راز منشأ سنگ های باستانی تیرهای شیطان در یورکشایر

پژوهش تازه نشان می‌دهد سنگ‌های ایستاده تیرهای شیطان از صخره‌های بریمهم، در ۱۸ کیلومتری بنا، آورده شده‌اند و این کشف نگاه ما به مهندسی و آیین جوامع پیشاتاریخ بریتانیا را تغییر می‌دهد.

.3 دیدگاه
راز منشأ سنگ های باستانی تیرهای شیطان در یورکشایر

3 دقیقه

دنبال کردن در گوگل

تصور کنید تخته‌سنگی ۲۵ تنی را در مسافتی طولانی از دل زمین‌های ناهموار یورکشایر جابه‌جا می‌کنید. بدون موتور. بدون طناب‌های امروزی. فقط با نیروی انسان، برنامه‌ریزی و اراده‌ای سرسخت.

این تصویر اکنون بر پایه شواهد محکم استوار شده است. بررسی تازه زمین‌شناسی به رهبری دانشگاه کرتین و با همکاری پژوهشگران دانشگاه یورک، منشأ سنگ‌های تیرهای شیطان، بلندترین ردیف سنگی برجای‌مانده در بریتانیا، را تا صخره‌های بریمهم دنبال کرده است؛ بیرون‌زدگی سنگی ناهموار در حدود ۱۸ کیلومتری این یادمان در نزدیکی باروبریج. این سنگ‌های ایستاده تا حدود هفت متر ارتفاع دارند و قرن‌ها ذهن عتیقه‌شناسان و باستان‌شناسان را به خود مشغول کرده‌اند.

این گروه پژوهشی با استفاده از روشی غیرتهاجمی بر پایه چسب نواری، دانه‌های بسیار ریز معدنی را که از سطح سنگ‌ها برداشته شده بود تاریخ‌گذاری کرد. این «اثر انگشت‌های» معدنی با سنگ‌های بریمهم همخوانی داشت و به پژوهشگران امکان داد انتقال طبیعی توسط یخچال‌ها را رد کنند. نتیجه روشن است: انسان‌ها این بلوک‌ها را آگاهانه جابه‌جا کرده‌اند؛ آن‌ها را از چشم‌اندازی عبور داده‌اند که در آن، سنگ مناسب بسیار نزدیک‌تر از معدن چشمگیری بود که در نهایت انتخاب شد.

دکتر آنتونی کلارک از گروه مقیاس‌های زمانی سامانه‌های معدنی دانشگاه کرتین می‌گوید: «آن‌ها راه آسان را انتخاب نکردند.» جمله‌ای کوتاه. انتخابی آگاهانه. حمل سنگ‌هایی با این وزن نیازمند سازمان‌دهی دقیق و مهارت مهندسی بوده است؛ دانشی که ما را وادار می‌کند برداشت خود را از شیوه ساخت یادمان‌ها در جوامع پیشاتاریخ بازنگری کنیم.

پیش‌تر، صخره‌های پلامپتون که به تیرهای شیطان نزدیک‌ترند، به عنوان منشأ احتمالی این سنگ‌ها مطرح شده بودند. اما همخوانی تازه با بریمهم این فرضیه را کاملا دگرگون می‌کند. چرا باید چنین تلاش اضافی‌ای انجام شده باشد؟ ساده‌ترین پاسخ، به ندرت تمام ماجراست. صخره‌های بریمهم چشم‌اندازی نمایشی و سرشار از روایت است؛ انتخاب آن نشان می‌دهد دلایل فرهنگی، نمادین یا آیینی می‌توانسته به اندازه ملاحظات عملی اهمیت داشته باشد.

دکتر جیم لیری از دانشگاه یورک توضیح می‌دهد که این کشف، یادمان را به عنوان بخشی از چشم‌اندازی گسترده‌تر و سرشار از معنا بازتعریف می‌کند. موضوع فقط جابه‌جایی سنگ نبود. مسئله پیوند دادن مکان‌ها بود؛ آوردن بخشی از آن معنا به محیطی تازه و تثبیت آن در جایی که نسل‌های بعد بتوانند آن را بخوانند و دوباره تفسیر کنند.

اهمیت روش چسب نواری در این است که سنگ‌ها را دست‌نخورده نگه می‌دارد و در عین حال داده‌های دقیق زمین‌شناسی فراهم می‌کند. دانه‌های بسیار ریز، که برای چشم غیرمتخصص دیده نمی‌شوند، اطلاعات ایزوتوپی و سنی را در خود دارند و مانند مهرهای مکانی عمل می‌کنند. با همین شواهد، پژوهشگران توانستند انتقال یخچالی را نیز کنار بگذارند: نیروهای طبیعی کار سنگین را انجام نداده‌اند؛ انسان‌ها آن را انجام داده‌اند.

گام‌های بعدی از هم‌اکنون برنامه‌ریزی شده است. این گروه می‌خواهد همین شیوه نمونه‌برداری کم‌اثر را روی سنگ‌های ایستاده معمایی دیگر نیز به کار ببرد و کاوش‌های هدفمند را هم در تیرهای شیطان و هم در بریمهم انجام دهد. این کاوش‌ها می‌تواند نشان دهد سنگ‌ها چه زمانی از جای خود جدا شدند و گروه‌های انسانی چگونه منابع را برای جابه‌جایی آن‌ها بسیج کردند.

فعلا دو شاخصه برجسته یورکشایر با داستانی انسانی از ۴۰۰۰ سال پیش به هم گره خورده‌اند؛ داستانی از قصد، تلاش و انتخاب چشم‌انداز. اگر فقط بدانیم کجا باید نگاه کنیم، چه روایت‌های دیگری در بستر سنگی زمین حک شده است؟

فرشاد واحدی
به دنیای علم خوش اومدی! من فرشاد هستم، کنجکاو برای کشف رازهای جهان و نویسنده مقالات علمی برای آدم‌های کنجکاو مثل خودت!

نظر بگذارید

نظرات (3)

راهچرخ

خوبه که از روش کم‌اثر استفاده کردن، ولی بنظرم دارن شواهد فرهنگی رو زیاد جلو میندازن. شاید صرفا آیینی نبوده، یا.. توضیحات بیشتر لازمه

مهدی

جالبه ولی واقعاً میشه اطمینان داشت که یخچال‌ها بیرون؟ روش چسب نواری چطوری جلوی آلودگی رو میگیره، نمونه‌ها ممکنه جا‌به‌جا شده باشن؟ 🤔

لابکور

وااای، یعنی آدم‌های عصر برنز واقعاً این سنگای ۲۵ تنی رو کشیده بودن؟ فکر نمیکنم اصلا تصورش ساده باشه! چه اراده و هنری توش بوده...