کاهش سرعت جانشینی گونه ها و تهدید زنجیره تنوع زیستی

تحلیل تازه‌ای از داده‌های جهانی نشان می‌دهد که نرخ جانشینی گونه‌ها در جوامع محلی با وجود گرمایش جهانی کاهش یافته است؛ این پدیده ناشی از کاهش استخرهای گونه‌ای منطقه‌ای و پیامدهای مهمی برای حفاظت و تاب‌آوری اکوسیستم‌ها دارد.

6 نظرات
کاهش سرعت جانشینی گونه ها و تهدید زنجیره تنوع زیستی

9 دقیقه

تصور کنید موتوری طراحی شده که قطعات فرسوده‌اش را به طور مداوم جایگزین می‌کند و ماشین را برای دهه‌ها به کار نگه می‌دارد. اکنون به همان موتور فکر کنید که تکان می‌خورد و تأمین قطعات یدکی‌اش کاهش یافته است. این تصویر نگران‌کننده‌ای است که از تجزیه‌وتحلیل جدیدی از داده‌های جهانی تنوع زیستی بیرون می‌آید: نرخ طبیعی جانشینی گونه‌ها در جوامع محلی آهسته شده است، نه اینکه با گرم‌شدن سیاره شتاب بگیرد.

یافته‌های دانشمندان و اهمیت آن‌ها

محققانی که از مجموعه‌ای گسترده از پیمایش‌های تنوع زیستی استفاده کردند — داده‌هایی که بیش از یک سده را دربرمی‌گیرد و کف دریاها، زیستگاه‌های آب شیرین و سایت‌های خشکی را شامل می‌شود — انتظار داشتند با افزایش دما، تغییرات سریع‌تری مشاهده شود. استدلالشان بر این پایه بود که اقلیم‌های گرم‌تر باعث جابه‌جایی گستره زیست‌گاه گونه‌ها به سمت قطب‌ها و ارتفاعات می‌شوند و در نتیجه باید بازچینی جوامع سریع‌تر صورت گیرد. اما پس از مقایسه نرخ جانشینی گونه‌ها پیش و پس از گرمایش سریع آغازشده در دهه 1970، تیم پژوهشی به نتیجه‌ای غیرمترقبه رسید: در گستره وسیعی از اکوسیستم‌ها، نرخ جانشینی در بازه‌های معمول 1–5 ساله تقریباً یک‌سوم کاهش یافته است.

این روند در گروه‌های زیستی و زیستگاه‌های بسیار متفاوتی آشکار است؛ از جوامع کف دریا تا assemblage پرندگان در خشکی. الگو به قدری قوی بود که نیاز به بازنگری دقیق‌تری در کارکرد اکوسیستم‌ها را مطرح کرد. اگر تغییر صرفاً پاسخ مستقیم به تغییرات اقلیمی بود، انتظار داشتیم تبادل گونه‌ها پرتحرک‌تر باشد. اما داده‌ها خلاف این انتظار را نشان می‌دهند و حاکی از آن است که موانعی فراتر از صرفاً افزایش دما وجود دارد.

پویایی‌های درونی و کاهش ذخایر گونه‌ها

برای توضیح این کندی، نویسندگان مطالعه ایده‌ای را بررسی کردند که بر اساس آن پویایی جوامع تنها از نیروهای بیرونی مانند دما فرمان نمی‌پذیرد. در عوض، بسیاری از جوامع زیستی چنان رفتار می‌کنند که گویی در یک فاز نظریِ «جذب‌کننده‌های چندگانه» (Multiple Attractors) قرار دارند — رژیمی مفهومی که در آن گونه‌ها به‌طور مداوم به دلیل تعاملات درونی مانند رقابت، شکار و تغییر ناگهانی نیچ‌ها یکدیگر را جایگزین می‌کنند. این وضعیت را می‌توان به گونه‌ای خاکستریِ رقابت‌درونِ زیستی تشبیه کرد: هیچ گونه‌ای برای مدت طولانی میدان را در اختیار ندارد، زیرا شبکه تعاملات بی‌وقفه فرایند جابه‌جایی را نگه می‌دارد.

اما حرکت درونی برای ادامه نیازمند جریان ثابتی از تازه‌واردان بالقوه است. این جریان از استخر گونه‌های منطقه‌ای می‌آید: مجموع بزرگ‌تری از گونه‌ها که می‌توانند یک سایت محلی را کلونیزه کنند. هنگامی که زیستگاه‌ها تخریب می‌شوند و تنوع زیستی در سطح منطقه‌ای کاهش می‌یابد، گونه‌های کمتری برای پر کردن شکاف‌ها باقی می‌مانند. با نازک‌تر شدن استخر کلونیزورها، موتور درونی جایگزینی کند می‌شود. به‌عبارت دیگر، منظره‌ای که از دید محلی پایدار به نظر می‌رسد ممکن است کاهش در زنجیره تأمین زیستی گسترده‌تر را پنهان کند.

پژوهشگر ارشد، دکتر Emmanuel Nwankwo، این موضوع را این‌گونه بیان کرد: اکوسیستم‌ها زمانی نرخ جانشینی ثابتی داشتند زیرا گونه‌های فراوانی برای آزمون نیچ‌های جدید و بهره‌برداری از فرصت‌ها موجود بود. اما با از دست‌رفتن زیستگاه‌ها به‌دست انسان و کاهش تنوع منطقه‌ای، آن جانشینی در حال از دست دادن شتاب خود است. پروفسور Axel Rossberg، یکی از هم‌نویسندگان، بر وسعت این تغییر تأکید کرد: بسیاری از نقاط اکنون نرخ جانشینی حدود یک‌سوم کمتر از قبل از عصر گرمایش سریع را نشان می‌دهند.

از منظر نظری، پدیدهٔ «جذب‌کننده‌های چندگانه» نشان‌دهنده یک پیچیدگی بحرانی است: پویایی درونی می‌تواند خودبه‌خود تنوع محلی را حفظ کند، اما این مکانیسم به مجموعه‌ای متنوع از گزینه‌های خارجی وابسته است. اگر منبع خارجی خالی یا محدود شود، حتی یک شبکهٔ قوی از تعاملات نیز توانایی بازسازی و آزمون گزینه‌های جدید را از دست می‌دهد. به بیان دیگر، کاهش در مقیاس منطقه‌ای فرایندهای محلی را فلج می‌کند.

ابعاد فنی و شواهد روش‌شناختی

این نتیجه‌گیری بر پایهٔ آنالیز داده‌های طولانی‌مدتِ جمع‌آوری‌شده از منابع متنوعی به‌دست آمده است: مشاهدات بستر دریا، نمونه‌برداری‌های آب‌های داخلی، و پیمایش‌های زمینیِ گونه‌های گیاهی و جانوری. این داده‌ها معمولاً شامل نمونه‌برداری‌های استاندارد شده، رکوردهای زمانی و گاهی پیگیری‌های چندنسلی است. رویکرد مقایسهٔ قبل/بعد بر پایهٔ آغاز دورهٔ گرمایش سریع در دههٔ 1970 بوده که در بسیاری از مناطق جهان یک تغییر اقلیمی محسوس و سریع را نشان می‌دهد.

محدودیت‌های داده‌ای و تفسیرهای احتمالی نیز توسط نویسندگان مورد توجه قرار گرفته‌اند: تغییرات روش نمونه‌برداری، اختلاف در پوشش مکانی، و زمان‌بندی نامنظم مهم هستند. با این حال، فراگیری الگو در اکوسیستم‌های بسیار متفاوت و در مقیاس‌های زمانی کوتاه (1–5 سال) نشان می‌دهد که نتیجه‌گیری کلی از تصادف یا خطای نمونه‌گیری به‌سادگی قابل توضیح نیست.

تجزیهٔ داده‌ها بر مبنای شاخص‌های جانشینی و اندازه‌گیری سرعت تغییرات ترکیب گونه‌ای (community turnover metrics) انجام شده است. این شاخص‌ها شامل شاخص‌های تشابه-ناهمسانی، نرخ ورود و خروج گونه‌ها و تغییرات فراوانی نسبی گونه‌ها در بازه‌های زمانی مشخص است. کاهش مثبت و تکرارشونده در این شاخص‌ها در طول دهه‌های اخیر، دلیل قانع‌کننده‌ای برای نگرانی فراهم می‌آورد.

پیامدها برای تاب‌آوری و حفاظت

کاهش سرعت جانشینی گونه‌ها لزوماً نشانهٔ خوبی نیست. تاب‌آوری — توانایی اکوسیستم‌ها برای بازگشت از اختلال — تا حدی به پویایی و به استخر گسترده‌ای از گونه‌ها با صفات متنوع وابسته است. اگر جوامع محلی به‌خاطر فقدان تازه‌واردان از تغییر بازایستند، می‌توانند آسیب‌پذیر شوند: یک آشفتگی واحد یا شیوع بیماری ممکن است عواقب فاجعه‌باری داشته باشد زمانی‌که افزونگی‌ها و گزینه‌های عملکردی حذف شده باشند.

در عمل، یافته‌ها محدودیت نگاه کردن به یک فهرست ایستا از گونه‌ها به‌عنوان شاخص سلامت را نشان می‌دهند. رویکرد حفاظت که صرفاً بر حفظ ترکیب محلی تمرکز کند بدون آنکه پیوستگی منطقه‌ای و تنوع کلی را هدف قرار دهد، ممکن است مشکل عمیق‌تری را نادیده بگیرد: فرسایش فرآیندهایی که اکوسیستم‌ها را زنده نگه می‌دارند.

پاسخ‌گویی نیازمند سیاست‌هایی فراتر از حفاظت قطعات منفرد است. احیای کریدورهای زیستگاهی، جلوگیری از تکه‌تکه‌شدن زیستگاه، و بازسازی استخرهای گونه‌ای منطقه‌ای از طریق اقدامات هدفمند مانند بازوحشی‌سازی (rewilding) و جابه‌جایی‌های گونه‌ای (translocation) می‌تواند به تجدید جریان کلونیزورها کمک کند. همچنین برنامه‌های پایش باید نه تنها حضور گونه‌ها را ثبت کنند، بلکه نرخ‌های جانشینی و پهنای استخرهای منطقه‌ای را دنبال کنند تا فرآیندها برآورد و مدیریت شوند.

ابزارهای نوین پایش که می‌توانند به پاسخ‌دهی کمک کنند شامل استفاده از DNA محیطی (eDNA) برای آشکارسازی گونه‌های پنهان، شبکه‌های پژوهشی طولانی‌مدت (مثل Long-Term Ecological Research)، حسگرهای از راه دور و تحلیل‌های تلفیقی داده‌های مشاهداتی با مدل‌های گونه‌گسترده (species distribution models) است. این ترکیب اطلاعاتی می‌تواند بهتر منابعِ منطقه‌ای را شناسایی کرده و اولویت‌بندی اقدامات حفاظتی را راهنمایی کند.

دیدگاه کارشناسان

«دست‌افتادن به فهرست آرامی از گونه‌ها ممکن است وسوسه‌انگیز باشد که آن را پیروزی بنامیم،» می‌گوید دکتر Lila Chen، یک اکولوژیست حفاظتی که در این مطالعه مشارکت نداشته است. «اما آرامش می‌تواند نشانه‌ای از هشدار باشد. ما نیاز داریم خطوط تأمین اکولوژیکی — منابعی که جوامع محلی را تجدید می‌کنند — را بازسازی کنیم اگر می‌خواهیم اکوسیستم‌ها در اقلیمی در حال تغییر، سازگار باقی بمانند.»

این پژوهش نگرش ما نسبت به تنوع زیستی در برابر فشارهای اقلیمی را تغییر می‌دهد. گرم‌شدن سریع به‌صورت خودکار به معنای تغییرات اکولوژیکی سریع‌تر در هر مقیاسی نیست. گاهی گلوگاه درون‌زا است: شبکه حیات در حال تمام‌شدن از گزینه‌هاست. در چنین وضعیتی، محافظت از گونه‌ها به بیش از حفظ آنچه محلی باقی مانده است نیاز دارد؛ به احیای خطوط حیاتی منطقه‌ای که طبیعت را در حرکت نگه می‌دارند نیز وابسته است.

به‌علاوه، این نتایج نشان می‌دهد که سیاست‌های حفاظت باید بین‌المللی و چندمقیاسی باشند: همکاری میان مرزها برای محافظت از استخرهای گونه‌ای، تبادل داده‌ها و هماهنگی اقدامات مدیریتی یک ضرورت است. کنوانسیون‌های بین‌المللی مرتبط با تنوع زیستی و برنامه‌های منطقه‌ای می‌توانند چارچوب‌هایی برای هم‌افزایی و تخصیص منابع فراهم کنند تا روندهای کاهش استخرهای منطقه‌ای معکوس شود.

از منظر پژوهشی نیز، نیاز به داده‌های طولانی‌مدت بیشتر و پوشش مکانی گسترده‌تر واضح است. مطالعات آینده باید تعامل بین تغییرات اقلیمی، تخریب زیستگاه، آلوده‌سازی، و عوامل زیست‌محیطی محلی را به‌طور هم‌زمان بررسی کنند تا سهم نسبی هر یک در کاهش نرخ جانشینی مشخص شود. تنها با فهم بهتر مکانیسم‌ها می‌توان راهبردهای کارآمدی برای حفظ پایداری و تاب‌آوری تدوین کرد.

در جمع‌بندی، کاهش نرخ جانشینی گونه‌ها علامت هشدار جدی‌ای است دربارهٔ سلامت بلندمدت اکوسیستم‌ها و انعطاف‌پذیری آن‌ها در برابر تغییرات اقلیمی. راه‌حل‌ها باید فراتر از مرزهای حفاظت محلی باشند و استخرهای گونه‌ای منطقه‌ای را به‌عنوان منابع حیاتی برای پویایی اکولوژیکی مورد توجه قرار دهند.

کلمات کلیدی مرتبط: تنوع زیستی، جانشینی گونه‌ها، استخر گونه‌های منطقه‌ای، تاب‌آوری اکوسیستم، بازوحشی‌سازی، جابه‌جایی گونه، eDNA، پایش بلندمدت.

منبع: scitechdaily

ارسال نظر

نظرات

کوینپ

تحلیل جالب ولی یه کم تئوریکه، جذب‌کننده‌های چندگانه ایده‌ی خوبی دادن، با این حال دلم می‌خواد مثال‌های محلی بیشتری ببینم :)

پمپزون

خلاصه‌اش روشنه: فقط نگه داشتن فهرست گونه‌ها کافی نیست؛ باید استخرهای منطقه‌ای رو هم احیا کنیم. سیاست‌گذاری چندمقیاسی لازم است.

مهدی

چند سال پیش تو بازسازی تالاب دیدم وقتی منبع گونه‌ها کم شد، همه چیز قفل شد، این گزارش انگار همون تجربه رو توضیح میده

بیوانیکس

آیا واقعا داده‌ها به اندازه کافی یکنواخت و قابل مقایسه بودن؟ تغییر روش نمونه‌برداری رو چطور کنترل کردن، سوال بزرگ منه...

توربوام

معقول به نظر میاد، اما عملی کردنش سخته؛ بودجه، هماهنگی بین کشورها و برنامه‌ریزی منطقه‌ای لازمه

دیتاوی

وااای، یعنی موتور طبیعت داره کم‌کم از نفس می‌افته؟ فکر نکرده بودم اینقدر هشدار واقعی باشه... باید سریع فکری کنیم

مطالب مرتبط