4 دقیقه
اگر تا به حال هنگام تمیز کردن ظرف خاک گربه مکث کردهاید و از خود پرسیدهاید آیا حیوان خانگیتان میتواند بر مغز شما اثر بگذارد، تنها نیستید. یک مرور پژوهشی در سال ۲۰۲۳ بر روی ۱۷ مطالعه، دوباره پرسشی بحثبرانگیز را زنده کرده است: آیا زندگی با گربه با افزایش احتمال بروز اختلالات مرتبط با اسکیزوفرنی ارتباط دارد؟
جان مکگراث و همکارانش در مرکز پژوهش سلامت روان کوئینزلند، چهار دهه پژوهش از ۱۱ کشور را بررسی کردند و از یک «ارتباط مثبت و معنادار» میان مالکیت گربه، با تعریف گسترده، و افزایش خطر اختلالات طیف اسکیزوفرنی خبر دادند. در برخی تحلیلهای تعدیلشده، افرادی که با گربه در تماس بودهاند، حدود دو برابر بیشتر با پیامدهای مرتبط با اسکیزوفرنی روبهرو شدهاند. چشمگیر است، بله. قطعی است؟ بههیچوجه.
دلیل این احتیاط چیست؟ چون بیشتر مطالعات پایهای این مرور، یعنی ۱۵ مطالعه از ۱۷ مطالعه، از نوع مورد-شاهدی بودند. این پژوهشها میتوانند الگوها را نشان دهند، اما در تشخیص علت و معلول دچار لغزش میشوند. عوامل مخدوشکننده در کمیناند: وضعیت اجتماعی و اقتصادی، محیط دوران کودکی، زندگی در روستا یا شهر، و حتی زمان تماس با گربه. در مطالعات باکیفیتتر این مرور، وقتی این متغیرها در نظر گرفته شدند، ارتباطهای ظاهری معمولاً ضعیفتر شدند.

متهم همیشگی در این داستان، توکسوپلاسما گوندیآی است؛ انگلی شایع که در گربهها تولیدمثل میکند. این انگل میتواند از راه گوشت آلوده، آب آلوده یا تماس با مدفوع عفونی نیز به انسان منتقل شود. پس از ورود به بدن، توکسوپلاسما گوندیآی میتواند به دستگاه عصبی مرکزی برسد و با سامانههای انتقالدهندههای عصبی تعامل داشته باشد. پژوهشهای آزمایشگاهی و همهگیرشناختی این انگل را با تغییرات ظریف شخصیتی، افزایش تجربههای شبهروانپریشی و، البته بهطور بحثبرانگیز، برخی اختلالات عصبی مرتبط دانستهاند.
اما ارتباط آماری با انتقال از حیوان خانگی به انسان یکسان نیست. میلیونها نفر بدون هیچ علامتی حامل توکسوپلاسما گوندیآی هستند. همچنین هر مطالعهای که ارتباط میان گربه و سلامت روان را بررسی کرده، به نتیجه مثبت نرسیده است. برخی پژوهشها تماس با گربه در کودکی را با ویژگیهای مرتبط با روانپریشی در سالهای بعد مرتبط میدانند؛ مطالعات دیگر هیچ ارتباطی پیدا نکردهاند. یک مقاله هیچ ارتباط کلی میان داشتن گربه پیش از ۱۳ سالگی و اسکیزوفرنی در آینده نیافت، اما بازهای محدودتر، یعنی ۹ تا ۱۲ سالگی، را مشخص کرد که در آن نوعی ارتباط دیده شد. ناسازگار، آزاردهنده و در عین حال کنجکاویبرانگیز.
رشتههای دیگری هم برای دنبال کردن وجود دارد. چند مطالعه، امتیازهای بالاتر در مقیاسهای اسکیزوتایپی را در میان افرادی مشاهده کردند که گازگرفتگی گربه را گزارش کرده بودند. همین موضوع این گمانه را مطرح کرد که شاید عفونتهای منتقلشده از طریق گازگرفتگی، مانند پاستورلا مولتوسیدا، نقش داشته باشند، نه توکسوپلاسما گوندیآی ناشی از مدفوع. نمونههای کوچک دانشجویی و گروههای بالینی ناهمگون نیز در این ادبیات پژوهشی دیده میشوند؛ همین تنوع باعث میشود ترسیم یک خط روشن و قابل اعتماد در میان دادهها دشوار باشد.
.avif)
پس چه چیزی میتواند تکلیف را روشن کند؟ مطالعات همگروهی بزرگ و آیندهنگر، با نمونههای نماینده جامعه و سنجش دقیق میزان تماس، زمان تماس و عوامل مخدوشکننده احتمالی. نشانگرهای زیستی عفونت، تاریخچه دقیق تماس با گربه و توجه جدی به متغیرهای اجتماعی، اقتصادی و محیطی میتوانند مسیر را بسیار روشنتر کنند. تا آن زمان، شواهد قابل تأملاند، اما هنوز فاصله زیادی با نتیجهگیری قطعی دارند.
نتیجههای عملی فعلاً ساده و منطقیاند: هنگام کار با ظرف خاک گربه بهداشت را رعایت کنید، اگر باردار هستید یا سیستم ایمنی ضعیفی دارید از تماس با مدفوع گربه خودداری کنید، و در صورت بروز عفونت غیرعادی پس از گازگرفتگی، به پزشک مراجعه کنید. برای دانشمندان نیز پیام بلندتر است: مطالعات بهتری طراحی کنید؛ نشانههای موجود در دادهها ارزش پیگیری دقیق و سختگیرانه را دارند.
آیا گربهها شریکان خاموش یک مسیر نادر به سوی بیماری روانی جدی هستند، یا فقط قربانیان آسان در شبکهای پیچیده از عوامل خطر؟ این بحث همچنان کاملاً باز است و ارزش پیگیری نزدیک را دارد.







.webp)






نظر بگذارید
نظرات (3)
خوبه که هشدار دادن، ولی بیشتر مطالعات مورد-شاهدی بودن و عوامل مخدوشکننده زیاده. صبر کنین با دادههای بهتر و آیندهنگر ببینیم قضیه چی میشه، عجله نکنیم.
یعنی واقعا تماس با گربه خطر اسکیزوفرنیا رو دو برابر میکنه؟ خیلی چیزا رو باید کنترل کنن، نمونهها کوچیکن و متغیرها زیاده، بعید میدونم این همه قطعیت داشته باشه
وااای، جدی؟ همیشه گربههامو دوست داشتم اما الان یه کم نگران شدم… آیا همهچیز فقط همبودی بوده یا واقعاً نکتهای پنهانه؟