3 دقیقه
فصل پنجم سریال خرس مثل صدای بههمخوردن ماهیتابهها پیش از یک سرویس شلوغ از راه میرسد: بلند، دقیق و غیرقابل چشمپوشی. حس یک پرده پایانی را دارد، اما پردهای که حاضر نیست همه چیز را مرتب و تمیز جمع کند. کارمی برزاتو دوباره به آشپزخانه برگشته و میان استانداردهای سختگیرانهای که این سریال را به وسواس محبوب مخاطبان تبدیل کرد، و زندگی شخصیاش با سیدنی و ریچی که آرام و زیرپوستی میجوشد، دستوپا میزند. تنش دائمی است. فشار دائمی است. نتیجه چیست؟ تلویزیونی که همزمان مزه خطر و آرامش میدهد.
منتقدان در مجموع با تحسین از این فصل استقبال کردهاند و تمرکز شخصیتمحور و دقت احساسی سریال را ستودهاند. در راتن تومیتوز، فصل پنجم ۵۲ نقد و امتیاز ۹۸ درصد منتقدان را دارد. متاکریتیک نیز ۲۶ نقد و امتیاز ۸۱ از ۱۰۰ را ثبت کرده است. عددها فقط بخشی از ماجرا را میگویند؛ نکته جالبتر این است که منتقدان لحن فصل را چگونه توصیف میکنند: دقیق، گاهی لطیف، گاه آشفته، و بسیار انسانی.
امتیازهای بالا با ستایشهای بزرگ همراه شدهاند. «۱۰۰ از ۱۰۰، اسکرین رنت | بن گیبونز» این فصل را یکی از گیراترین فصلهای پایانی میداند و اشاره میکند که سریال با آرامش و دقتی هدفمند پیش میرود. «۱۰۰ از ۱۰۰، امپایر | آمون وارمن» معتقد است سریال برای آخرین بار همه توان خود را میگذارد و هر استعارهای از ستاره میشلن را که به دست میآورد، واقعا سزاوارش است. «۱۰۰ از ۱۰۰، راجرایبرت دات کام | کلینت ورثینگتون» مینویسد همه نشانهها از یک پایان پیروزمندانه خبر میدهند، حتی اگر هنوز آخرین قسمت در دسترس نباشد.

البته همه نگاهها ستایش بیقیدوشرط نیستند. «۹۰ از ۱۰۰، کولایدر | ترزا لاکسون» قسمت ماقبل پایانی را انفجاری توصیف میکند و قسمت آخر را پایانی آرامتر و خوشساخت میداند که اضافات گذشته را کنار میزند و پایانی بهحق شیرین و امیدوارکننده باقی میگذارد. از نگاه گاردین، «۸۰ از ۱۰۰ | ریچل آروستی» آشپزخانه هنوز آشفته است، اما حالا به مکانی برای همدلی تبدیل شده؛ اگر پایان خوشی ممکن باشد، هم گروه آشپزخانه و هم بینندگان آن را به دست آوردهاند.
صداهای محتاطتر هم دیده میشوند. «۷۰ از ۱۰۰، ورایتی | آلیسون هرمن» استدلال میکند که سریال بر ضربآهنگهای آشنا تکیه دارد؛ قدرت رستگارکننده غذا، احساساتگرایی آشفته، و برای برخی طرفداران قدیمی، بخش پایانی شاید نتواند نقاط ضعف سریال را کاملا پاک کند. «۶۰ از ۱۰۰، هالیوود ریپورتر | دنیل فاینبرگ» بخشهایی از فصل را محتاط و حتی امن میخواند، هرچند ریسکهایی را که باعث شکوفایی سریال در فصلهای پیشین شد، به رسمیت میشناسد. «۶۰ از ۱۰۰، آیجیان | لین باتکوویچ» میپذیرد که قسمت پایانی لحظات درخشانی دارد و قسمت هفتم را در میان بهترین قسمتهای سریال قرار میدهد، اما در نهایت این خداحافظی را کمی بیش از حد آغشته به احساسات میبیند.
آنچه نقدها را به هم پیوند میدهد، این حس است که خرس هرگز از انسانها فاصله نمیگیرد. آشوب یک آشپزخانه در شیکاگو همچنان صحنهای هوشمندانه برای مواجهههای صمیمی است: بدهیها، جاهطلبیها، سوگ و عشقی سرسخت. سریال پرسشهای بزرگی درباره خلاقیت زیر فشار و معنای غذا دادن به آدمهای اطراف، و تغذیه شدن از سوی آنها، مطرح میکند. از اخلاقگرایی مرتب و آماده دوری میکند. در عوض ترجیح میدهد صحنهها نفس بکشند تا حقیقت یک رابطه یا انتخاب یک شخصیت آرامآرام خودش را نشان دهد.
اگر از ابتدا با سریال خرس همراه بودهاید، فصل پنجم بیشتر شبیه تلاشی است برای احترام گذاشتن به وفاداری شما، نه بازنویسی سریال به چیزی کاملا متفاوت. اگر دیرتر به آن رسیدهاید، منتقدان میگویند همچنان در شدت، ظرافت و مهارت ساخت آن پاداش خود را پیدا میکنید. در هر صورت، آخرین سرویس حالا در حال چیده شدن است؛ آشفته، دقیق و کاملا زنده. آیا پشت پیشخوان سرو جا میگیرید؟
.avif)


.avif)













نظر بگذارید
نظرات (3)
از اول با خرس بودم، این فصل انگار داره به وفاداریِ تماشاچی احترام میذاره نه بازنویسی کامل. بعضی سکانسها موسیخ کرد، بعضیاش خیلی احساسی شد، ولی زندهست
آیا واقعا همه نقدها اینقدر مثبتن؟ ۶۰ و ۷۰ هم هستن، برای من بعضی فصلها جسورتر میخواستن باشن
وااای این توصیف «آخرین سرویس» دقیقا حس نفسگیر داد! هم ترس، هم آرامش... کنجکاوم ببینم گرهها چطور باز میشن