9 دقیقه
دفتر ثبت اختراعات و علائم تجاری ایالات متحده (USPTO) روش جایگاه هوش مصنوعی مولد را در فرآیند ثبت اختراع روشن کرده است: این فناوری میتواند به مخترعان کمک کند اما نمیتواند بهعنوان مخترع نامیده شود. راهنمای بهروز شده توضیح میدهد که متقاضیان چگونه باید هوش مصنوعی را بهعنوان یکی از ابزارهای متعدد مورد استفاده در فرایند اختراع درنظر بگیرند و آن را در اسناد مربوطه بهطور مناسب ثبت کنند.
USPTO هوش مصنوعی مولد را بهعنوان بخشی از جعبهابزار مخترع بازتعریف میکند
در راهنمای تازهمنتشرشده، USPTO هوش مصنوعی مولد را مشابه تجهیزات آزمایشگاهی، نرمافزارها و پایگاههای داده پژوهشی توصیف میکند — کمکهایی مفید در فرآیند خلاقانه اما موجوداتی مستقل و متمایز از خالق انسانی نیستند. خبرگزاری رویترز گزارش داده است که این بهروزرسانی پس از رأی دادگاه تجدیدنظر فدرال صادر شده که تنها افراد طبیعی میتوانند بهعنوان مخترع در درخواستهای ثبت اختراع و در پتنتهای صادرشده ذکر شوند. این موضعگیری در جهت هماهنگی رویکرد اداری با اصول حقوقی موجود و پاسخ به افزایش استفاده از «هوش مصنوعی مولد» در پژوهش و توسعه صورت گرفته است.
سرپرست دفتر، جان اسکوایرز، موضع دفتر را اینگونه خلاصه کرد: «سامانههای هوش مصنوعی، از جمله هوش مصنوعی مولد و سایر مدلهای محاسباتی، ابزارهایی هستند که توسط مخترعان انسانی استفاده میشوند. این سیستمها ممکن است خدماتی ارائه دهند یا ایدههایی تولید کنند، اما در نهایت ابزاری در دست انسانی هستند که اختراع ادعا شده را تولید کرده است.» این بیان نشان میدهد که دفتر قصد دارد بین نقش حمایتی فناوری و مالکیت فکری که منحصراً به افراد تعلق دارد، فاصله قائل شود.
تعریف هوش مصنوعی مولد در راهنمای USPTO شامل انواع مدلهای یادگیری عمیق، شبکههای مولد و سامانههای پیشبینی است که میتوانند متن، تصویر، مولکول یا طراحیهای مهندسی تولید کنند. از منظر مالکیت فکری و حقوق ثبت اختراع، مهم است که اینکه چگونه و تا چه حد این ابزارها نقش داشتهاند بهطور مستند گزارش شود تا در مراحل ادعانامه، افشای اختراع و تعیین مخترع مشخص باشد.
معنی راهنما برای ثبت اختراع و تعیین مخترع
USPTO تأکید کرده است که مسیر بررسی جداگانهای برای اختراعاتی که از هوش مصنوعی استفاده کردهاند، وجود ندارد. قواعد سنتی تعیین مخترع همچنان برقرار است: تنها انسانها میتوانند بهعنوان مخترعان ثبت شوند و اگر چند نفر بهطور مشترک کار کردهاند — حتی با کمک هوش مصنوعی — اصول پذیرفتهشده مربوط به همکاری هممخترعانه اعمال خواهد شد. این قاعده به ویژه در پروندههایی که به تعیین تخصیص مالکیت، قراردادهای کاری یا توافقهای همکاری بین مؤسسات مربوط میشود اهمیت دارد.
راهنمای بهروز همچنین وضوح بیشتری در مورد معیارهای قابلیت ثبت (patentability) برای نوآوریهایی که با کمک هوش مصنوعی توسعه یافتهاند فراهم میآورد. برای نمونه، در مواردی که مدل مولد به شناسایی یا بهینهسازی نامزدهای دارویی کمک کرده است، دفتر توضیح میدهد که ارزیابی پایتنتبیلیتی باید بر اساس حضور عناصر انسانی در تصور ایدههای مبتکرانه و مشارکت خلاقانه انسانها در ساختار ادعاها انجام شود. بهعبارت دیگر، اگر نقش هوش مصنوعی صرفاً تسهیلکننده یا شتابدهنده بوده و جنبههای اساسی ابتکاری را انسانها ارائه کرده باشند، امکان ثبت اختراع همچنان وجود دارد؛ اما اگر ادعا طوری باشد که ابداع واقعی از یک سامانه خودکار ناشی شده و هیچ خلاقیت انسانی معناداری در آن حضور نداشته باشد، ثبت با چالش مواجه خواهد شد.
علاوه بر این، USPTO اشاره کرده است که پرسشهای عملی و تکنیکی مرتبط با افشای دادهها، قابلیت تکرار نتایج و شفافیت در فرایند تولید توسط مدلهای مولد اهمیت فزایندهای یافتهاند. بهعنوان مثال، در زمینه داروسازی یا طراحی مواد، لازم است در مدارک ثبت اختراع توضیح داده شود که چه پارامترهایی، مجموعههای داده، نسخه مدل و تنظیمات (hyperparameters) استفاده شدهاند تا ممیزی فنی و بررسی اعتبار ادعا امکانپذیر شود.

تصور کنید یک تیم پژوهشی از یک مدل مولد برای پیشنهاد ساختارهای مولکولی استفاده میکند. طبق راهنمای جدید، خروجی مدل میتواند مسیر کار را آگاه کند و به شناسایی نامزدها یا سناریوهای طراحی بینجامد، اما در پرونده ثبت اختراع باید افراد انسانی که جنبههای مبتکرانه را تصور و شکل دادهاند مشخص شوند؛ یعنی چه کسی ایدهمحور اصلی را ارائه کرده، چه کسی رویکرد تجربی را طراحی کرده و چه کسی نتایج را تلفیق و تایید کرده است. بهعبارت دیگر: هوش مصنوعی میتواند کشف را تسریع کند، اما اعتبار قانونی و تعیین مخترع به انسانها تعلق میگیرد.
این رویکرد همچنین پیامدهایی برای قراردادهای تحقیق و توسعه، توافقهای مشارکت صنعتی و سیاستهای مالکیت فکری مؤسسات دارد. شرکتها و دانشگاهها باید سیاستهای داخلی خود را بازبینی کنند تا مطمئن شوند که سوابق کافی از مشارکت انسانی ثبت میشود و رویههای مدیریتی درباره استفاده از مدلهای مولد، ثبت دادهها و تعیین مالکیت نتیجه نهایی مشخص گردد.
گامهای عملی که نوآوران باید بردارند
- مستندسازی واضح مشارکتهای انسانی — ثبت کنید چه کسانی مفاهیم مبتکرانه را تصور کردهاند و این ایدهها در چه زمانی و چگونه پدید آمدند؛ این اسناد میتوانند شامل گزارشهای آزمایش، پیشنویسهای فنی، ایمیلها و جورنالهای پژوهشی باشند که زمانبندی و نقش هر فرد را نشان میدهند و راهبرد دفاعی در برابر اختلافات احتمالی فراهم میکنند.
- ثبت دقیق دستورات (prompts)، نسخههای مدل و مجموعهدادههای استفادهشده — نگهداری لاگهایی که نشاندهد چه ورودیهایی به مدل داده شده، کدام نسخه از مدل اجرا شده و چه دادههایی برای آموزش یا خنثیسازی استفاده شدهاند، به روشن شدن نقش هوش مصنوعی در فرایند اختراع کمک میکند و برای ارزیابی قابلیت ثبت و رد اتهامات فقدان افشاء ضروری است.
- توصیف نقش هوش مصنوعی در پروندههای ثبت: هوش مصنوعی را بهعنوان یک ابزار توانمندساز توصیف کنید نه بهعنوان مخترع — در شرح اختراع بهروشنی بیان کنید که مدل کجا و چگونه به تولید پیشنهادها یا تحلیلها کمک کرده و چه بخشهایی از خلاقیت و تصمیمگیری نهایی توسط انسانها انجام شده است؛ این شفافیت به حفظ استراتژی حقوق مالکیت فکری کمک میکند.
- مشاوره زودهنگام با مشاور یا وکیل ثبت اختراع زمانی که هوش مصنوعی تأثیر معناداری بر گامهای مبتکرانه یا ادعاها میگذارد — وکیل میتواند راهنمایی تخصصی درباره طرز نگارش ادعاها، نحوه افشای نقش ابزارهای محاسباتی و تنظیم استراتژی ادعاها برای مقابله با پرسشهای قابلیت ثبت بدهد.
راهنما هدفش فراهم آوردن شفافیت عملیاتی است همانطور که هوش مصنوعی در آزمایشگاهها و جریانهای طراحی بیشتر رایج میشود. اگرچه موضع حقوقی فعلی — که تنها انسانها میتوانند مخترع باشند — بدون تغییر باقی مانده است، USPTO تأکید کرده که تحولات فناورانه یا تغییرات قانونی در آینده ممکن است نیاز به بهروزرسانیهای بیشتر داشته باشند. تا آن زمان، شرکتها و پژوهشگران میتوانند به استفاده از هوش مصنوعی مولد برای افزایش خلاقیت و سرعت توسعه تکیه کنند، مشروط بر اینکه مالکیت انسانی و نقش افراد در تولید اختراع حفظ و مستند شود.
از منظر حقوقی و تجاری، مؤسسات باید سیاستهای مدیریت داده و سیاستهای استفاده از هوش مصنوعی را تقویت کنند تا مسائل مرتبط با حق مالکیت فکری، محرمانگی دادهها و قراردادهای انتقال فناوری بهصورت یکپارچه مدیریت شود. برای مثال، قراردادهای همکاری بین دانشگاه و صنعت باید بهطور مشخص نقش ابزارهای محاسباتی را تشریح و ضوابط مربوط به مالکیت نتایج، درآمدزایی از پتنت و مسئولیت علمی را تعیین کند. همچنین، مؤسسات باید برنامههای آموزشی برای محققان و تیمهای فنی طراحی کنند تا آگاهی از الزامات افشا و روشهای مناسب ثبت اسناد افزایش یابد.
در سطح بینالمللی، نهادهای مشابه در کشورهای دیگر نیز در حال بررسی رویکردهای خود نسبت به هوش مصنوعی و تعیین مخترع هستند. تطبیق سیاستهای داخلی با الزامات بینالمللی، مانند موافقتنامههای همکاری علمی و قوانین مورد عمل در دفاتر ثبت اختراع خارجی (مثلاً EPO یا دفاتر ملی در اروپا و آسیا)، برای شرکتهای چندملیتی و پژوهشهای بینالمللی اهمیت دارد. از این رو، تطبیق استراتژی پتنت با چشمانداز جهانی و در نظر گرفتن ریسک اختلافنظر درباره ویژگیهای ادعایی و سازوکارهای افشا ضروری است.
در نهایت، بهرهبرداری از هوش مصنوعی مولد در مسیر نوآوری میتواند مزایای رقابتی چشمگیری به همراه داشته باشد: افزایش سرعت چرخه طراحی، تولید گزینههای بیشتر در فضای جستجو، و امکان کشف ترکیبات یا طراحیهایی که به روش سنتی دشوار یا زمانبر بودهاند. با این حال، این مزایا باید همراه با سازوکارهای مدیریتی قوی برای حفاظت از مالکیت فکری، رعایت مقررات و اطمینان از شفافیت علمی و فنی باشد تا در مراحل بعدی از بروز اختلافهای حقوقی، چالشهای ثبت یا مسائل مرتبط با اعتبار علمی جلوگیری شود.
منبع: smarti
ارسال نظر