8 دقیقه
تام هنکس نقش لینکلن را در اقتباسی بوکر میپذیرد
تام هنکس برای اولینبار در صفحه نمایش نقش آبراهام لینکلن را برعهده خواهد گرفت؛ در اقتباسی جسورانه از رمان برنده جایزه بوکر، «لینکلن در باردو» نوشتهٔ جرج ساندرز. طبق گزارش Deadline، کارگردانی این فیلم برعهده دوک جانسون خواهد بود؛ او که بیشتر بهخاطر همکاریش در ساخت فیلم استاپموشن نامزد اسکار «Anomalisa» شناخته میشود. این پروژه بهجای پیروی صرف از فرمول مرسوم درام تاریخی، وعدهٔ تلفیقی هنرمندانه میدهد: صحنههای لایو-اکشن برای تام هنکس در نقش لینکلن در کنار انیمیشن استاپموشن برای تجسم کر پرسروصدای روحانی رمان.
چرا این اقتباس اهمیت دارد
رمان جرج ساندرز که در سال 2017 منتشر شد، یک زندگینامهٔ معمولی نیست. محور اصلی اثر بر تجربهٔ سوگ لینکلن تمرکز دارد، زمانی که او با مرگ پسر 11 سالهاش، ویلی، دستوپنجه نرم میکند و همزمان مفهوم تبتی «بَردو» را — فضایی میان زندگی و تولد دوباره — کاوش میکند. روایت رمان عمدتاً در یک شب رخ میدهد و توسط مجموعهای از صداها که همواره تغییر میکنند و شبیه همنوایی کرال هستند بیان میشود. تبدیل ساختار تجربی و غیرخطی رمان به زبان سینما یک چالش مشخص است و انتخاب ترکیب لایو-اکشن و استاپموشن نشانهٔ تلاشی برای حفظ تُن نامتعارف و آزمایشگرانهٔ متن اصلی است.
گزینش تام هنکس نقش مهمی در مسیر حرفهای او محسوب میشود؛ هرچند او دههها نقش شخصیتهای تاریخی و آدمهای معمولی را بازی کرده — از ریچارد فیلیپس در «کاپیتان فیلیپس» تا فرد راجرز در «A Beautiful Day in the Neighborhood» — اما هرگز رئیسجمهور آمریکا را در قاب تصویر بازی نکرده است. مخاطبانی که با تصویر جدی و جایزهبردهٔ دانیل دی-لوئیس از لینکلن در فیلم استیون اسپیلبرگ در سال 2012 آشنا شدهاند، ناگزیر مقایسههایی خواهند داشت. با این حال، پرسونا و شخصیت ستارهای هنکس — گرمابخش، دارای همدلی و شدتِ درونیای که بهظاهر آرام است — میتواند زاویهای صمیمی و متفاوت به این تصویر تاریخی بدهد و تجربهٔ دیگری از شخصیت لینکلن ارائه کند.

طنینهای سبکی و زمینهٔ صنعتی
پیشزمینهٔ دوک جانسون در استاپموشن او را به انتخابی طبیعی برای مجموعهٔ ارواح و شخصیتهای متافیزیکی ساندرز تبدیل میکند. طرفداران «Anomalisa» با توانایی کارگردان در ترکیب عروسکگردانی دستی و احساسات خام انسانی آشنا هستند؛ مهارتی که برای بازسازی کر صوتی رمان و جلوههای روحی آن حیاتی است. فرمت هیبریدی فیلم عضو مجموعهٔ معدودی از پروژههای برجسته است که ترکیب انیمیشن و لایو-اکشن را برای کاوش حافظه و سوگ بهکار میگیرند؛ آثاری که بهجای واقعگرایی لفظی، از تکنیکهای عملی و انیمیشنی برای بازنمایی وضعیتهای درونی استفاده میکنند.
این اقتباس همچنین در زمانی عرضه میشود که فیلمسازان برای باززندهسازی علاقه به روایتهای تاریخی، با فرم بازی میکنند. به جای تکیه بر کلیشههای مرسوم درام تاریخی و بازسازی صرفاً دورهای، «لینکلن در باردو» به نظر میرسد از انیمیشن بهعنوان یک ابزار شاعرانه استفاده کند که به سوگ و احساسات ناملموس شکل ملموسی میبخشد. چنین رویکردی میتواند مخاطب را تشویق کند تا با جنبههای روانی سوگ و تاریخ بهصورت همزمان روبهرو شود.
بازیگری و انتظارات
رزومهٔ هنکس پر از تجسمهای عمیق از شخصیتهای واقعی و شخصیتهای خیالیِ همهجاحاضر است — از «فارست گامپ» تا «کست اوی» و مجموعهٔ «پویانمایی داستان اسباببازی» — و بیننده و منتقد هر دو منتظر خواهند بود ببینند چگونه او تعادل بین جدیت عمومیِ لینکلن و ناامیدی خصوصیاش را برقرار میکند. عناصر استاپموشن میتواند به شخصیتهای جانبی و همنواییِ صداها در رمان اجازه دهد تا از نظر بصری و احساسی متفاوت و مشخص شوند و تجربهای چندلایهٔ سینمایی خلق کنند که بین صحنههای واقعی و بخشهای متافیزیکی پل میزند.
النا موروزووا، تاریخنگار فیلم، دیدگاهی متعادل دربارهٔ این اقتباس دارد: «این یک برخورد بلندپروازانه از تجربهٔ ادبی و صنعت سینماست. اگر بهخوبی اجرا شود، میتواند روش تجربهٔ سوگ توسط مخاطبان عام را تازه کند بدون اینکه رزونانس تاریخی را از دست دهد.» چنین خوانشی نشان میدهد که ترکیب فرم و محتوا اگر با حساسیت تاریخی و هنری همراه باشد، میتواند هم مخاطب جشنوارهها و هم تماشاگر عام را جذب کند.
نکاتی که باید تماشا کرد
انتظار طراحی تولید خلاقانه، تعادل قوی میان لحظات واقعی و سوررئال و نوآوری در اجرای قوس یکشبهٔ رمان را داشته باشید. در سطح فنی، همکاری دوک جانسون با تیم انیمیشن احتمالاً شامل کارگاههای طولانیِ عروسکسازی، ساخت ماکتهای مینیاتوری، و تمرینهای مکرر برای هماهنگسازی عملکرد بازیگران لایو-اکشن با عناصر استاپموشن خواهد بود؛ فرایندی که یادآور تولیدات هنری و دستساز «Anomalisa» است.
موارد کلیدی که میتواند مسیر فیلم را تعیین کند عبارتاند از:
- طراحی تولید و آرتدیرکشن: شیوهٔ شکلدهی به فضای باردو بهطوری که هم شاعرانه و هم قابل فهم برای تماشاگر باشد، اهمیت زیادی دارد.
- تعادل لحن: حفظ پیوستگی میان احساسات واقعی سوگ و عناصر متافیزیکی بدون سقوط به شعارهای سهلالوصول.
- ترکیب بصری: نحوهٔ ادغام فیزیکی لایو-اکشن و فریمهای استاپموشن، از طریق نورپردازی، حرکات دوربین و تدوین.
- اجرای بازیگری: توانایی هنکس در انتقال عمق درونی شخصیت و ایجاد حس همدلی مخاطب با لینکلن بهعنوان فردی سوگوار.
فارغ از اینکه فیلم بهعنوان یکی از محبوبان جشنوارهها درآمد، مدعی جوایز شود یا صرفاً یک کنجکاوی خلاقانه تلقی شود، «لینکلن در باردو» در حال شکلگیری بهعنوان یکی از تجربههای سینمایی برجسته است که بین جایگاه ادبی و مهارتهای انیمیشن پلی میزند. برای سینمادوستانی که به اقتباسهای ادبی، فیلمسازی هیبریدی و درامهای تاریخی مبتنی بر اجرا علاقهمند هستند، این عنوان قطعاً قابل رصد است.
بهطور خلاصه، بازی گرفتن از تام هنکس در نقش لینکلن تنها یک خبر انتخاب بازیگر نیست؛ این سیگنالی است مبنی بر اینکه استودیوها هنوز به سرمایهگذاری در سینمای بلندپروازانه و فرممحور که از مخاطب میخواهد هم احساس کند و هم بیندیشد، ادامه میدهند. چنین پروژههایی میتوانند نقش مهمی در گسترش مرزهای روایت تاریخی و نمایش سوگ در سینما داشته باشند و مسیر تازهای در همآمیزی ادبیات و تصویر متحرک باز کنند.
در سطح محتوایی و تحلیلی، این اقتباس موضوعات متعددی را دربر میگیرد که میتوانند تبدیل به محور بحثهای فرهنگی و آکادمیک شوند: نحوهٔ بازنمایی رهبری در زمان خسران، اخلاق تصویرسازی سوگ کودکان در هنر، و مسئلهٔ تبدیلِ روایتهای کرال به فرم سینمایی تکچهره. هر یک از این موضوعات از منظر مطالعات فیلم، مطالعات تاریخچهٔ سینما و نقد ادبی میتواند فصلهای جداگانهای در تحلیل این فیلم داشته باشد.
از منظر بازار و بازاریابی، تیم سازنده باید تصمیمات ظریف و حسابشدهای بگیرد: آیا فیلم را ابتدا در جشنوارههایی همچون کن، ونیز یا تورنتو عرضه کنند تا سیگنال هنری بودنِ پروژه تقویت شود، یا با کمپین بازاریابی معطوف به بازیگر محوری مثل تام هنکس به سمت مخاطبان گستردهتر بروند؟ هر راهبردی مزایا و معایب خود را دارد و انتخاب بین آمیختن نگاه جشنوارهای و بازار عمومی یکی از چالشهای توزیع این نوع آثار هیبریدی خواهد بود.
به لحاظ فنی، تلفیق لایو-اکشن و استاپموشن نیازمند زمان و دقت فراوان در پیشتولید است: از همگامسازی نور و قاببندی تا تدوین ریتم میان دو جنس تصویری متفاوت. همچنین موسیقی و طراحی صدا نقش کلیدی در پل زدن میان جهانهای واقعی و ماورایی خواهند داشت؛ موسیقی میتواند عامل پیوندی باشد که تجربهٔ عاطفی مخاطب از هر دو جهان را یکپارچه سازد.
در پایان، این پروژه یک فرصت برای انتشار بحثی گسترده دربارۀ نوآوری در اقتباسهای ادبی فراهم میآورد. موفقیت آن نهتنها بر پایهٔ کیفیت اجرای فنی و بازیگری سنجیده خواهد شد، بلکه بر توانایی فیلم در حفظ روح رمان، انتقال پیچیدگیهای سوگ و خلق یک تجربهٔ سینمایی تأثیرگذار و بهیادماندنی استوار است. برای پژوهشگران، منتقدان و تماشاگران علاقهمند به همترازی ادبیات و سینما و نیز تکنیکهای نوین در فیلمسازی، «لینکلن در باردو» اثری است که باید با دقت دنبال شود.
منبع: smarti
نظرات
آرتم_
اگر جایزهجو باشن اول کن و ونیز، بعد اکران عمومی. یا یه کمپین با هنکس تا مخاطب عام جلب شه؟ سخت تصمیمه، ولی من پیگیرم🙂
آرش
هنکس عالیه ولی خیلی پروفایل مردمیه، نگرانم تبدیلِ لینکلن به مهره جذابیت سینمایی بشه. میتونن لطافت رمانو خراب کنن.
بیونیکس
نکته باردو و کر صوتی خیلی پیچیده اس؛ فکر میکنم استاپموشن میتونه حس متافیزیک رمانو بهتر منتقل کنه، اما موسیقی و صدا حیاتی ان.
توربو
این واقعیه؟ ترکیبش خیلی ریسکه، مخصوصا قیاس با دی-لوئیس. تام هنکس خوبه اما آیا تون میتونه عمق سوگ رو نشون بده؟
رودایکس
وااای؛ تام هنکس بهعنوان لینکلن؟ غیرمنتظره اما جذاب. ترکیب استاپموشن و لایو-اکشن میتونه حیرتآور باشه، امیدوارم اجرا بشه درست.
ارسال نظر