فنی
از منظر فنی، تفاوتها در دو حوزه قابل بررسیاند: کیفیت مدل و دادههای آموزشی. مدلهایی مانند سیدنس 2.0 به نظر میرسد روی مجموعههای عظیم و متنوعی از ویدیوها آموزش دیدهاند که شامل اجراهای بازیگران و طراحی شخصیتها نیز میشود. وقتی یک مدل چنین دادههایی را جذب کند، میتواند «شباهتهای» بسیار دقیق به چهرهها، حالات و حرکات را بازتولید کند. علاوه بر این، رابط کاربری ساده و پرامپتمحور باعث میشود حتی کاربرانِ غیرمتخصص هم بتوانند خروجیهای حرفهای تولید کنند.
مسائل حقوقی و اخلاقی
این چشمانداز شرکتها و خالقان را به پرسشهای حقوقی و اخلاقی ناخوشایندی کشانده است. چند پرسش کلیدی مطرح میشود:
- چه کسی مالک «شمایل» تولیدشده توسط الگوریتم است، وقتی آن الگوریتم روی تصاویر یا ویدیوهای بدون مجوز آموزش دیده؟
- چگونه میتوان مشتقات را پایش یا کنترل کرد وقتی هر کسی با یک گوشی هوشمند قادر به تولید آنهاست؟
- مسئولیت پلتفرمهایی که خروجیها را میزبانی میکنند چیست؟ آیا آنها باید فناوری تشخیص خودکار یا مکانیسمهای رضایتگیری از دارندگان حقوق فراهم کنند؟
حقوقِ مشابهت و حریم خصوصی
در بسیاری از حوزههای قضایی، بازیگران و افراد مشهور دارای حقوقی تحت عنوان «حقِ مماثلت» یا حق استفاده از تصویر خود هستند که استفادهٔ تجاری بدون رضایت را محدود میکند. بازتولید واقعگرایانهٔ شمایل یک بازیگر با هدفِ کسب درآمد یا تبلیغات، میتواند تحت این حقوق یا قوانین مرتبط با تجاوز به حریم خصوصی و سوءاستفاده از هویت قرار گیرد. اما وقتی سازوکار تولیدِ تصویر مبتنی بر الگوریتمی باشد که از دادههای فاقد مجوز یاد گرفته، اثبات اینکه خروجی «مستقیماً» از یک اثر خاص تولید شده دشوارتر میشود و مرزهای قانونی پیچیدهتر میگردد.
حق نشر و آثار مشتق
از منظر حق نشر، بازتولید شخصیتهای داستانی یا اجراهای محافظتشده میتواند نقض حق نشر محسوب شود. استودیوها ادعا دارند که وقتی یک مدل میتواند شخصیتها یا طراحیهای مشخصِ یک فرانچایز را تولید کند، آن خروجیها بهعنوان مشتقاتِ آثار دارای حق نشر تلقی شوند. اما چالشها عبارتاند از: اثبات منشا دادهٔ آموزشی، تعریف سطحِ «شباهت ممنوع» و اثبات ضرر اقتصادی یا کاهش ارزش بازار اثر اصلی.
تبعات برای خالقان و بازار کار
پیامدهای اقتصادی و حرفهای برای فیلمنامهنویسان، بازیگران، تدوینگران و دیگر متخصصان صنایع خلاق میتواند عمیق باشد. وقتی ابزارهایی در دسترس قرار گیرند که بتوانند بدون کارگرانِ خلاق، محتواهای نزدیک به محصولِ حرفهای تولید کنند، تقاضا برای برخی از خدمات ممکن است کاهش یابد. این ترسها باعث شد اتحادیهها و سازمانهای حرفهای خواستار اقدامات حفاظتی و مذاکرات دربارهٔ سازوکارهای جبران خسارت یا اشتراک درآمد شوند.
سکوی انتشار و مسئولیتها
پلتفرمهایی مانند کپکات یا سایر اپهای ویرایش ویدیو، در موقعیتی قرار میگیرند که باید بین تسهیلِ نوآوری و حفاظت از حقوقِ ثالث تعادل برقرار کنند. راهکارهای محتمل شامل مکانیزمهای رضایتگیری از دارندگان حقوق، برچسبگذاریِ واضح خروجیهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی، و ابزارهای تشخیصِ دستساخته بودن است. از منظر تنظیمگری، برخی پیشنهادها به الزامِ وجودِ «مدلکارت» (model card) و اعلام منبعِ دادههای آموزشی اشاره دارند تا شفافیت افزایش یابد.
گزینههای قانونی و سیاستگذاری
بحث اکنون صرفاً نظری نیست. قانونگذاران، گروههای صنعتی و دارندگان حقوق باید تصمیم بگیرند آیا باید حفاظهای جدیدی را درخواست کنند، مکانیسمهای رضایت را الزامی سازند یا از طریق قوانین حق نشر فعلی پیگیری و اجرا کنند. روشهای بالقوه عبارتاند از:
- اصلاح و گسترش قوانین حق نشر برای شمولِ آثار تولیدشده یا مشتق از دادههای آموزشیِ بدون مجوز.
- ایجاد چارچوبهای «حق تصویر» و «حق مماثلت» که صریحتر موضوعات مربوط به تولید مصنوعیِ شمایل افراد را پوشش دهند.
- الزام پلتفرمها به شناسایی و حذف محتوای نقضکننده یا پیادهسازیِ سیستمهای توافق با صاحبان حقوق پیش از انتشار گسترده.
- تدوینِ استانداردهای فنی برای نشانهگذاری (watermarking) و تشخیص محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی.
سابقههای حقوقی و پیشبینیها
در سالهای اخیر پروندههای مربوط به استفادهٔ هوش مصنوعی از آثار دارای حق نشر افزایش یافته است و دادگاهها در بسیاری از حوزهها هنوز در حال شکلدادن به اصولِ حقوقی مرتبط هستند. برخی از دعاوی ممکن است به تعیینِ سرنوشتِ کلی نحوهٔ استفاده از دادههای آموزشی و مسئولیتپذیری پلتفرمها کمک کنند؛ درحالیکه نتیجهٔ دیگر پروندهها میتواند به تصویب قوانین جدید یا قراردادهای جمعی بین استودیوها، اتحادیهها و شرکتهای فناوری منجر شود.
پیامدهای بلندمدت و سناریوهای ممکن
در کوتاهمدت، احتمال موجی از شکایات حقوقی و مبارزات سیاسی وجود دارد — مجموعهای که میتواند نحوهٔ کنترل تصاویر، صداها و شخصیتهای فرهنگی محبوب را بازتعریف کند. دو مسیرِ کلی قابل تصور است:
- قوانین و مقررات جدیدی تصویب شوند که استفادهٔ بدون مجوز را محدود کند و مکانیسمهای رضایت و پرداخت را اجباری سازد؛
- یا بازار و پلتفرمها خودِ حفاظهایی را اتخاذ کنند — از طریق قراردادها، تشخیصِ خودکار یا توافقهای تجاری با دارندگان حقوق — که بهصورت غیردولتی نظم را برقرار نمایند.
نقش خالقان مستقل
خالقان مستقل نیز نقش مهمی در این معادله خواهند داشت. از یک سو، ابزارهایی مانند سیدنس 2.0 میتوانند امکان خلق سریع محتوای متنوع را برای سازندگان مستقل فراهم کنند؛ از سوی دیگر، نبودِ حمایتِ حقوقی میتواند درآمد و اعتبار حرفهای آنها را تضعیف کند. اتحادیهها و نهادهای صنفی احتمالاً تلاش میکنند تا تعادل میان نوآوری و حفاظت از کارِ خلاق را برقرار کنند.
جمعبندی و چشمانداز
فعلاً سیدنس 2.0 در مرکزِ کشمکشی بزرگتر میان نوآوری سریع در حوزه هوش مصنوعی و چارچوبهای قانونیای قرار گرفته که آثار خلاق را محافظت میکنند. بازیگران متعددی — از استودیوها و اتحادیهها تا شرکتهای فناوری و قانونگذاران — در حال تعیینِ مواضع و آمادهشدن برای مرحلهٔ بعدی هستند. این مرحله، احتمالاً، هم حقوقی و هم عمومی خواهد بود؛ شکایات، مذاکراتِ تجاری و تغییرات قانونی میتواند شکل آیندهٔ تولید و مصرفِ محتوای تصویری را تعیین کند.
برای اکنون، دنبال کنید؛ زیرا صحنهٔ بعدی در دادگاهها، میزهای مذاکره و فضای عمومی رقم خواهد خورد.
منبع: smarti
ارسال نظر