5 دقیقه
تصور کنید یک تُن ساده که با فرکانس ۴۰ چرخه در ثانیه نواخته میشود، پروتئینهای چسبناک مغز را جابجا کند تا در محلی قرار بگیرند که پزشکان بتوانند آنها را هدف قرار دهند. این ایده تا حدی شاعرانه به نظر میرسد. اما یک مطالعهٔ جدید روی نخستیسانان نشان میدهد که یک دورهٔ کوتاه تحریک صوتی ریتمیک ممکن است همین کار را انجام دهد: انتقال آمیلوئید بتا از بافت مغز به مایع مغزی-نخاعی، نشانهای که غالباً بهعنوان بهبود پاکسازی تفسیر میشود.
آیا این میتواند مکملی کمهزینه و غیرتهاجمی برای درمانهای موجود آلزایمر باشد؟ پژوهشگران مؤسسهٔ جانورشناسی کونمینگ (آکادمی علوم چین) دقیقاً قصد داشتند همین را در حیواناتی بررسی کنند که مغز آنها مانند مغز انسان پیر میشود.

آیا یک درمان صوتی کمهزینه و غیرتهاجمی میتواند جایگزینی ایمنتر برای درمانهای فعلی آلزایمر باشد؟ در میمونهای سالمند که بهصورت طبیعی الگوی آسیبشناسی شبیه آلزایمر انسان را نشان میدهند، پژوهشگران دریافتند تحریک شنوایی ۴۰ هرتز تأثیرات زیستی پایداری مرتبط با پویایی آمیلوئید ایجاد کرد.
آنچه این مطالعه انجام داد و چرا اهمیت دارد
تیم به سرپرستی دکتر شینتیان هو (Dr. Xintian Hu) با نه میمون رزوسِ مسن، در سنین ۲۶ تا ۳۱ سال، کار کرد؛ حیواناتی که پلاکهای آمیلوئیدی گستردهای مشابه بیماری آلزایمر انسانی در آنها تشکیل میشود. طراحی آزمایش ساده اما در اجرا دقیق بود: حیوانات گروه درمان یک ساعت در روز تحریک شنوایی ۴۰ هرتز دریافت کردند — یعنی یک تون خالص ۱ کیلوهرتز که با فرکانس ۴۰ چرخه در ثانیه مدوله شده بود — برای هفت روز متوالی. نمونههای مایع مغزی-نخاعی (CSF) قبل از درمان، بلافاصله پس از آن و دوباره ۳۵ روز بعد جمعآوری شد تا تغییرات بیوشیمیایی دنبال شود.
نتایج چشمگیر بود. سطوح دو پپتید کلیدی آمیلوئید بتا، Aβ42 و Aβ40، پس از یک هفتهٔ تحریک بهطور قابلتوجهی در CSF افزایش یافت — افزایشهایی بیش از ۲۰۰٪ نسبت به پایه. حتی شگفتانگیزتر اینکه: این غلظتهای افزایشیافته بیش از پنج هفته پس از توقف تحریک همچنان باقی ماندند. چنین پاسخ پایداری تا کنون در مدلهای موشی گزارش نشده بود.

تحریک شنوایی ۴۰ هرتز بهطور اختصاصی باعث افزایش چشمگیر بیش از ۲۰۰٪ در سطوح پروتئینهای Aβ42 و Aβ40 در CSF میمونهای سالخورده شد که بیش از پنج هفته پایدار ماند.
چرا افزایش آمیلوئید در CSF اهمیت دارد؟ در بسیاری از زمینههای آزمایشی، افزایش آمیلوئید محلول در CSF بهعنوان انتقال بار پپتیدی از رسوبات نامحلول در بافت مغز به محفظهای تفسیر میشود که مکانیزمهای پاکسازی میتوانند در آن عمل کنند. به عبارت دیگر: حرکت پروتئینها، نه تولید بیشتر آنها. پژوهشگران معتقدند همزمانسازی موج ۴۰ هرتز ممکن است مسیرهایی را تقویت کند که تجمع پروتئینها را متحرک کرده و حذف آنها را تسهیل میکنند.
چگونه این یافته در چارچوب پژوهش آلزایمر و نیازهای بالینی جای میگیرد
درمانهای ضدآمیلوئید فعلی — بهویژه آنتیبادیهای مونوکلونال — در کند کردن افت شناختی امیدوارکننده بودهاند اما با خطرات واقعی همراهاند: ورم مغزی و خونریزی از جملهٔ این عوارض است. یک رویکرد غیردارویی که سامانههای پاکسازی خود مغز را تحریک کند میتواند عوارض جانبی را کاهش دهد، هزینهها را پایین بیاورد و در صورت اثبات اثربخشی در انسان دسترسی را گسترش دهد.
یک مزیت دیگر این است که مغزهای نخستیسانان از نظر ساختار، طول عمر و الگوی طبیعی تجمع آمیلوئید به مغز انسان نزدیکتر از جوندگان هستند. مشاهدهٔ یک اثر قوی و با دوام در رزوسهای سالخورده، استدلال برای انجام آزمایشهای انسانی با احتیاط و طراحی مناسب را تقویت میکند.
با این حال، شکافهایی باقی است. مکانیزم پشت افزایش پایدار CSF بهطور کامل روشن نشده است. آیا میکروگلیاها فعال میشوند؟ آیا پاکسازی عروقی بهبود مییابد؟ یا تحریک ریتمیک فعالیت شبکههای عصبی را تغییر میدهد تا حلپذیری آمیلوئید را تسهیل کند؟ این مطالعه هر یک از این پرسشها را باز میگذارد تا بررسی باشند، نه آنکه آنها را ببندد.
دیدگاه کارشناسان
«پایداری افزایش آمیلوئید در CSF هفتهها پس از یک دورهٔ کوتاه تحریک ۴۰ هرتز غیرمنتظره بود»، میگوید دکتر لیون چن (Dr. Liwen Chen)، متخصص مغز و اعصاب که در این مطالعه شرکت نداشت. «اگر این نتایج تکرار شوند، نشاندهندهٔ تنظیم مسیرهای پاکسازی پایدار بهجای توزیع موقتی است. این امر پیامدهای عملی برای دوزدهی، ایمنی و ادغام با سایر درمانها دارد.»
گامهای ترجمانی نیازمند آزمونهای ایمنی دقیق، بهینهسازی پروتکلهای تحریک و نشانگرهای زیستی هستند که فایدهٔ بالینی را پیشبینی کنند. با این وجود ایدهٔ استفاده از صدا — ارزان، غیرتهاجمی و مقیاسپذیر — برای کمک به مغز در پاکسازی پروتئینهای سمی جذاب است. این پیشنهاد نوع جدیدی از مداخله را به وجود میآورد: مداخلهای که به همان اندازه گوش میدهد که درمان میکند.
همانطور که پژوهشگران گامهای بعدی را برنامهریزی میکنند، کارآزماییهای انسانی امکانسنجی باید دقت علمی را با ضرورت بالینی متعادل کنند و به یک سؤال ساده اما حیاتی پاسخ دهند: آیا صداهای ریتمیک میتوانند شناخت را بهبود بخشند یا روند زوال را کند کنند، بهویژه زمانی که با نشانگرهای زیستی همراه شوند که تغییرات معنیدار را نشان دهند؟
این کار درمانی را وعده نمیدهد؛ بلکه ابزار متفاوتی ارائه میکند که ممکن است در کنار داروها، تغییرات سبک زندگی و دیگر روشهای نورومدیولاسیون قرار گیرد تا رویکرد ما به مدیریت نورودژنراسیون را بازتعریف کند.
منبع: scitechdaily
نظرات
بایونیکس
جالبه ولی این افزایش آمیلوئید در CSF واقعا علامت پاکسازیه یا فقط جابجایی موقت؟ دادهها خوبه اما توضیح مکانیزم لازمِ.
دیتاویو
وااای، یعنی یه تون ساده و ۴۰ هرتز میتونه انقدر اثر بذاره؟ عجیب و امیدوارکننده، ولی خب آدم نگران جزئیات میشه
ارسال نظر