3 دقیقه
تصور کنید یک سفینه فضایی را به دست دیگری بسپارید و ببینید در مسیری پرواز میکند که هرگز برایش برنامهریزی نکرده بودید. جیمز گری، در اصل، سرنوشت اکران سینمایی بهسوی ستارگان را همینگونه توصیف میکند.
گری هنگام تبلیغ تازهترین فیلمش، ببر کاغذی، دوباره به موضوعی برگشت که از زمان درام فضایی برد پیت سایهاش را بر او انداخته است: نسخهای از بهسوی ستارگان که تماشاگران دیدند، همان نسخهای نبود که او میخواست. او میگوید فیلم در مرحله تدوین از کنترلش خارج شد. آشفتگیهای استودیویی هم در این ماجرا بیتأثیر نبود. فاکس قرن بیستم زمانی که فیلم در مرحله پستولید قرار داشت به دیزنی فروخته شد و با مدیریت تازه، افراد تازهای هم وارد فرایند نهاییسازی شدند.
گری تأکید میکند فیلمی که در سینماها اکران شد، نسخه تدوینشده او نبود. به گفته او، در تدوین مطلوبش حدود دوازده دقیقه از فیلم حذف میشد. مهمتر از آن، لحن فیلم تغییر میکرد. نسخه اکرانشده در مراحل پایانی پستولید چند افزوده پیدا کرد، از جمله روایتهای درونی برد پیت، صحنههای اکشن اضافه و فلاشبکهایی با حضور لیو تایلر؛ عناصری که گری میگوید در تصور اولیه او از فیلم جایی نداشتند.
بودجه هم اهمیت داشت. گزارشها هزینه ساخت بهسوی ستارگان را نزدیک به ۸۰ میلیون دلار اعلام کردهاند. در مقابل، ببر کاغذی با بودجهای حدود ۱۵ میلیون دلار ساخته شد. گری معتقد است مقیاس کوچکتر به معنای آزادی خلاقانه بیشتر است. وقتی یک پروژه بزرگ و پرهزینه میشود، مدیران بیشتری وارد کار میشوند و یادداشتها و دستورهای بیشتری از راه میرسد. حتی اگر نام کارگردان روی پوستر باقی بماند، شکل نهایی فیلم ممکن است نه در اتاق تدوین، بلکه در اتاقهای جلسه و بر پایه مصالحهها تعیین شود.

این واقعیت تلخی خاص خودش را دارد. کارگردانان به دنبال مؤلف بودن هستند، نه فقط پاسخگو ماندن. وقتی راهبردهای استودیویی و ادغامهای شرکتی مسیر اتاق تدوین را تعیین میکنند، صدای واقعی یک فیلم متعلق به چه کسی است؟ گلایههای گری یادآوری میکند که مؤلف بودن در هالیوود امروز، اغلب قلمرویی محل مناقشه است.
بهسوی ستارگان مخاطبان خودش را پیدا کرد و بسیاری از تصویرپردازی فیلم و بازی برد پیت تمجید کردند. با این حال، فیلم در گیشه آمریکا کمتر از انتظار ظاهر شد و در بازار داخلی حدود ۵۰ میلیون دلار فروش داشت. از نگاه گری، این ناکامی مالی نشانهای شخصیتر هم بود: فیلمی که در مراحل پایانی دستخوش تغییر میشود، ممکن است انسجامش را از دست بدهد و همراه با آن، شتابش در گیشه سینما نیز کم شود.
ببر کاغذی برای گری تجربهای کاملاً متفاوت رقم زده است: کنترل دقیقتر، خط روایی روشنتر و یادداشتهای بیرونی کمتر. او بیپرده میگوید این مقیاس را ترجیح میدهد، چون مسئولیت تصویر نهایی نباید یکطرفه باشد. اگر دیگران آزادند فیلمی را تغییر دهند، کارگردان هم نباید به تنهایی بار واکنشها و داوری درباره آن را به دوش بکشد.
آیا نسخه مطلوب گری از بهسوی ستارگان روزی منتشر خواهد شد؟ نسخههای کارگردان و تدوینهای جایگزین در عصر پلتفرمهای استریم راه خود را برای دیده شدن پیدا میکنند. طرفداران فیلم و علاقهمندان به بحث کنترل خلاقانه در سینما، چشمانتظار خواهند ماند و میپرسند آیا فیلمی که دیدهاند همان فیلمی بوده که قرار بوده ساخته شود یا نه.






.webp)







نظر بگذارید
نظرات (3)
تو پروژهها دیدم، بودجه بالا یعنی دخالت بیشتر، آزادی خلاقی کم میشه ساده و تلخ 🙂
واقعا؟ نسخهای که دیدیم همونی بود که گری خواسته؟ یا استودیو با ادغام همه چیو تغییر داد، نسخه کارگردان کجاست؟
وای... خیلی دردناکه وقتی کارگردان نسخه نهایی رو از دست میده. انگار روح فیلمو دزدیدن، حیف