9 دقیقه
یک ردیف درخت ممکن است در نگاه اول یک راهحل کوچک و بیضرر به نظر برسد — تا زمانی که پرندگان ناپدید شوند. پشتههای حفاظتی، آن خطوط هدفمند درختان که در سرتاسر زمینهای کشاورزی کاشته میشوند تا باد را بشکنند، بارها بهعنوان دستاوردی برای تنوع زیستی تبلیغ شدهاند. اما کار میدانی جدید از مرکز ژاپن نشان میدهد که واقعیت بسیار پیچیدهتر و پر از پیامدهای ناخواسته است.
محققانی که پیرامون دریاچه کاهوکوگاتا در سواحل مرکزی-غربی ژاپن کار میکردند، تغییرات آشکاری در جوامع پرندگان ثبت کردند در مناطقی که پشتههای حفاظتی از چشماندازهای کشاورزی مرطوب و غالباً تحت سلطه شالیزارها عبور میکنند. تیم دریافت که در حالی که گونههای لبهدوست و بوتهپسند در نزدیکی این نوارهای چوبی افزایش مییابند، پرندگان چمنزار و زیستگاههای باز بهطور چشمگیری کاهش مییابند — در برخی موارد به حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد — در دیدرس درختان.

تصویر محل تحقیق پشته حفاظتی را نشان میدهد. پرندگان بهصورت دیجیتال برای اهداف تصویری به عکس افزوده شدهاند.
چرا فضای باز اهمیت دارد
زمینهای کشاورزی مرطوب باز — شالیزارها، مزارع نیلوفر، و چراگاههایی که بهصورت فصلی غرق میشوند — برای بسیاری از گونهها در آسیا مانند تالابهای جایگزین عمل میکنند. این تالابهای کشاورزی نقش حیاتی بهعنوان مناطق توقف و زمستانگذرانی برای مهاجران در طول مسیر مهاجرت «راهآبی شرق آسیا-استرالیا» دارند و در تابستان از پرندگان زادآور پشتیبانی میکنند. اما وقتی ردیفهای درختی وارد چشمانداز میشوند، شخصیت زیستمحیطی آن ناحیه تغییر میکند. ویژگیهای باریک و خطی چوبی برای برخی گونهها مکانهای نشستن، لانهسازی و پناهگاه فراهم میکنند. برای پرندگانی که روی زمین لانه میکنند یا برای تغذیه به دید وسیع، بدون مانع و زمین پیوسته وابستهاند، همان درختان به موانع تبدیل میشوند.
تیم ژاپنی از روشهای شمارش نقطهای در فوریه و مارس ۲۰۲۱ و مجدداً در ژوئن ۲۰۲۳ برای سرشماری پرندگان استفاده کرد و حضور و فراوانی را در سایتهای مجاور پشتههای حفاظتی و در سایتهای کنترل باز که تقریباً یک کیلومتر فاصله داشتند، نقشهبرداری نمود. تحلیل آنها که در نشریه Journal of Environmental Management منتشر شد، الگوی ثابتی را نشان میدهد: گونههای وابسته به لبه در نزدیکی پشتهها متمرکز میشوند در حالی که گونههای وابسته به چمنزار نادر میگردند. این نتایج مرتبط با مطالعات دیگر در حوزه اکولوژی منظر بوده و نشاندهنده تعامل پیچیده بین ساختارهای خطی چوبی و زیستگاه باز است.
«ما دریافتیم که فراوانی پرندگان چمنزاری در سایتهای کنار پشتههای حفاظتی بیش از ۷۰ درصد کمتر از سایتهای باز در حدود یک کیلومتر فاصله است»، میگوید ماسومی هیسانو، دانشیار در دانشکده تحصیلات تکمیلی علوم پیشرفته و مهندسی دانشگاه هیرOSHima و نویسنده مسئول مطالعه. «پشتههای حفاظتی مانند دیوارهای بومشناختی عمل میکنند.» این تشبیه برجسته میکند که چرا تغییرات کوچک در ساختار منظر میتواند پیامدهای بزرگی برای تنوع زیستی محلی داشته باشد، خصوصاً برای گونههایی که به فضاهای باز و پیوسته نیاز دارند.
مکانیسمها بدیهی هستند. درختان دسترسی به مکانهای نشستن برای پرندگان شکاری و کلاغیان را افزایش میدهند، دید شکارچیان را بالاتر میبرند و زیستگاه باز پیوسته را به تکههای کوچکتر تقسیم میکنند. برای پرندگانی که نیاز به گسترههای باز بزرگ برای کشف شکارچیان و یافتن غذا دارند، این تغییرات زیستگاه قابل استفاده را کاهش میدهد و میتواند خطر شکار شدن را افزایش دهد. علاوه بر این، افزایش پرندگان شکارگر و گونههای فرصتطلب نزدیک لبهها ممکن است باعث کاهش موفقیت تولید مثلی گونههای حساس به پارازیت یا حمله به جوانهها شود.
طراحی بر فراز دگم
نکته مهمتر این نیست که قضاوت کلی درباره کاشت درخت ارائه دهیم؛ بلکه بحث بر سر طراحی فضایی است: درختان کجا کاشته میشوند، پهنای آنها چقدر است و چگونه با زیستگاههای باز باقیمانده تلاقی میکنند. سیاستهایی که بازسازی حصارهای سبز یا جنگلکاری را با این فرض ترویج میکنند که هرچه درخت بیشتر باشد، تنوع زیستی هم بیشتر خواهد شد، میتوانند در چشماندازهای کشاورزی مرطوب منجر به معاوضههای ناخواسته شوند. این یافتهها هشدار میدهند که رویکردهای یکسایز-برای-همه ممکن است در بافتهای اکولوژیکی متفاوت، بهویژه در شالیزارها، نتیجه معکوس به همراه داشته باشند.
«باید از پرسیدن این سؤال که پوشش چوبی بهطور ساده «خوب» یا «بد» است دست برداریم»، هیسانو اضافه میکند. «سؤال این است که چگونه میتوان پیچیدگی ساختاری را با نیازهای گونههای زیستگاه باز — بخصوص در مکانهایی که تالابها قبلاً به شدت توسط انسان تغییر یافتهاند — همآهنگ کرد.» این دیدگاه تأکید میکند که مدیریت منظر باید مبتنی بر داده و متناسب با شرایط محلی باشد تا انعطافپذیری زیستی و عملکرد کشاورزی را همزمان حفظ کند.
از نظر اجرایی، این ممکن است به معنای اولویتبخشی به کاشت درخت در حاشیههایی باشد که زمینهای باز بزرگ را تقسیم نمیکنند، حفظ راهروهای وسیع آب باز و مزارع خوابیده، یا طراحی پشتههای حفاظتی دارای فاصلهها و فرصتهای نشستن کمتر برای کاهش فشار شکارچیان. تیم پژوهشی بر متغیرهایی مانند پهنای پشته، فاصله بین ردیفها، ارتفاع درختان و ترکیب گونههای درختی بهعنوان اهرمهای طراحی قابلِ اقدام تأکید میکند که شایسته آزمایشهای تجربی در طول فصول و مناطق مختلف هستند. این رویکرد طراحی منظر-محور میتواند شامل ترکیب نوارهای بایر مدیریتشده، انتخاب گونههای درختی با پوشش شاخهای پایین یا آهسته رشد، و برنامههای نظارت فعال بر شکارچیان باشد.
در خودِ طراحی نیز باید توجه به عملکردهای اکوسیستمی دیگر مانند کنترل فرسایش، تنظیم آب و خدمات زراعی شود؛ همه اینها باید در یک چارچوب سنجش اثرات زیستمحیطی و تولیدی متعادل شوند. بهعنوان مثال، در بعضی از پهنهها حفظ نوارهای باز وسیع برای تأمین تغذیه و تولید مثل پرندگان باتلاقی ممکن است اهمیت بیشتری داشته باشد تا کاشت درخت در تمام خطوط مرزی مزرعه.
پیامدها برای حفاظت و سیاستگذاری
برنامههای کشاورزی-محیطی در اروپا و آمریکای شمالی بخش زیادی از شواهد مبنی بر مفید بودن هدرروها و ویژگیهای چوبی برای تنوع زیستی مزارع را فراهم کردهاند، اما آن سامانهها با موزاییکهای کشاورزی مرطوب آسیا متفاوتاند. شالیزارها از نظر بومشناختی بیشتر شبیه تالابهای کمعمق رفتار میکنند تا چمنزارهای خشک، و جوامع پرندگان آنها نیز این تفاوت را منعکس میکنند. اجرای نسخههای یکسان از تجویزها — از برنامههای تشویقی به کشاورزان گرفته تا طرحهای جهانی حفاظتی — بدون ارزیابی محلی اکولوژیکی خطر ایجاد معاوضههای حفاظتی را دارد بهجای حل مشکلات.
میزان اهمیت بالاست. تالابهای کشاورزی علاوه بر تولید غذا، گونههای مهاجر و وابسته به تالاب را نیز تأمین میکنند. در مناطقی که این زیستگاهها از پیش نادر شدهاند، هر تغییر کوچک در منظر میتواند در گستره گونهها و شبکههای مهاجرتی پژواک یابد. برنامهریزی منظر مبتنی بر شواهد میتواند کشاورزی مولد را با اهداف تنوع زیستی سازگار کند، اما باید با طراحی فضایی دادهمحور آغاز شود نه با مداخلات سادهانگارانه و نامطمئن.
از منظر سیاست، این یافتهها نشان میدهد که کمکهای مالی و مشوقها باید همراه با الزامات آزمایش محلی و پایش جامع باشند: نه فقط اندازهگیری نتایج برای گونههای منفرد، بلکه ارزیابی پاسخ سطح جامعه و عملکردهای اکوسیستم. در غیر این صورت، ممکن است برنامهها نتایج کلی مطلوب را کاهش دهند و باعث افت برخی گونههای حساس شوند.
دیدگاه کارشناسی
«طراحی اهمیت دارد و اغلب بیش از خودِ کاشت اهمیت دارد»، میگوید دکتر امیلی کارتر، بومشناس پرندگان در دانشگاه کمبریج که در این مطالعه مشارکت نداشت. «در تالابهای کشاورزی، معاوضهها برجستهاند زیرا بسیاری از گونهها به آب باز یا مزارع غرقشده بدون مانع وابستهاند. پشتههای حفاظتی را میتوان بهگونهای مهندسی کرد که آسیب را کاهش دهند — با پایین آوردن فرصتهای نشستن، قرار دادن درختان دور از مناطق کلیدی تغذیه، یا ترکیب ردیفهای درختی با نوارهای بایر مدیریتشده که زیستگاه باز را حفظ میکنند.»
نکته دکتر کارتر پیام گستردهتری را برجسته میکند: مدیریت تطبیقی و مکانمحور بهتر از نسخههای کلی کار خواهد کرد. آزمایشهای میدانی که هندسههای مختلف پشته را، مخلوط گونههای درختی متفاوت و رژیمهای فاصلهگذاری را بررسی میکنند — همراه با پایش شکارچیان — گام منطقی بعدی هستند. این نوع آزمایشها میتوانند کمک کنند تا بهترین ترکیبهای طراحی که هم خدمات اکوسیستم و هم تولید کشاورزی را حفظ میکنند شناسایی شود.
برای قانونگذاران، مطالعه یادآور نیاز به تأمین مالی آزمایشهای محلی و سنجش پاسخهای سطح جامعه است، نه فقط نتایج گونهای. برای مدیران زمین و کشاورزان، این مطالعه نشان میدهد که تغییرات طراحی نسبتاً ساده میتواند نتایج زیستمحیطی بسیار متفاوتی ایجاد کند. و برای عموم مردم، این یک داستان احتیاطآمیز ارائه میدهد: مداخلات حفاظتی میتوانند برندگان و بازندگانی داشته باشند، حتی زمانی که نیتها خوب است.
تغییرات کوچک. پیامدهای بزرگ. اکنون چالش این است که چشماندازهای کشاورزی را طوری طراحی کنیم که هم تامین غذا برای انسانها را تضمین کنند و هم پرندگان زیستگاههای باز را در آسمان حفظ نمایند. این نیازمند سیاستگذاری هوشمند، طراحی منظر مبتنی بر شواهد و مشارکت فعال کشاورزان، دانشمندان و جوامع محلی است. با اجرای آزمایشهای میدانی، پایش مستمر و تطبیق مدیریت در پاسخ به دادهها، میتوان به راهحلهایی دست یافت که منافع کشاورزی و تنوع زیستی را متوازن کنند.
منبع: scitechdaily
نظرات
امیر
ایدهٔ کلی خوبه ولی کمی اغراق شده به نظر، باید آزمایشهای طراحی شده تر و طولانی تر باشه. کاش جزئیات بیشتر میدادن.
سیتیلاین
نکته جالب اینکه بیشتر سیاستا از اروپا و آمریکا کپی میشن، بدون در نظر گرفتن اکوسیستم محلی. باید دادهمحور باشه
بیونیکس
من توی شمال دیدم همین اتفاقا، پرندههای شکاری رو زیاد کردند و چمنزارا خالی شد، دردآوره.
توربو
واقعاً آزمایشهای میدانی کافی بوده؟ سوال دارم، فصلهای دیگه چطور عمل میکنه…
کوینفین
منطقش قابل فهمه، طراحی مهمه. اما اجرای محلی رو باید جدی گرفت، نه کلیشه ای.
رودیکس
واقعا؟ یعنی یه ردیف درخت میتونه جمعیت پرندگان چمنزارو تا ۷۰٪ کم کنه؟ گیخ شدم، فکر نمیکردم.
ارسال نظر