9 دقیقه
خلاصه
تصور کنید در حال اسکرول کردن فید خود هستید و پاسخی از کسی میبینید که سال گذشته فوت کرده است. ترسناک؟ جالب؟ هر دو. متا در سکوت، در دسامبر 2024 حق اختراعی را ثبت کرد که سیستمی را توصیف میکند که از مدلهای زبانی بزرگ برای شبیهسازی فعالیت کاربران در شبکههای اجتماعی استفاده میکند — حتی پس از آنکه کاربر دیگر در میان ما نباشد.
محتوای پرونده ثبت اختراع
پروندهای که نخستینبار در سال 2023 تحت نام اندرو باسوورث ثبت شد، از ایده «کلون دیجیتال» صحبت میکند؛ کپی دیجیتالی که میتواند غیبتهای طولانی یک کاربر در پلتفرم را شبیهسازی کند. بر اساس گزارشها، این سیستم با مطالعه پستها، پیامها و الگوهای تعاملی گذشته یک فرد، قادر خواهد بود کامنتها، لایکها و حتی پاسخهای مکالمهای آیندهای تولید کند که برای دوستان و دنبالکنندگان آشنا به نظر برسد.
هدفهای اعلامشده
چرا یک شرکت بخواهد چنین چیزی بسازد؟ یکی از موارد استفاده مشخص در متن حق اختراع به سازندگان محتوا و اینفلوئنسرها اشاره دارد که بر تعامل مداوم با مخاطب متکی هستند. آنها گاهی اوقات به استراحتهای طولانی نیاز دارند اما نمیخواهند رابطه با دنبالکنندگانشان از بین برود. ربات پیشنهادی بهعنوان یک نماینده دیجیتال عمل میکند و در آن معنای تجاری و بازاریابی، شخصیت کاربر را زنده نگه میدارد.

گسترش فراتر از غیبتهای موقت
اما پرونده ثبت اختراع به همین محدود نمیماند. متن از امکان فعالیت ربات حتی پس از مرگ یک فرد سخن میگوید: پاسخ دادن به پیامها، لایک کردن پستها و شبیهسازی تماس صوتی یا ویدئویی بر اساس دادههای تاریخی تا تعاملات طبیعی به نظر برسند. زبان بهکار رفته در پرونده، به تأثیر احساسی شدیدتر در مواقعی اشاره میکند که فرد شبیهسازیشده فوت کرده باشد که اعترافی صریح به تبعات روانی و اجتماعی این ابزار است.
پیام رسمی متا
خط رسمی متا محتاطانه است. سخنگوی شرکت به خبرنگاران گفته ایده در نقشه راه محصول کنونی قرار ندارد و توسعه فعال متوقف شده است. با این حال مالکیت حق اختراع همچنان در اختیار متا باقی مانده که درهای آینده برای اعطای مجوز یا احیای پروژه را باز میگذارد. این ترکیب — آرشیوِ کنار گذاشتهشده اما محافظتشده — پرسشهایی درباره نیت و جدول زمانی آینده مطرح میکند.
پیشینه و مشابهتها
این حوزه کاملاً بیسابقه نیست. مایکروسافت در سال 2021 حق اختراعی مرتبط با چتباتهایی که مردم را تقلید میکنند، دنبال کرد. آن تلاش بعداً کنار گذاشته شد چون مدیران پذیرفتند که نتیجه احساس ناخوشایندی ایجاد میکند. تفاوت امروز در پیچیدگی مدلهای زبانی بزرگ و غنای دادههای اجتماعی است که گفتوگوهای شبیهسازیشده و تقلید رفتاری را بسیار متقاعدکنندهتر و از نظر اخلاقی پیچیدهتر میکند.
پیشرفتهای فنی
طی یک دهه گذشته، مدلهای زبانی بزرگ (Large Language Models) تواناییهای چشمگیری در تولید متن همسطح با سبک و لحن افراد نشان دادهاند. وقتی این تواناییها با دادههای غنیِ فعالیتهای اجتماعی — شامل تاریخچه پیامها، الگوهای زمانبندی پستها، و واکنشهای متقابل با مخاطبین — ترکیب میشوند، نتیجه الگوریتمی است که میتواند نه تنها جملات مشابه بسازد، بلکه سبک شخصی، کنایهها، و حتی امضاهای رفتاری کوچک را تقلید کند. این موضوع جذابیت فنی و تجاری دارد اما در عین حال خطرات جدی حقوقی و اخلاقی را نیز به همراه میآورد.
جذابیتهای فنی و تجاری
دلایل فنی و تجاری واضحاند. برندها و سازندگان محتوا ارزش فراگیری درگیری مداوم (engagement) را میدانند. خودکارسازی که بتواند صدا، زمانبندی و سبک یک فرد را حفظ کند میتواند شاخصهای دنبالکننده، نرخ بازدید و در نتیجه جریان درآمد را حفظ کند. در جهان تبلیغات دیجیتال و اقتصاد خالقان، «تداوم دیجیتال» میتواند به معنای حفظ قراردادها و درآمدهای غیرفعال باشد.
موارد استفاده تجاری
- سازندگان محتوا که برای حفظ تعامل در دورههای استراحت یا سفر نیاز به جایگزین دارند.
- برندها که میخواهند شخصیتهای عمومی یا سخنرانان برند را در کمپینهای بلندمدت حفظ کنند.
- خدمات خودکار پاسخگویی مشتری که میتوانند با لحن خاص یک سخنگو یا شخصیت برند هماهنگ شوند.
مسائل اخلاقی و اجتماعی
اما چه درباره رضایت، کرامت و پیامدهای عاطفی برای دوستان و خانوادهای که با یک کپی قانعکننده تعامل میکنند؟ آیا ادامهٔ حضور دیجیتال پس از مرگ میتواند نوعی تسلیت یا کمک باشد، یا در بسیاری از موارد موجب گمراهی عاطفی میشود؟ چه کسی مالک آرشیوی است که چنین مدلی را آموزش میدهد: خود متا، خانواده، یا وارث حقوق دیجیتال؟ و تا چه اندازه باید سیستم در مورد غیرانسانی بودن خود شفاف باشد؟ این سؤالات از منظر اخلاقی و روانشناختی اهمیت بنیادی دارند.
مسائل حقوقی
چه چارچوبهای حقوقی میتواند بر یک سایهٔ دیجیتال که از مالک خود فراتر میرود، حاکم باشد؟ قوانین فعلی حریم خصوصی، مالکیت داده و حقوق شخصیت در کشورهای مختلف متفاوتاند و در بسیاری از حوزهها خلاهایی برای چنین تکنولوژیای وجود دارد. آیا موافقت قبلی (consent) مجاز است که پلتفرم را مجاز به نگه داشتن و استفاده از دادهها برای شبیهسازی کند؟ چه مدت این مجوز باید معتبر باشد؟ آیا وراث میتوانند کنترل یا خاموش کردن این نوع خدمات را مطالبه کنند؟ پاسخها به این نوع سؤالات، به اندازهٔ فناوری اهمیت دارند.
نقش قانونگذاران و اخلاقپژوهان
قانونگذاران و نظریهپردازان اخلاقی باید با سناریوهایی دست و پنجه نرم کنند که مرز میان ابزارهای یادگاری و جعل فریبنده را محو میکنند. چند نکته کلیدی که باید مورد بحث قرار گیرد:
- محدودهٔ رضایت: آیا رضایت پیشین برای ادامه حضور دیجیتال کافی است؟
- شفافیت و اطلاعرسانی: سیستمها باید آشکار کنند که با یک هوش مصنوعی مواجهاند، یا اینکه تقلید انسانی مخفی بماند؟
- حقوق وارثان دیجیتال: چه کسی مجاز به دسترسی، حذف یا انتشار مجدد محتوای شبیهسازیشده است؟
- مقررات بازار و مسئولیت پلتفرم: تا چه اندازه پلتفرمها در قبال پیامدهای روانی یا سوءاستفاده از این فناوری مسئول شناخته میشوند؟
پیامدهای اجتماعی
علاوه بر اثرات فردی، این فناوری میتواند تابوها و هنجارهای اجتماعی درباره مرگ، یادبودها و تعاملات پس از مرگ را تغییر دهد. احتمال دارد بازارِ خدمات یادبودی دیجیتال رشد کند، اما همزمان میتواند موجب سوءاستفادههای تبلیغاتی یا تحلیل رفتن مرزهای صداقت اجتماعی شود.
مقایسه با تلاشهای گذشته
مقایسهٔ پرونده متا با تلاش مایکروسافت در 2021 نشان میدهد که نگرانیهای مشابهی تکرار میشوند، اما اکنون با ابزارهایی قدرتمندتر روبهرو هستیم. در گذشته، تقلیدهای سطحیتر و دادههای کمتر، امکان فریب گستردهٔ مخاطبان را محدود میکرد؛ اما مدلهای کنونی میتوانند شخصیتها را با جزئیات زبانی و رفتاری بسیار بیشتری بازتولید کنند و در نتیجه ریسکِ سوءاستفاده نیز افزایش مییابد.
اثرات ترکیب مدلهای زبانی و دادههای اجتماعی
وقتی مدلهای زبانی بزرگ با پایگاههای داده اجتماعی ترکیب شوند، محصول نه تنها پاسخهای متنی بلکه پروفایلهای رفتاری تولید میکند: الگوهای فعالیت روزانه، واژگان اختصاصی، شوخیهای درونی و حتی گرایشهای سیاسی یا فرهنگی. این سطح از بازنمایی، پرسشهای جدیدی درباره حفاظت از هویت و سوءاستفاده از دادهها مطرح میکند.
پیشبینی مسیر آینده
حق اختراع متا یادآور این نکته است که نوآوری اغلب جلوتر از اجماع اجتماعی حرکت میکند. شرکت توسعه را به حالت تعلیق درآورده است، اما ایدهٔ تداوم دیجیتال با هوش مصنوعی دوباره سر برخواهد آورد—در قالبی متفاوت یا توسط بازیگران دیگر. با پیشرفت مدلها در بازتاب جزییات رفتاری انسانها، بحث از اینکه چنین سیستمهایی چگونه باید استفاده شوند از اینکه آیا قابل ساخت هستند، مهمتر خواهد شد.
چه زمانی ممکن است این فناوری بازگردد؟
چند عامل تعیینکننده برای زمانبندی ظهور دوبارهٔ چنین فناوریای وجود دارد: انگیزههای تجاری (فشار برای حفظ درآمد و درگیری مخاطب)، وضوح قانونی (قوانین حریم خصوصی، حقوق دیجیتال و مالکیت داده)، و پذیرش عمومی (تحمل اجتماعی و فرهنگی نسبت به شبیهسازیهای پس از مرگ). وقتی این سه عامل همراستا شوند، فرصت و انگیزه برای اجرای گسترده افزایش مییابد.
نمونهسؤالات و راهکارهای ممکن
برای آمادهسازی مواجهه با چنین فناوریهایی، چند راهکار اولیه قابل مدنظر است:
- تدوین چارچوبهای قانونی روشن برای حقوق دیجیتال و موافقتنامههای پیشین.
- الزام به شفافیت: هر بخشی که با هوش مصنوعی تعامل میکند باید آشکارسازی کند که غیرانسانی است.
- ایجاد مکانیزمهای کنترل برای خانوادهها و وارثان دیجیتال جهت توقف یا تنظیم تداوم دیجیتال.
- آموزش عمومی درباره محدودیتها و خطرات شبیهسازیهای دیجیتال تا جامعه آمادگی مواجهه داشته باشد.
جمعبندی
برای اکنون، حق اختراع شبیه یک نقشهٔ بارگذاریشده باقی مانده است: از نظر فنی ممکن، از نظر اخلاقی آتشزا، و در انتظار لحظهای که انگیزههای تجاری، وضوح قانونی و تحمل عمومی همراستا شوند.
این پرونده یادآور میشود که فناوریهایی با توانایی بازتولید شخصیتهای انسانی میتوانند کاربردهای مفید داشته باشند، مانند حفظ یادها یا کمک به خدمات مشتری، اما در عین حال میتوانند مسائل عمیق حقوقی و اخلاقی را نیز برانگیزند. گفتگو میان پژوهشگران، قانونگذاران، فعالان حقوق دیجیتال و خود شرکتها ضروری است تا مرزهای قابلقبول استفاده از شبیهسازی دیجیتال مشخص شود. همچنین تدوین سیاستهایی درباره شفافیت، رضایت و حقوق وارثان دیجیتال از همان ابتدا اهمیت دارد.
در نهایت پرسش اصلی این خواهد بود: جامعه چگونه میخواهد از ابزارهایی که میتوانند مرز میان زندگی، مرگ و حافظهٔ دیجیتال را محو کنند، استفاده کند؟ پاسخها تعیینکننده خواهند بود، نه صرفاً توانایی ساخت چنین سیستمهایی.
منبع: smarti
ارسال نظر